C.V.A: حوادث عروق مغزي
CVA پيشرونده يا حمله مغزي كه در ارزيابي ترمبوز بعنوان عامل آن مشخص شده است با اختلال نورولوژيك خفيف شروع مي شود در طي يك يا دو روز بدتر مي شود
CVA كاملك
يك نقص كامل نورولوژيك كه با يك شروع ناگهاني توسط بيمار تجربه مي شود.
شايعترين علت CVA ترمبوز است. ساير عوامل شامل آمبولي و خونريزي مي باشند. عوامل خطر كه احتمال CVA را افزايش مي دهند عبارتند از: آترواسكروزيز، فشار خون بالا، ريس ريتمهاي قلبي بيماريهاي رماتيسمي قلب، ديابت سليتوس، نقرس، افت فشار وضعيتي و هايپرتروفي قلب ساير عوامل خطر شامل بالا بودن سطح سرمي تري گليسريد و روش زندگي بي تحرك (روش زندگي غيرفعال) استفاده از داروهاي ضدبارداري، سيگار كشيدن و سابقه فاميلي حوادث عروق مغزي (CVA).
علائم كلينيكي اختصاصي CVA با توجه به شريان درگير تغيير است و نتيجتاً، فقط به قسمتي از مغز خون عرضه ميشود) در صدمات خيلي شديد و وسيع عروق جانبي (كومترال) براي كمك به جبران كاهش عرضه خون به مغز وسعت پيدا مي كنند (انشعاب مي يابند)
اگر CVA در نيمكره چپ اتفاق بيفتد، علائمي كه ايجاد ميشود در سمت راز بروز مي كند. اگر در نيمكره راست CVA اتفاق بيفتد علائم در سمت چپ نمايان مي شوند.
بهرحال CVA كه باعث آسيب اعصاب كرانيال (مغزي) ميشود علائمي از اختلال در عملكرد اعصاب مغزي مشابه يك خونريزي ايجاد ميكند (عوارض ناشي از خونريزي)
معمولاً علائم ايجاد شده را براساس شريان درگير دسته بندي مي كنند. همچنين ميتواند بعنوان مخاطره آمير عمومي و مركزي دسته بندي شود.
شريان مغزي مياني:
اين نوع CVA ممكن باعث آفازي (عدم تكلم) شود. (كاهش قدرت تكلم، نوشتن، يا علائمي از كاهش درك گفتاري يا زبان نوشتاري را نشان مي دهد).
اختلال در تكلم (اختلال در سخن گفتن)، كاهش ميدان بينايي و فلج نيمه بدن درست مبتلا (شدت آن در صورت و دست نسبت به پا بيشتر است). از علائم درگيري شريان مياني مغز است.
شريان كادرتيد: بيمار ممكنست خستگي و ضعف ، گرفتگي، اختلال حواس، اختلالات بينايي و تغيير سطح هوشياري صداهاي اضافي كه روي عروق شنيده ميشود. سردرد، آفازي و پتوز (افتادگي پلك) را در سمت مبتلا تجربه كند.
شريان معده اي:
بيمار ممكن است ضعف، ناتواني در سمت مبتلا، بي حسي اطراف دست و دهان، كاهش ميدان بينايي، دوبيني، (2 تصوير از يك مورد ساده) تطابق ضعيف، ريس فاژي، ناهماهنگي كلام، سرگيجه، فراموشي و نارسايي تطابق ماهيچه اي (عدم تعادل) را تجربه كند.
شريان قدامي مغزي:
اين نوع از حمله مغزي مي تواند باعث كاهش سطح هوشياري، ضعف و ناتواني و گرفتگي و سستي در سمت مبتلا (خصوصاً در پا) بي اختياري ادراري و كاهش تطابق شود. همچنين مي تواند اختلال عملكرد حركتي و حسي و اختلالات شخصيتي را ايجاد كند.
شريان خلفي مغزي: فلجي معمولاً رخ نمي دهد. بيمار ممكنست كاهش ميدان ديد، اختلال حواس، كوما و كوري كورتيكال (ناشي از قشر مغز) را تجربه كند.
تستهاي تشخيصي: سي تي اسكن نشان مي دهد كه حمله مغزي ناشي از ترمبوز، خونريزي، تومور يا هيدروسفالي است. سي تي اسكن مغز نواحي ايسكميك را نشان مي دهد اما اگر 2 هفته از CVA گذشته باشد ممكنست موثر نباشد. ساير تستها شامل: Lp، افتالموسكوپي، آنژيوگرافي، ECG و مطالعات آزمايشگاهي است.
درمان:
اقدامات درماني موثر در CVA شامل: داروهاي ضدتشنج براي درمان حملات، داروهاي شل كننده مدفوع جهت جلوگيري از سفت شدن مدفوع كه اينها باعث افزايش ICP ميشوند. كورتيكوستروئيدها جهت به حداقل رساندن ادم مغزي، داروهاي ضد درد جهت كنترل سردرد كه ممكن است بدنبال CVA هموراژيك ايجاد شود. معمولاً استفاده از آسپرين در CVA هموراژيك منع مصرف دارد بخاطر اينكه مصرف آن تمايل خونريزي مغزي را افزايش ميدهد. اما ممكنست در جلوگيري از ايجاد TIA (حملات زودگذر مغزي) موثرباشد.
درمان جراحي جهت بهبود جريان خون مغزي براي بيماري كه دچار CVA ترمبوتيك يا آمبولي شده است شامل. برداشتن انتهاي شريان (برداشتن پلاكهاي آترواسكروز از داخلي ترين ديواره شريان) يا پيوند عروق كوچك (عروق خارج مغزي به روش جراحي به عروق داخل مغزي آناستموز (پيوند) داده ميشوند.
سيد رضايي
جريان تشكيل مدفوع
در جريان هضم غذا مواد مفيد و قابل استفاده در روده كوچك جذب ميشود و بخش ناچيزي بصورت غير قابل جذب وارد روده بزرگ ميشود. اين بخش غيرقابل جذب عمدتا مواد فيبري (پلي ساكاريدهاي موجود در غشاء سلولهاي گياهي) و منشاء آنها دانه غلات و حبوبات است. در روده بزرگ عمدتاً آب و املاح جذب مي شود و آنچه نهايتاً دفع ميشود در يك فرد سالم معادل 400-200 گرم مدفوع در 24 ساعت است. حدود 75 درصد وزن مدفوع آب است و 25 درصد ديگر مواد جامد است محتويات مواد جامد مدفوع عمدتا از لاشه ميكروبها و مواد فيبرب تشكيل شده است. بنابراين وزن و قوام مدفوع در هر فرد بستگي به ميزان آب موجود در آن و حجم مواد فيبري دارد. درصد مواد فيبري در مدفوع بستگي كامل بميزان مصرف اين مواد در رژيم غذايي دارد و حجم آب مدفوع بستگي به حركات
دودي روده بزرگ (طول مدت ماندگاري مواد دفعي در روده بزرگ و فعاليت روده بزرگ در جذب آب مدفوع) دارد. در افرادي كه مقدار زيادي فيبرمصرف ميكنند (نان گندم و جو سبوس دار، حبوبات و ...) و حركات دودي روده بزرگ طبيعي نيز دارند، حجم مدفووع در 24 ساعت ممكن است به 400 گرم برسد.
تعريف يبوست:
نزديك به نيمي از افراد كه با شكايت يبوست به پزشك مراجعه ميكنند طبق تعريف يبوست ندارند. اغلب اين افراد از ميزان و يا نحوه دفع مدفوع شكايت دارند. تعداد دفعات اجابت مزاج در افراد مختلف جامعه است و از 3 بار در روز تا 3 بار در هفته محدوده طبيعي تلقي ميشود. به همين دليل بوجود آمدن تغيير در تعداد دفعات اجابت مزاج در هر فرد نسبت به وضعيت معمولي او (كاهش تعداد دفعات اجابت مزاج) بايد يبوست تلقي شود ولي اگر كسي هميشه يكبار در هر روز اجابت مزاج دارد اين فرد يبوست ندارد. حجم و شكل مدفوع نيز بستگي كامل به نوع رژيم غذايي فرد دارد و كاهش قابل توجه مواد فيبري در غذا ميتواند منجر به مدفوع كم حجم و خشك شود كه با تغيير رژيم غذايي اصلاح ميشود.
علائم
علائم زير ممكن است همراه با يبوست وجود داشته باشد:
Ø احساس پري در مقعد
Ø احساس نفخ و گاز
Ø احساس نياز به دفع فوري مدفوع اما عدم توانايي در دفع كامل
Ø درد شكم و گرفتگي عضلات شكم
Ø تهوع
Ø علل يبوست
يكي از علل مهم يبوست مصرف غذاي كم فيبر و كم آب است. در مسافرت كه معمولاً كه رژيم غذايي عادي شما عوض مي شود، مي تواند يبوست ايجاد گردد. خانمهاي حامله اغلب يبوست پيدا ميكنند. علل ديگر يبوست عبارتنداز كم تحركي، استفاده نادرست از مسهل ها، مصرف داروهاي خاص (از قبيل داروهاي ضددرد، مدرها و آنتي هيستامين ها) يا عدم اختصاص وقت كافي براي عمل دفع مدفوع مي باشد. بيماريهاي از قبيل مرض قند و كم كاري تيروئيد نيز ممكن است باعث يبوست شوند.
بررسي هاي لازم
بيشتر اوقات علت يبوست يك مسئله جدي نيست اما در موارد نادر، يبوست مزمن ممكن است علامت انسداد يا ناهنجاري در روده بزرگ باشد. پزشك شما ميتواند براي بررسي علت يبوست شما را تحت آزمايش قرار دهد تا علت زمينه اي را پيدا كند.
سابقه پزشكي شما:
پزشك شما ممكن است مطالبي از اين قبيل بپرسد:
اخيراً چه داروهايي مصرف نموده ايد؟ (مسكن، ضد افسردگي)
چه مدت است كه اين علائم را داريد؟
چه نوع غذاهايي ميل مي كنيد؟
فعاليت معمول شما چقدر است؟
آيا مشكلات پزشكي ديگري داريد؟
آيا شما معمولاً از مسهل يا تنقيه استفاده ميكنيد؟
آيا همزمان با دفع مدفوع درد و يا خونريزي داريد؟
آزمايشها
براي كنار گذاشتن علل جدي يبوست معايناتي انجام ميشود. انجام سيگموئيدسكوپي ممكن است لازم باشد. طي اين آزمون، پزشك درون روده بزرگتان را به وسيله يك دستگاه بخصوص مشاهده ميكنند. ممكن است يك عكس برداري ويژه با اشعه ايكس كه تنقيه با ابريم ناميده ميشود، نيز انجام شود. براي اين آزمون روده بزرگ توسط محلول باريم دار پرميشود، سپس عكس هايي با اشعه ايكس از كل روده بزرگتان گرفته ميشود.
درمان يبوست:
بعد از بررسي شما يك طرح درماني مناسب توسط پزشكتان توصيه ميشود. اين درمان ميتواند خوردن فيبر بيشتر، انجام ورزش بيشتر و پرهيز از مصرف زياد از حد مسهل ها و يا قطع داروهاي غيرضروري باشد.
فيبر بيشتري بخوريد
يكي از بهترين راههاي درمان شما مصرف غذاهاي با فيبر زياد است. بهترين منبع فيبر، غلات (جو، گندم) و سپس حبوبات است. سبزيجات نيز داراي فيبر قابل توجهي هستند. مواد فيبردار حجم مدفوع را زياد و دفع آن را از روده بزرگ تسريع مي نمايد. نوشيدن مايعات كافي هم توصيه ميشود.
مرتب ورزش كنيد
ورزش منظم به بهبود كار روده بزرگ و رفع يبوست كمك ميكند درباره شروع برنامه ورزشي از پزشكتان سئوال كنيد.
از مصرف مزمن و طولاني مدت مسهل پرهيز كنيد
مسهل ها روده بزرگ را تحريك ميكنند تا سريعتر كار كند. مصرف مداوم مسهل ها مي تواند سبب كش آمدن وضعيت شدن روده بزرگ گردند. و نهايتاً ممكن است روده بزرگ بدون آنها اصلاً كار نكنند. پزشكتان مي تواند به شما در قطع وابستگي به مسهل كمك نمايد. در هر صورت، هرگز قبل از مشورت با پزشك آنها را مصرف نكنيد.
مديريت درمان استان گلستان بيمارستان خاتم الانبياء (ص) گنبد دارنده گواهينامه ISO 9001:2000 واحد آموزش-بخش داخلی
مصرف مواد غذايي زير حاوي فيبرهستند و در پيشگيري درمان يبوست ميتوانند موثرباشند.
سبزيجات (مانند گل كلم، هويج و نخود سبز)
ميوه هاي تازه بخصوص سيب، گلابي و ميوه هاي خشك مانند كشمش و برگه زردآلو
گردو فندق، بادام و غلات (بخصوص حبوباتي از قبيل عدس و لوبيا قرمز)
استفاده روزانه از سالاد و كاهو همراه با يك قاشق غذاخوري سبوس گندم بعلاوه روغن زيتون و آب ليمو كمك كننده است.
توصيه ميشود مصرف برنج را محدود نماييد و بجاي آن نان جو يا سنگك استفاده نماييد.
اكثر قريب به اتفاق افرادي كه يبوست دارند، با درمانهاي معمولي خوب ميشوند. وقتي يبوست شديد باشد و بيمار با درمانهاي معمول بهبودي پيدا نكند لازم است بررسي دقيقتري از جمله اندازه گيري مدت زمان عبور مواد از روده بزرگ را با عكس برداري مخصوص انجام گردد. در اين بررسي معمولا بيمار تعداد 60 عدد از قرصهاي كوچكي را مي خورد و پس از چند روز با عكسبرداري ساده شكم طول مدت عبور مواد از روده بزرگ تعيين مي گردد. براساس نتيجه اين كار در مورد درمان طبي و يا جراحي روده بزرگ تصميم گيري ميشود.
درمانهاي CHF كدامند؟
تعديل سبك زندگي
درمان CHF بايد بلافاصله پس از تشخيص شروع شود. شايد مهمترين قسمت و جنبه درمان كه بيشتر مورد غفلت واقع مي شود همان تعديل شيوه هاي زندگي باشد. سديم باعث افزايش ميزان مايعات بدن و تجمع آن در بافتها مي شود. بدليل اينكه بدن بوسيله مايعات تجمع يافته اضافي محتمن مي شود. بيماران به شدت نسبت به افزايش ميزان دريافت مايعات نمكها هستند. علت محدوديت مصرف مايعات و نمك، تمايل آن براي تجمع در ريه ها و اطراف بافتها مي ب اشد. يك رژيم بدون نمك هنوز هم مي تواند 6-4 گرم سديم بصورت روزانه داشته باشد. در بيماران CHF عموماً دريافت سديم بميزان كمتر از 2 گرم در روز توصيه ميشود. مطالعه بر چسب مواد غذايي و توجه خاص به ميزان كل سديم دريافتي بسيار مهم مي باشد. همچنين مصرف مايعات نيز بايد تنظيم شود. گرچه بسياري از بيماران دچار CHF از ديورتيكها جهت دفع مايعات اضافي استفاده ميشود ولي تاثير اين دارو با استفاده از آب و مايعات بمقدار زياد، تاثير اين دارو به سختي ايجاد ميشود. توصيه معمول كه نوشيدن آن بميزان 8 ليوان در روز باعث سلامتي مي باشد در اين بيماران صدق نمي كند. در واقع براي بيماراني كه به درجه پيشرفته تري از CHF دچارند توصيه ميشود كه ميزان دريافت مايعات روزانه خود را با استفاده از تمامي منابع به نصف كاهش دهند. راهنمايي هاي فوق براي محدوديت مصرف نمك و مايع، بطور گسترده اي وابسته به شدت CHF كه بيمار با آن درگير است مي باشد. يك ابزار مهم در بررسي تعادل مايعات اندازه گيري مكرر وزن مي باشد. علامت زودرس تجمع مايع در بدن افزايش وزن است. اين مساله ممكن است حتي زودتر، كوتاه شدن تنفس، تورم پاها و ساير نقاط بدن (ادم) مشخص شود. افزايش وزن بميزان 3-2 پوند در طول 3-2 روز بايد به پزشك اطلاع داده شود و پزشك ممكن است دستور افزايش ديورتيك يا ساير روشها جهت توقف مرحله اول تجمع مايع قبل از تشديد آن شود.
ورزشهاي هوازي كه بيشتر براي بيماران CHF توصيه نمي شد نشان داده شده كه در حفظ ظرفيت عملكردي، كيفيت زندگي و شايد حتي بقاء بيمار مفيد مي باشد. بدن هر فرد توانايي منحصر بفردي در جهت جبران نارسايي قلبي دارد. با داشتن يك درجه از ضعف عضلات قلبي بيماران ممكن است درجات مختلفي از محدوديت عملكرد را نشان دهند. برنامه منظم ورزش در زماني كه با بررسي ميزان تحمل بيمار دنبال شود باعث اثرات مثبت مهمي خواهد شد.
مشخص نمودن عوامل بالقوه برگشت پذير:
بسته به عوامل ايجاد كننده CHF، عوامل بالقوه برگشت پذير بايد مشخص شوند. بعنوان مثال در بيمار خاص كه CHF وي بدليل جريان خون ناكافي عضلات قلبي باشد جريان خون مجدد شريانهاي كرونر از طريق جراحي يا روشهاي كاترارسيون (آنژيوپلاستي يا اسنت (داخلي عروق كرونر) باعث درمان شد اگر CHF در اثر بيماري شديد دريچه اي ايجاد شده باشد مي توان علايم را با جراحي دريچه دفع نمود و يا در زماني كه CHF بوسيله فشار خون كنترل شده (هايپرتانسيون) ايجاد شده باشد مي توان بوسيله درمان تهاجمي فشار خون، شرايط را بهبود بخشيد. همينطور ضعف عضلات قلبي كه مربوط به تداوم الكسيم شديد بوده مي تواند با پرهيز از الكل به شكل قابل ملاحظه اي بهبود يابد. CHF كه بدليل ساير بيماريهاي ايجاد شده باشد نيز مي تواند بهمين شكل بطور نسبي يا كامل با اقدامات اختصاصي آنها قابل برگشت باشد.
دارو درماني: تا همين اواخر انتخاب درمانهايي كه براي CHF در دسترس بود بطور مايوس كننده اي محدود و فقط متمركز بر كنترل علايم بود. ولي اخيراً توسعه پيدا كرده و باعث بهبود علايم و مهمتر از آن باعث افزايش طول عمر بيماران شده است.
مهار كننده هاي آنزيم تبديل كننده آنژيوتانسين (ACE):
مهار كننده هاي ACE براي درمان هايپرتانسيون در افراد بالاي 20 سال مورد استفاده قرار مي گرفت.
اين طبقه دارويي بطور وسيعي در درمان CHF مورد مطالعه قرار گرفت. اين داروها تشكيل آنژيوتانسين II را هورموني با آثار بالقوه زيان آور براي قلب و جريان خون مي باشد را مهار مي كند. در مطالعات متعدد برروي صدها بيمار استفاده اين داروها بهبود قابل توجهي را در علايم بيماران اثبات نموده باعث پيشگيري از تشديد علايم و طولاني شدن طول عمر بيماران شده است. بعلاوه اخيراً نشان داده شده كه اين داروها مانع از توسعه نارسايي قلبي و حملات قلبي ميشود، بدليل كثرت مداركي كه استفاده از اين داروها را در نارسايي قلبي تاييد و حمايت مي كند مهار كننده هاي ACE با كمترين ملاحظه در همه بيماران داراي نارسايي قلبي مخصوصاً افرادي كه ضعف عضلات قلب دارند استفاده ميشود.
عوارض جانبي احتمالي اين د اروها شامل بيقراري، بندرت واكنشهاي آلرژيك، سرفه هاي خشك، افت فشار خون، اختلال عملكرد كليه و احتمالات الكتروليتي، در زمان استفاده از دارو بيمار بايد بدقت از نظر عوارض بررسي گردد و گرچه اكثر اين بيماران داروها را بدون مشكل مهمي تحمل مي نمايند. چند مورد از مهار كننده هاي ACE شامل: كاتروپريل (كاتپدين) انالاپريل (وازرتك) لينوپريل (زستريل، پري نويلي)، بنزاپريل (لونتين) و رامي پريل (آلتاك)
براي بيماراني كه قادر به تحرك تحمل مهاركننده هاي ACE نيستند گروه متفاوتي از داروها استفاده ميشود كه بعنوان بلوك كننده هاي گيرنده هاي آنژيوتانسيون ناميده ميشوند (ARBS) استفاده ميشود. اين داروها برروي همان مسير هورموني مهاركننده هاي ACE عمل مي كنند اما بجاي بلوك عمل آنتويوتامين II مستقيماً برروي رپتور آنها تاثير مي گذارند در يك مطالعه كوچك كوتاه مدت يكي از اين داروها بعنوان بقاء بيشتر و درمان CHF قديمي در مقايسه با بيماري كه مهار كننده هاي ACE دريافت كرده است ملاحظه شد. گرچه مطالعات بيشتر نتوانست برتري ARBS را بر مهاركننده هاي ACE ثبات نمايد. مطالعات آينده در جهت استفاده از اين داروها هر كدام به تنهايي و در تركيب با ACE مي باشد هرچند عوارض جانبي اين داروها ممكن است شبيه مهاركننده هاي ACE باشد ولي سرفه خشك بدنبال مصرف اين داروها كمتر معمول است. اين طبقه دارويي شامل: لوزارتان (كوزلار) كاندستارتان (آتاكند) تليارتان (ميكارديس) والزارتان (ديووان)، ايبزارتان (آوارپرو)
بتابلوكرها:
هورمونهاي خاصي از قبيل اپي نفرين (آدرنالين) نوراپي نفرين وساير هورمونهاي مشابه براي گيرنده هاي بتا در نواحي مختلف بدن عمل كرده و باعث تاثيرات تحريكي ميشوند. تاثير اين هورمونها برروي گيرنده هاي بتاي قلبي، قدرت انقباضي بيشتر عضلات قلب است. بتابلوكرها موادي هستند كه عمل اين هورمونهاي محرك برروي گيرنده هاي بتا را برروي بافتهاي بدن بلوك مي كنند.
بعد از زماني كه اين داروها شروع به بلوك گيرنده هاي بتا مي كنند عمل قلب دچار سستي و احتلال ميشود بطور سنتي بتابلوكرها نبايد در بيماران دچار CHF استفاده شوند. هر چند اثرات تحريكي اين هورمونها ممكن است در ابتدا براي نگهداري عملكرد قلب مفيد باشند. تا اينكه تاثيرات منفي برروي عضله قلبي در طول زمان مشخص ميشود مطالعات اخير تاثير مثبت باليني بتابلوكرها در بهبود عملكرد قلب و ميزان بقاء بيمار CHF كه بطور همزمان از ACE استفاده مي كند را نشان داده است.
اين مساله نشان مي دهد كه كليد موفقيت در استفاده از بتابلوكرها در CHF شروع با دوز پايين و افزايش دوز به آهستگي مي باشد ممكن است بيمار احساس كند كه وضعيت وي بدتر شده است و ممكن است نياز به ساير درمان ها براي سازگاري باشد. عوارض جانبي احتمالي شامل: احتباس مايعات، فشار خون پايين، افت نبض و خستگي عمومي مي باشد. همچنين بتابلوكرها را عموماً نيم توان در مورد بيماريهاي جدي راه هوايي از قبيل آسم داراي نبض بسيار پايين در زمان اثر افت استفاده كرد. در حال حاضر كاروديلول (كورگ) دارويي است كه بيشتر براي استفاده از CHF مورد مطالعه قرار گرفته (تنها بتابلوكري براي در CHF توسط FDA تائيد شده ) مطالعه برروي اسير بتابلوكرها نيز اميدواركننده بوده است. تحقيق در مورد مقايسه كاروديلول با ساير بتابلوكرها در جهت درمان CHF در حال انجام مي باشد.
ديگوكسين:
ريگوكسين (لانوكسين) صدها سال است كه در درمان CHF مورد استفاده بوده است اين دارو بطور طبيعي توسط گياه «گل پنجه علي» توليد مي شود ديگوكسين باعث تحريك عضله قلب براي انقباض قويتر ميشود اثر ديگوكسين كه بدرستي شناخته شده نيست باعث بهبود علايم CHF و پيشگيري از پيشرفت نارسايي قلب مي شود. هر چند در مطالعه اي كه اخيراً بصورت تصادفي و در يك مقايسه گسترده براي مشخص كردن تاثير ديگوكسين برروي مرگ و مير انجام شد ديگوكسين براي بسياري از بيماراني كه علايم شديد CHF داشته اند مفيد بوده ولو اينكه ميزان بقاء بيمار افزايش پيدا نكند. عوارض جانبي احتمالي: تهوع، استفراغ، ديس ريتمي هاي قلبي، اختلال عملكرد كليه و اختلالات الكتروليتي مي باشند. گرچه اين عوارض عموماً ناشي از مقادير سمي ديگوكسين در خون بوده مي توان بوسيله آزمايشات خوني ميزان آن را بررسي نمود. همچنين دوز ديگوكسين در بيماران دچار آسيب هاي مهم كليوي نياز به تنظيم دارد.
ديورتيكها:
ديورتيكها يك جزء مهم از درمان CHF در جهت پيشگيري و يا رفع علايم تجمع مايع مي باشند. اين داروها از طريق افزايش جريان مايع از طريق كليه، از تجمع مايع در ريه ها و بافتها محافظت نموده در رفع علايمي از قبيل تنگي نفس و تورم پاها موثر مي باشند ولي تاثير آن برروي افزايش بقاء بيمار ثابت نشده است. با وجود اين ديورتيكها بعنوان يك داروي كليدي جهت پيشگيري از بدتر شدن وضعيت بيمار كه بموجب آن نياز به بستري نمودن بيمار در بيمارستان است بشمار مي آيد.
در زماني كه نياز به بستري شدن بيمار در بيمارستان باشد ديورتيكها اغلب بصورت وريدي اجرا مي گردد زيرا كه ممكن است توانايي جذب خوراكي ديورتيكها دچار اشكال شده باشد.
عوارض جانبي بالقوه ديورتيكها شامل: هيدراتاسيون، اختلالات الكتروليتي مخصوصاً هايپوكالمي، اختلالات شنوايي و افت فشار خون مي باشند. پيشگيري از هايپوكالمي بوسيله دريافت مكملها در زمان استفاده از اين داروها مهم مي باشد. بعضي اختلالات الكتروليتي ممكن است بيماران را مستعد آريتمي هاي خطرناك قلبي كند. نمونه هايي از گروههاي مختلف ديورتيكها شامل فورزمايد (لازيكس) هيدروكلروتيازيد ، بومتانيد (بومكس) تورسمايد (دمادكس) مترلازون (زادوكسولين)
اخيراً تاثيرات بعلت غيرمنتظره يك ديورتيك در افزايش بقاء بيمار دچار CHF ثابت شده است. اپيرندلاكتون از چندين سال قبل بعنوان يك ديورتيكضعيف در درمان بيماريهاي مختلف استفاده ميشود. در ميان ديگر داروها اين دارو تاثير هورمون آلدوسترون را متوقف مي نمايد. آلدوسترون بصورت تئوريك داراي تاثيرات زيان آور برروي قلب و جريان خون در بيمار CHF مي باشد. آزاد سازي اين هورمون در قسمتي توسط آنژيوتانسين II ايجاد ميشود. در بيماراني كه مهار كننده هاي ACE دريافت مي كنند با اين وجود يك پديده فرار وجود دارد كه در آن مقدار آلدوسترن عليرغم مقادير پايين آنژيوتانسيون II بالا مي باشد. محققان اخيراً دريافته اند كه اپيرنولاكتون مي تواند ميزان بقاء بيماران CHF را افزايش دهد. در اين تحقيق، دوز مورد استفاده نسبتاً كم بوده و اين فرضيه را مطرح مي نمايد كه ميزان سودمندي دارد در توانايي آن در بازدارندگي و مهار تاثير آلدسترون بجاي تاثير ضعيف ديورتيك آن مي باشد.
عوارض جانبي احتمالي دارو: بالا رفتن ميزان پتاسيم و در زنان افزايش بافت پستان (ژنيكوماستي) ميباشد.
پيوند قلب:
در بعضي موارد با وجود درمانهاي معمولي كه در بالا ذكر شد، در نتيجه نارسايي پيشرونده قلبي وضعيت بيمار همچنان روبه بدتر شدن ميرود، در بيماران مورد انتخاب پيوند قلب، يك روش درماني قطعي مي باشد. كانديدهاي انجام پيوند قلب داراي شرايط عمومي پايين تر از 60 سال داشته و نبايد دچار بيماريهاي شديد يا غيرقابل برگشت در ساير اندامها باشد. بعلاوه پيوند قلب فقط در كساني انجام مي شود كه مشخص شده باشد كه پيش آگهي بيمار با وجود اقدامات درماني ضعيف شده باشد. بيمار كه پيوند قلب شده نياز به مراقبت درماني بسته بدليل دريافت داروهاي ضروري كه باعث سركوب ايمني جهت پيشگيري از پس زدن پيوند نياز دارند. آنها همچنين بايد علايم گسترش بيماري عروق كرونر در قلب پيوندي را برررسي كنند. گر چه هزارات بيمار در ليست انتظار براي پيوند قلب قرار دارند. تعداد عملهاي پيوند قلب كه در سال انجام ميشود محدود به تعداد اهدا كنندگان اعضاء مي باشد. بهمين دليل پيوند قلب در يك ديد واقع بينانه فقط براي تعداد كمي از تعداد كثير بيماران CHF ميباشد.
ساير درمانهاي مكانيكي
با توجه به محدوديتهاي موجود در پيوند قلب در حال حاضر بيشتر توجهات به سمت توسعه وسايل كمكي كه عمل پمپاژ تمام يا قسمتي از قلب را برعهده مي گيرد. چندين وسيله براي استفاده باليني در دسترس بوده و تعداد بيشتري نيز بصورت فعالانه اي در حال توسعه مي باشد. بعنوان مثال: اخيراً وسيله هاي كمكي بطن چپ كه بعنوان يك روش موقت براي حمايت جريان خود در بيماران بسيار بدحال تا زماني كه پيوند برروي آنها انجام شود وجود دارد.
مطالعات آزمايشگاهي در مورد امكان استفاده از اين وسايل كمكي براي درمان طولاني بعنوان يك جايگزين ثابت در حال انجام است. محدوديت بزرگ اين وسايل خطر عفونت مي باشد. مخصوصاً در قسمتهايي كه اين دستگاهها از طريق پوست براي تماس با منبع خارجي نيرو از بدن خارج مي شوند.
14 دسامبر 2006 – 22/9/85
درمان زودتر HIV به پسرفت هپاتيت C كمك مي كند:
5 شنبه 14 دسامبر (خبرهاي روز سلامتي)
شروع درمان ضد رترو ويروسي HIV زودتر از زمان توصيه شده ممكن است به كنترل بهتر ويروس هپاتيت C در كساني كه به HIV هم مبتلا مي باشند منجر شود اين يكي از يافته هاي مطالعه اخير مي باشد.
محققان مركز تحقيق AIDS در بيمارستان عمومي ماساچوست، بوستون مي گويند كه عفونت همزمان هپاتيت C و HIV يك مشكل در حال رشد مي باشد.
در حاليكه بطور طبيعي سيستم هاي ايمني بيشتر افراد مبتلا به ويروس هپاتيت C(HCV) قادر به كنترل اين ويروس هستند، اين كنترل در كساني كه مبتلا به عفونت همزمان با HIV – ويروس عامل بيماري ايدز – مي باشند ممكن است شكست بخورد.
مطالعه دكتر آرتوركيم در يك مقاله گردآوري شده نشان مي داد كه بار مسئوليت جهاني روي درمان عفونتهاي ويروسي مزمن زياد است و HCV و HIV در بين ويروس هاي مذكور مهم هستند.
كيم مي گويد: بعلت راههاي انتقال مشترك، عفونت همزمان با هر دو ويروس شايع است. متاسفانه HCV بعنوان يك عفونت فرصت طلب در حضور HIV رفتار مي كند و در اشخاص مبتلا به HIV باعث بيماري و مرگ ميشود. در اين مطالعه 60 نفر مبتلا به عفونت همزمان HIV.HCV . 17 نفر فقط مبتلا به HCV بودند. يافته ها نشان داد كه در اشخاص مبتلا به عفونت همزمان ويروسها، شروع زودتر درمان ضد رترو ويروسي ممكن است مفيد باشد قبل از اينكه ميزان CD4+ سلول T كمكي در سيستم ايمني و همچنين حفظ كنترل HCV كاهش يابد.
يافته ها و نتايج در شماره دسامبر Plos medicine منتشر شده است.
كيم گفت: اخيراً يك مطالعه آزمايشي در سرتاسر كشور در حال انجام است كه درمان زودتر HIV نتايج درمان هپاتيت C را بهتر خواهد كرد.
بخشي از اين مطالعه تحقيق خواهدكردكه چگونه درمان زودتر ممكن است بر واكنش هاي ايمني موثر باشد.
سندرم نقس ايمني اكتسابي (AIDS) (ايدز) HIV
ايدز
يك بيمار ويروسي واگيردار است كه سيستم دفاعي بدن را مختل كرده و بيمار در مقابل انواع سرطانها و عفونتها بي دفاع شده و درنهايت از پا در مي آيد.
علايم اصلي:
كاهش بيش از 10% وزن بدن
اسهال مزمن بيش از يكماه
تبهاي متناوب يا ثابت بيش از يكماه
علايم باليني:
1- تنفسي: نفس هاي كوتاه و سطحي ، تنگي نفس، سرفه، درد سينه و تب، سل وابسته به ايدز
2- گوارشي: بي اشتهايي، تهوع، استفراغ، اسهال مزمن، عفونت كانديديايي
3- عصبي: آنسفالوپاتي شامل (نقصان حافظه، سردرد و فقدان تمركز، كندي رواني حركتي و آتاكسي)، نوروپاتي محيطي وابسته به HIV كه اختلال عصبي محيطي است تب، سفتي گردن و تهوع و استفراغ
4- پوستي شامل: تب خال، زونا و انواع التهابات پوستي و زيكولهاي خطرناك
5- ساير علايم: بيماريهاي مزمن و سرطان ها و علايم در دستگاه توليد مثل زنان
ارزش يابي تشخيص:
وجود آنتي بادي هاي HIV بوسيله آزمون اليزا و آزمايش وسترن بلادت
راههاي انتقال:
تماسهاي جنسي، دريافت خون و فرآورده هاي خوني آلوده، استفاده از سرنگ و سوزن آلوده و وسايل برنده و نافذ، ابزار و لوازم آلوده حجامت، خلال دندان و تيغ صورت تراشي مشترك، انتقال آلودگي بيماران به افراد سالم را موجب مي گردد.
درمان:
ايدز واكسن و دارو ندارد و متاسفانه درمان قطعي ندارد و مهمترين اصل اين است كه ايدز قابل پيشگيري است.
راههاي پيشگيري:
پايبندي به اصول اخلاقي و اجتناب از بي بند باري جنسي و دوري از تماسهاي جنسي نامشروع
عدم استفاده مجدد از سرنگهاي يكبار مصرف به خصوص در معتادين تزريقي
استفاده از كاندوم هنگام روابط جنسي
مراقبت در هنگام استفاده از لوازمي كه ممكن است سبب خراش يا بريدگي شود.
گروههاي در معرض خطر:
دريافت كنندگان خون و فرآورده هاي خوني مانند بيماران هموفيلي
تالاسمي و پيوند اعضاء
همسران افراد مبتلا
افراديكه شركاء جنسي متعدد دارند
مسافرين خارجي و افراديكه مسافرت به مناطق آلوده داشته اند
كليه مشاغل مرتبط پزشكي و پيراپزشكي
فرزندان مادران آلوده
آنان را طرد نكنيد
آنان را به ورزش، فعاليت و تغذيه مناسب ترغيب كنيد.
بهترين درمان ايدز
پيشگيري از آن ميباشد.
مديريت درمان استان گلستان بيمارستان خاتم الانبياء (ص) گنبد دارنده گواهينامه ISO 9001:2000 واحد آموزش
درد سرطان
درد سرطان مي تواند عوامل مختصلي شامل شود. از جمله خون سرطان تحت فشار قرار گرفتن يك عصب يا قسمتهاي ديگر بدن شكستگيها يا درد ناشي از درمان سرطان وجود دارد. تكنيكهاي متفاوتي براي كمك به معالجه (كم كردن) دردهاي جدي ناشي از سرطان شامل دردهاي ناشي از درمان دارويي و تزريقات به ويژه آسيب بافت عصبي ناشي از درمان دارويي (توانايي درمان) و استفاده از پمپها با جراحي و قرار دادن آن در درون بدن براي تسكين درد ناشي از درمان دارد. باب ويژه در يك نقطه از ساب آركنوئيد مي توان استفاده. در پمپهاي تزريق كننده دارو كه باعث ايجاد درد ناشي از تحريك رسپتورهاي روي طناب نخاعي مي گردد كنترل دردهاي مزمن در بيمار سرطاني سودمند است. با كاهش تاثيرات جانبي براي درك بيشتر لطفا مبحث سرطان را بخوانيد.
شرح مطب: در حفره شكمي بين ديوار شكمي و احشاء شكمي تجمع مايع باعث متورم و ناراحتي شكم و افزايش وزن ميشود.
پريتونيت باكتريال خود به خودي مايع موجود در حفره شكمي (آسيت) مكاني كامل براي رشد باكتري مي باشد. درشرايط عادي حفره شكمي داراي مقادير خيلي كمي از مايع است كه قادر است به خوبي در برابر عفونت مقاوم باشد. باكتري كه وارد شكم ميشود (معمولاً از راه روده) يا كشته ميشوند و يا راه ورودشان به وريد پورت (باب) بطرف كبد جائيكه آنها به دام انداخته ميشوند شناسايي و يافت مي شوند.
در سيروز، مايعي كه تجمع مي يابد بطور معمول در شكم قادر نيست كه در برابر عفونت مقاومت كند. علاوه براين بيشتر باكتري ها راهي از روده به درون آسيت پيدا مي كنند.
بنابراين عفونت درون شكم و آسيت همانند پريتونيت باكتريايي خود به خودي مي باشد كه احتمال وقوع آن وجود دارد. پريتونيت باكتريال خودبخودي يك مشكل پيچيده و تهديد كننده حيات مي باشد. برخي بيماران هيچ علائمي ندارند در حاليكه آنها تب و لرز و درد شكم و تندرس و اسهال و آسيت شديد دارند.
خونريزي از واريس هاي مري:
در سيروز كبدي بافت اسكار برگشت جريان خون از روده به قلب را متوقف مي كند و فشار وريد باب (پورت) را بالا مي برد. موقعي كه فشار وريد باب به حدكافي زياد شود باعث جريان خون از وريدهاي كم فشار در اطراف كبد بطرف قلب ميشود. اكثر وريدهايي كه در جريان باي پس خوني قرار دارند در قسمتهاي تحتاني مري و قسمت فوقاني معده وجود دارند. در نتيجه افزايش جريان خون و افزايش فشار وريدهاي قسمت تحتاني مري و ناحيه فوقاني معده باعث توسعه واريس ها به داخل مري يا معده ميشوند.
افزاش فشار وريد باب (پورت) و بزرگ شدن واريس ها در بعضي بيماران به احتمال قوي باعث خونريزي از واريس ها بصورت حاد مي شوند در صورت عدم درمان فوري ممكن است باث مرگ بيمار شود.
نشانه هاي خونريزي از واريس ها شامل تهوع و استفراغ خوني (مواد استفراغي شامل تركيبي از لخته ها با رنگ قرمز متمايل به قهوه (كافي گراند) و آن به علت تاثير اسيدروي خون حاصل مي شود. مواد دفعي (مدفوع) در حين عبور از روده با تغييرات موجود در خون آنها به رنگ قيري و سياه تبديل ميشود.
حالت غش و افت فشارخون وضعيتي به بيمار دست مي دهد كه اين به علت پايين آمدن فشار خون به ويژه موقعيكه از حالت خوابيده به وضعيت ايستاده درآيد ايجاد ميشود. خونريزي همچنين ممكن است از واريس هايي در هر جايي از روده رخ دهند به عنوان مثال در كولون كه اين مورد خيلي نادر است (به دلايل نامعلوم)
بيمار بستري شده به علت خون ريزي واريسي بيشتر در معرض پريتونيت باكتريايي خود به خودي قرار دارند.
مقاديري از پروتئين هاي موجود در غذا بعد از هضم و جذب به وسيله باكتري ها مورد مصرف قرار مي گيرند كه عموماً در داخل روده ها قرار دارند زماني كه پروتئين ها در موارد ويژه خود مورد مصرف قرار مي گيرند. باكتري ها موادي را كه مي سازند به درون روده آزاد و رها مي سازند در نتيجه اين مواد مي توانند جذب بدن شوند. به عنوان مثال بعضي از اين مواد شامل آمونياك كه شامل اثرات سمي برروي مغز دارند.
به طور معمول اين مواد سمي از طريق روده و وريد باب (پورت) در مسير كبد جايي كه آنها حمل ميشوند از خون سم زدايي ميشوند.
همانطور كه قبلاً هم بحث شد زماني كه سيروز باشد سلولهاي كبدي نمي توانند كار خود را بطور معمولي انجام دهند كه اين در نتيجه آسيب خوردگي ناشي ميشود كه از فقدان ارتباط عادي با خون دارد.
بعلاوه مقدار از عبور دادن خون وريد پورت از طريق وريدهاي ديگر تامين ميشود. نتيجه و حاصل اين اختلال اين است كه مواد سمي نمي توانند به وسيله سلولهاي كبدي دفع و برداشته شوند و در عوض مواد سمي در خون تجمع مي يابند عمل كرد. مغز مختل ميشود اين حال آنسفالوپات كبدي ناميده ميشود. در اين حالت خواب در طي روز بهتر از شب است (عكس حالت و الگوي عادي)
پاره اي از علائم زودرس انسفالوپاتي:
علائم ديگر شامل: زودرنجي، عدم توانايي در تمركز يا اجراي محاسبات فقدان و از دست دادن حافظه اگيجي، كاهش سطح هوشياري و نهايتاً انسفالوپاتي كبدي باعث كما و مرگ ميشود.
همچنين مواد سمي باعث حساسيت بيش از حد مغز بيماران سيروزي نسبت به داروهائيكه بطور عادي تصفيه شده و سميت آنها توسط كبد زدوده ميشود ايجاد مي كند.
داروهائيكه بطور معمول به وسيله كبد سم زدايي مي شوند براجتناب و مسموميت در سيروز دوز مصرفي آنها كاهش داده ميشود. مسك ها و داروهائيكه براي بهبود خواب استفاده ميشوند بطور متناوب داروهايي ممكن است استفاده شوند كه نيازي به سم زدايي و يا حذف از بدن توسط كبد نداشته باشند. براي مثال داروهايي كه توسط كليه ها دفع و تصفيه ميشوند.
سندرم هپاتورنال (كليوي كبدي):
بيماران سيروزي بدحال مي توانند سندروم هپاتورنال را گسترش دهند اين سندرم در جائيكه عمل كرد كليه ها كاهش دارد مسئله و مشكل جدي را در پي دارد. در اين سندروم هيچ آسيب فيزيكي در كليه وجود ندارد در عوض اين كاهش عمل كرد كليوي باعث بوجود آمدن تغييراتي در جريان خون كليه ها ميشود.
سندروم هپاتورنال به عنوان نارسايي پيشرونده كليه ها در تصفيه مواد از خون و توليد مقادير كافي ادرار
با وجود مهم بودن اعمال كليه نظير احتباس نمك تعرزف ميشود اگر براي بيمار داراي سندرم هپاتورنال كبد سالم پيوند شود و يا اينكه عمل كرد كبدي بهبود يابد كليه ها معمولاً عمل كرد عادي خود را شروع خواهد نمود.
اين مزمن وجود دارد كه وقتي كبد نارسا باشد كاهش عمل كرد كليه نتيجه تجمع مواد سمي در خون است.
دو نوع سندروم هپاتورنال وجود دارد: يك نوع آن كه در طي ماهها و تدريجي رخ مي دهد و نوع دوم كه در مدت يك يا دو هفته به سرعت بروز مي كند.
سندروم هياتوپالمنونازي (سندرم ريوي كبدي):
به ندرت بعضي بيماران سيروزي پيشرفته به ندرت مي توانند بصورت سندروم هپاتوپالمنونازي در آيند. اين بيماران تنفس مشكل را مي توانند تجربه كنند زيرا در سيروز پيشرفته هورمون هاي مشخصي آزاد ميشوند كه سبب عمل كرد غيرعادي ريه ها ميشوند. مسئله اصلي در ريه ها وجود جريان ناكافي خون در عروق خوني كوچك در جايي كه در تماس با آلوئولها و كيسه هاي هوايي مي باشد. جريان خون در ريه اي كه شانت اطراف آلوئولها بوده و نمي توانند از اكسيژن كافي اشباع شود. هواي موجود در آلوئولهاي ريوي نتيجه تقلايي است كه بيماران با تنفس هاي كوتاه حاصل نموده اند.
هيپراسپلنيسم (بزرگي طحال):
طحال به طور عادي به عنوان يك صافي و فيلتر درگير انداختن سلول هاي پير و فرسوده از گلبول هاي قرمز خوني و گلبولهاي سفيد خوني و پلاكت ها(جزء كوچك و مهم براي لخته) عمل مي كند خوني كه از طحال خارج ميشود در محل وريد باب از روده ها مي رسد. همچنين در سيروز با افزايش فشار وريد باب جريان خون طحال متوقف ميشود. خون پس مي زند و با برگشت آن در طحال تجمع مي يابد. طحال از نظر سايز و اندازه متورم ميشود حالتي كه به اسپلنومگالي شباهت دارد. بعضي اوقات طحال به قدري متورم ميشود كه باعث درد شكمي ميشود. وسيع شدن طحال باعث تصفيه بهتر و بيش از پيش گلبولهاي خوني و پلاكت ها ميشود تا اينكه مقادير و تعداد آنها در خون كاهش يابد.
هيپراسپلني هم براي توصيف اين حالت به كاربرده ميشود و با كاهش شمارش گلبول هاي قرمز خون (آنمي) و كاهش شمارش گلبولهاي سفيد (لكوپني) و يا كاهش شمارش پلاكت (ترومبوسيتوپني) منطبق است. آنمي مي تواند باعث ضعف و بي حالي شود. لكوپني به عفونت منجر ميشود و ترومبوسيتوپني مي تواند فرايند لخته شدن خون را مختل كند كه عواقب آن در دراز مدت با خون ريزي همراه خواهد بود.
سرطان كبد (كارسينوم سلول هاي كبدي):
عامل اول اينكه منشا تومور در كبد وجود دارد.
عامل دوم اينكه سرطان كبد منشا غيركبدي دارد كه از جايي ديگر از بدن به كبد متاستاز مي دهد و پخش ميشود.
معمولي ترين علائم و نشانه هاي سرطان اوليه كبد: درد شكم و متورم و پهن شدن شكم، كاهش وزن و تب مي باشد.
علاوه براين سرطان كبد مي تواند تعدادي از مواد را توليد و آزاد كند.
افراديكه كاهش شمارش گلبول هاي قرمز (ارتيروسيتوزيس) كاهش قند خون (هيپوگليسمي) و افزايش كلسيم خون (هيپركلسمي) دارند جهت كسب اطلاعات كافي به بخش سرطان و كبد مراجعه نمايند و مطالعه داشته باشند.
منبع: WWW.Medicienet.com
ترمبوز وريد عمقي چيست؟
به لخته اي كه تشكيل آن در قسمتهاي عميق بدن باشد گفته ميشود. بيشتر لخته هايي كه در وريد عمقي تشكيل ميشود در قسمت تحتاني ران يا ساق مي باشد اين لخته ها مي توانند در ساير قسمتهاي بدن نيز تشكيل شوند. اگر لخته در وريد شكسته شد ه وارد جريان خون شود م يتواند در ريه جايگرين شود كه به اين حالت آمبولي ريوي گفته ميشود كه شرايط خطرناكي بوده مي تواند منجر به مرگ بيمار شود. لخته هايي كه در ران ايجاد ميشوند نسبت به لخته هايي كه در قسمت پائين ساق يا ساير قسمتها تشكيل ميشوند احتمال بيشتري براي شكسته شدن و ايجاد آمبولي ريوي دارند. لخته خون مي تواند در وريدي كه محدود به پوست مي باشد نيز ايجاد شود به اين نوع لخته خون، ترمبوز وريدي سطحي يا قلبيت گفته ميشود. لخته خون در وريد سطحي خطرناك نمي باشد چونكه نمي تواند بطرف ريه حركت كند.
ساير نامها:
DVT ترمبوز وريدي لخته خون در پاها
چه كسي در معرض خطر DVT قرار دارد؟
عوامل زيادي مي توانند خطر ايجاد DVT را افزايش دهند:
داشتن اختلال ژنتيكي براي لخته شدن خون
داشتن جريان خون كند در نتيجه آسيب، جراحي، عدم تحرك
ابتلا به سرطان و طي دوره درمان آن
داشتن شرايط طبي از قبيل وريدهاي واريسي
نشستن براي مدت طولاني، بطور مثال در يك سفر طولاني با اتومبيل يا هواپيما
حاملگي مخصوصاً 6 هفته پس از زايمان
سن بالاي 60 (با اينحال DVT در همه گروههاي سني مي تواند اتفاق بيفتد)
داشتن اضافه وزن
استفاده از داروهاي ضد حاملگي يا هورمون درماني شامل استفاده آن براي علايم مونوپوز
داشتن كاتتر وريد مركزي كه در اين مورد بروز آن تقريباً يك به ازاء هر 10 مورد است.
در صورتي كه بيمار چندين ديسك فاكتور را بطور همزمان داشته باشد. خطر بروز DVT در وي افزايش خواهد يافت. بطور مثال اگر خانمي داراي سابقه ژنتيكي انعقاد پذيري خون داشته باشد قرص ضدحاملگي مصرف نمايد خطر بالاتري براي ايجاد لخته دارد.
علايم DVT و آمبولي ريوي كدامند؟
بيمار بايد بلافاصله پس از مشاهده علايم DVT يا آمبولي ريوي فوراً به پزشك مراجعه نمايد و در صورت عدم درمان DVT عوارض جدي را بدنبال خواهد داشت.
DVT: فقط نيمي از افراد دچار DVT داراي علامت مي باشد كه شامل:
ناحيه متورم در پا
درد يا حساسيت در پا معمولاً در يك پا بوده ممكن است فقط در زمان راه رفتن يا ايستادن احساس شود.
افزايش گرما در ناحيه اي از پا كه متورم يا دردناك است.
پوست قرمز يا رنگ پريده
آمبولي ريوي: در بعضي از افراد DVT در زماني تشخيص داده ميشود كه لخته از پا حركت كرده و وارد ريه ميشود. علايم مي تواند شامل:
درد سيه در زمان تنفس عميق كوتاه شدن تنفس
ترمبوز وريد عمقي چگونه تشخيص داده ميشود؟
ابتدا يك تاريخچه پزشكي از بيمار گرفته شده – بيمار بصورت فيزيكي معاينه ميشود.
آزمايشات مورد استفاده در DVT؟
سونوگرافي داپلر: آزمايشي است كه عموماً جهت تشخيص DVT انجام ميشود. در اين روش از امواج صوتي جهت ارزيابي جريان وريدهاي بيمار استفاده ميشود. ژل بر روي پوست ناحيه ماليده ميشود. قسمت دست وسيله برروي پاي بيمار گذاشته ميشود و به جلو و عقب در ناحيه اي كه درگير است كشيده ميشود. اين وسيله امواج صوتي را از پاي بيمار به دستگاه اولترا سوند مي فرستد.
كامپيوتر امواج صوتي را به تصوير تبديل مي نمايد. اين تصوير بروري يك صفحه نمايش داده ميشود كه پزشك مي تواند بوسيله آن جريان خون را در آن مشاهده نمايد.
ونوگرافي در صورتي انجام ميشود كه سونوداپلر تصوير واضحي را فراهنم ننمايد. ونوگرام يك عكس راديولوژي توسط اشعه ايكس است كه جهت بررسي وريدها استفاده ميشود. يك ماده حاجب، وريدهاي را قابل مشاهده توسط اشعه ايكس ميكند. اگر جريان خون در وريد كند شده است در عكس مشخص ميشود.
روشهاي تشخيصي كه كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد:
MRI: تصاوير اعضاي داخلي بدن را نشان مي دهد در MRI از امواج راديويي جهت تصوير سازي استفاده ميشود. در بسياري از موارد از MRI اطلاعاتي را كه نمي توان بوسيله اشعه ايكس ديد را نشان مي دهد. اين روش در حال استفاده گسترده تر براي تشخيص DVT مي باشد.
توموگرافي كامپيوتري: نوع خاصي از اشعه ايكس كه تصاويري از ساختمانهاي داخلي بدن را ايجاد نمايد. اين تست بندرت جهت تشخيص DVT استفاده ميشود.
اگر احتمال، يك اختلال ژنتيكي انعقاد پذيري خون وجود دارد، در موارد زير وجود اختلالات انعقادي ژنتيكي پيشنهاد ميشود؟
لخته هاي تكرار شونده در صورتي كه توسط عوامل ديگر قابل توجيه نباشد
گسترش لخته خون در وريد در يك موقعيت غيرعادي از قبيل وريد كبدي، كليوي يا مغزي
درمان DVT:
اهداف درمان: اهداف اصلي درمان:
توقف توسعه لخته
پيشگيري از شكسته شدن لخته در وريد و حركت آن بسوي ريه
كاهش احتمال ايجاد لخته ديگر
درمانها: چندين روش درماني براي درمان و پيشگيري از DVT وجود دارد.
آنتي گواگولانتها (ضدانعقادها) سبب كاهش انعقاد پذيري خون ميشوند. اين داروها بعنوان رقيق كننده هاي خون شناخته ميشوند و جهت توقف تشكيل لخته در افرادي كه در معرض خطر ايجاد لخته و توقف لخته هاي كنوني براي بزرگتر شدن استفاده ميشود. اين مواد باعث شكسته شدن لخته هايي كه قبلاً وجود داشته نمي شود (بدن به مرور زمان لخته هاي موجود را حل مي كند) آنتي كواگولانتها مي توانند بصورت قرص (وارفارين) يا تزريقي (هپارين) مصرف شوند.
بعضي از پزشكان، جهت درمان از دو نوع يعني هپارين و وارفارين بطور همزمان استفاده مي نمايند. هپارين تاثير سريعي دارد. وارفارين 2 تا 3 روز پس از مصرف شروع به تاثير مي كن د. زماني كه تاثير وارفارين شروع شد هپارين قطع ميشود. زنان حامله نمي توانند از وارفارين استفاده كنند ودرمان آنها فقط بوسيله هپارين انجام ميشود.
درمان DVT با آنتي كوآگولان معمولاً 3 تا 6 ماه طول مي كشد. گرچه موقعيتهاي زير ممكن است طول مدت درمان را تغيير دهد:
اگر لخته خون بوسيله يك خطر كوتاه مدت از قبيل جراحي ايجاد شود. درمان ممكن است كوتاهتر شود.
اگر لخته هاي خون از مدتي قبل وجود داشته باشد، نياز به درمان طولاني تري خواهد بود.
در صورت وجود بيماريهاي خاص ديگر مثل كانسر، نياز به درمان با آنتي كوالا آلولان تا زماني كه بيماري وجود دارد خواهد بود.
بيشتري عارضه جانبي ضدانعقاد خونريزي ميباشد، در صورتي كه بيماري كه هپارين يا وارفارين دريافت مي نمايد بسرعت دچار كبودي و خونريزي شود با يد سريعاً به پزشك مراجعه نمايد و آزمايشات خوني جهت تعيين پيشرفت بيماري انجام شو د.
ترمبوليتك ها: داروهايي هستن كه سريعاً لخته هاي خون را حل مي كنند. اين داروها براي درمان لخته هاي بزرگ كه باعث علايم شديد شده اند بكار مي رود. بدليل اينكه ترمبوليتكها مي توانند باعث بروز خونريزي ناگهاني شوند فقط در موقعيتهايي كه حيات بيمار در معرض خطر باشد استفاده ميشود.
مهاركننده هاي ترومبين داروهايي هستند كه باعث تداخل در فرآيند لخته ميشوند. اين داروها در درمان لخته و بيماراني كه نمي توانند هپارين بگيرند استفاده مي گردد.
ساير درمانها:
فيلتر و ناكاوا: در زماني كه نمي توان داروي رقيق كننده خون دريافت نمود و يا عليرغم دريافت اين مواد تشكيل لخته همچنان ادامه داشته باشد استفاده ميشود. فيلتر وارد وناكاوا شده لخته هاي شكسته شده را قبل از از طريق جريان خون وارد ريه شوند (آمبولي ريه) گير مي اندازند، فيلتر مانع تشكيل لخته هاي جديد نمي شود.
استفاده از جورابهاي الاستيك فشارنده: مي تواند باعث كاهش تورم مزمن كه بدنبال لخته در پا ايجاد شده ميشود، تورم پا مربوط به آسيب دريچه هاي موجود در پاهاي مي باشد. جورابهاي فشاري از قوس پا تا بالا يا پايين زانو مي پوشاند اين جورابها به مچها محكم بسته شده و بطرف بالاي ساق شل تر ميشو د كه باعث اعمال فشار رياد به ساق مي شود و اين فشار مانع ركود خون و ايجاد لخته ميشود.
بعضي از معايب استفاده از جوراب الاستيك:
در صورتي كه در طول تمام روز پوشيده شوند باعث ناراحتي ميشود.
ممكن است گرم شود.
پوشيدن آن مخصوصاً براي افراد مسن و افراد چاق ممكن است مشكل باشد
در بعضي موارد درمان DVT در منزل انجام مي گرد. كسب آموزش نكات زير ضروري مي باشد؟
دريافت صحيح داروها
انجام تست هاي تشخيصي تحت نظر پزشك
اجتناب از فعاليتهايي كه باعث آسيب جدي يا خونريزي شو د
در صورت استفاده همزمان ساير داروها قبل از مصرف ضدانعقاد، در جريان قراردادن پزشك، مخصوصاً داروهايي كه اثرهمسو يا مخالف ضدانعقادها دارند بعنوان مثال آسپرين خود باعث رقيق شدن خون بيمار ميشود.
استفاده از دو داروي رقيق كنده خون مي توان باعث افزايش خطر خونريزي وسيع شود.
بيمار بايد در مورد چگونگي رعايت رژيم با پزشك خود مشاوره نمايد، غذاهاي حاوي ويتامين K مي توانند باعث تغيير عملكرد وارفارين شوند ويتامين K درسبزيجات سبز برگ و بعضي روغنها از قبيل كانولاويريا وجود دارد. استفاده از رژيم متعادل باعث ايجاد تغييرات زياد نشود، توصيه مي گردد.
تعديل مصرف الكل در افراد الكلياك توصيه ميشود.
پيشگيري از DVT:
پيشگيري از DVT بستگي به داشتن لخته قبلي و ريسك فاكتورهاي بيمار براي گسترش لخته دارد. در صورت داشتن لخته، جهت پيشگيري از تشكيل لخته هاي بعدي، موارد زير به بيماران توصيه مي گردد:
دريافت داروهاي تجويز شده توسط پزشك جهت پيشگيري و درمان لخته
پيگيري تغييرات برنامه هاي درماني و آزمايشات خوني
در صورتي كه بيمار هيچگونه لخته قبلي نداشته ولي ريسك فاكتورهاي تشكيل لخته را دارد جهت پيشگيري از ايجاد لخته بايد:
انجام ورزشهاي اندامهاي تحتاني در صورتي كه مجبور به نشستن به مدتهاي طولاني مي باشد.
خارج شدن از تخت و داشتن تحرك در اسرع وقت پس از استراحت طولاني در تخت از قبيل جراحي يا بيماري، همزمان با شروع فعاليت بيمار احتمال توسعه لخته نيز كاهش مي يابد.
دريافت داروهاي توصيه شده توسط پزشك كه جهت پيشگيري از ايجاد لخته خون پس از بعضي جراحيها داده ميشود
مراجعه به پزشك در زمان مقرر
نكات كليدي:
DVT: تشكيل لخته خون در وريدهايي است كه در قسمتهاي عميق بدن قرار دارند.
لخته هاي DVT مي توانند شكسته شده از طريق جريان خون وارد ريه شود كه به لخته خون در ريه آمبولي ريوي گفته ميشود. كه وضعيت خطرناكي بوده مي تواند باعث مرگ بيمار شود
داشتن هر يك از ريسك فاكتورهاي DVT مي تواند شانس ايجاد DVT را در فرد افزايش دهد
داشتن چندين ريسك فاكتور بطور همزمان خطر ايجاد DVT را بيشتر افزايش مي دهد
فقط بعضي از بيماراني كه دچار DVT هستند داراي علايم مي باشند.
اگر بيمار يكي از علايم DVT يا ريسك فاكتورهاي گسترش آن را داشته باشد بايد از نظر داشتن لخته مورد بررسي قرار گيرد.
آزمايشات ساده بدون درد جهت تشخيص وجود و محل قرارگيري لخته انجام مي شود.
اهداف اصلي در درمان DVT عبارتند از:
توقف رشد و توسعه لخته
پيشگيري از شكسته شدن لخته در وريد و حركت آن بسوي ريه
كاهش شانس ايجاد لخته هاي بعدي
از داروها جهت درمان و پيشگيري از DVT استفاده مي شود.
از داروها جهت درمان و پيشگيري از DVT استفاده مي شود.
عموماً از ضدانعقادها در درمان DVT استفاده مي گردد كه بعنوان رقيق كننده هاي خون شناخته مي شوند.
بيماري زخم معده
از خوردن آنتي اسيد بپرهيزيد و در عوض با دكتر خود مشورت كنيد.
مايك نماينده شركت گسترش نرم افزاري است كه به مدت هشت ماه از ناراحتي معده رنج مي برد. برنامه كاري پرمشغله وي باعث شده تانتواند به دكتر مراجعه كند. او سرانجام به اين نتيجه رسيده كه استرس خود را كاهش دهد و از غذاهاي پرادويه اجتناب كند. علاوه بر اين يك دوست به او دارويي را معرفي كرده است كه ميزان اسيد معده را كاهش مي دهد و سوزش سردل او را درمان مي كند. مايك معتقد است كه مشكل او حل شده است.
مايك يكي از بسيار افرادي ميباشد كه در آمريكا از سوزش سردل كه نشانه زخم معده است رنج مي برد. اين افراد به قدري مشغله كاري دارند كه با تجويز خود از آنتي اسيد استفاده مي كنند در اين جا مشكل اينست كه بسياري از اين افراد در واقع به PVD مبتلا هستند. درمان سرخود راه مناسبي نمي باشد. با توجه به آمار موسسه بيماريهاي گوارشي آمريكا (AGA) در حال حاضر 25 ميليون نفر در آمريكا به PVD مبتلا هستند و اين بيماري توسط باكترني Helicobacter – pylori ايجاد ميشود.
در تحقيقي كه توسط موسسه AGA صورت گرفت نشان داد كه تقريباً 90 درصد آمريكايي هنوز اعتقاد دارند كه استرس عامل اصلي زخم معده است و بيشتر آنها از ارتباط بين بيماري و باكتري اطلاعي ندارند. نگراني اصلي در اينجاست كه بسياري از افراد از آنتي اسيدها و هيستامين بدون تجويز پزشك استفاده مي كنند و خوردن اين قرصها را سالها بدون مراقبت پزشك ادامه مي دهند. (Swrollow) اپيدميولوژيست مركز كنترل و پيشگيري بيماريها (CDC) و يكي از نويسندگان مقاله ايي كه در مجله بيماريهاي عفوني در درمانهاي باليني بيان مي كند در واقع كمبود آكادمي هم در ميان مردم و هم جامعه پزشكي مجلس را مجبور كرد تا پيشنهاد آموزش عمومي مردم را به (CDC) ارائه دهد.
در اين تحقيق دكتر مارك دور كيفي (Dworkin) و دستيارانش اظهار داشتند كه بسياري از تحقيقات نشان مي دهند كه وقتي H-Pylori به درستي توسط رژيم آنتي بيوتيكي تحت درمان قرار بگيرند درمان ميشوند حتي اگر چندين سال به اين بيماري مبتلا باشند در مقابل درمان زخم معده توسط آنتي اسيد باعث از بين رفتن باكتريهاي مواد بيماري نمي شود و در 80% افراد بيماري بر مي گردد.
PVD چطور تشخيص داده ميشود؟
انواع مختلفي از آزمايشات براي تشخيص عفونت H-Pylori موجود است مانند آزمايش مدفوع، آزمايش تنفس و آندوسكوپي AGA گزارش مي دهد كه سالانه بيش از يك ميليون نفر در ارتباط با بيماري زخم معده بستري ميشوند.
باكتري H-Pylori همچنين به عنوان عامل بعضي از سرطانهاي گوارشي شناخته شده و نقش مهمي در ديگر بيماريها دارد بنابراين تشخيص در مراحل اوليه بسيار مهم است.
تمامي پزشكان PVD را يكسان درمان نمي كنند.
يك گزارش در 26 جولاي 1999 در آرشيو طب داخلي نشان داد كه درمانهايي كه براي كشتن H-Pylori بكار مي روند به طور قابل توجهي از دكتري به دكتر ديگر متفاوت است. دكتر ام برايان مي گويد بعضي از بيماران دو و بعضي ديگر سه قرص مصرف مي كند. موثرترين روش تركيبي از سه قرص به همراه پمپ پروتون روشي است كه جلوي اسيد معده را مي گيرد.
آسم
آيا مي توان از آسم پيشگيري كرد؟
ما هنوز نمي دانيم كه چگونه از آسم پيشگيري نمائيم. اما يكسري راههاي وجود دارد كه شانس ايجاد حمله آسم را كاهش مي دهد.
به منظور پيشگيري از علايم آسم:
1- آسم خود را كاملاً شناسايي نمائيد و چگونگي كنترل آنرا فرا بگيريد.
2- داروهاي تجويز شده توسط پزشكتان به منظور پيشگيري يا متوقف كردن حمله آسم را استفاده نمائيد.
3- تا آنجائيكه ممكن است از عواملي كه سبب بدتر شدن آسم شما ميشود پرهيز كنيد.
4- برنامه كنترلي منظمي را از پزشكتان دريافت كنيد.
5- برنامه خود كنترلي جهت بيماري خود را بدقت اجرا نمائيد.
دانشمندان هنوز نمي دانند كه چگونه از التهاب راههاي هوايي كه منجر به آسم ميشود جلوگيري كنند ولي تئوريهايي كه در اين زمينه مطرح شده اند:
1- اطفالي كه در معرض دود سيگار قرار مي گيرند بيشتر به آسم مبتلا ميشوند در صورتيكه يك خانم حامله در معرض دود سيگار قرار گيرد احتمال اينكه نوزاد او به آسم مبتلا شود بيشتر است.
2- چاقي احتمال ايجاد آسم را افزايش مي دهند مانند ساير مشكلاتي كه براي سلامتي ايجاد ميكند.
چگونگي تشخيص آسم:
بعضي از موارديكه پزشك از شما پرسش خواهد كرد عبارتند از:
1- دورههاي سرفه، ويزينگ، تنگي نفس ناگهاني يا گاهگاهي كه در طول زمانهاي مشخص ارسال يا در فصلهاي مخصوص از سال اتفاق مي افتد.
2- سرماخوردگي كه باعث عفونت ريه يا بيشتر از 10 روز طول مي كشد.
3- داروهايي كه جهت كمك به تنگي نفس استفاده ميشود.
4- تاريخچه خانوادگي از نظر آسم و آلرژي
5- عواملي كه باعث شروع علايم يا بدتر شدن آن ميشود.
پزشك به تنفس شما گوش خواهد كرد و علائم آسم يا آلرژي را جستجو خواهد كرد.
پزشك شما احتمالاً از دستگاهي بنام اسپيرومتر جهت كنترل كاركرد ريه هاي شما استفاده خواهد كرد. اين آزمايش اسپيرومتري ناميده ميشود. اين تست ميزان توانايي شما را در خارج كردن هوا از ريه ها پس از دم عميق نشان مي دهد و نشان مي دهد كه شما با چه سرعتي مي توانيد اين كار را انجام دهيد. اگر راه هوايي ملتهب و باريك و يا ماهيچه هاي اطراف آن سفت شده باشند نتايج اسپيرومتري كمتر از حد طبيعي خواهد بود.
بعنوان قسمتي از آزمايش، دكتر به شما دارويي خواهد كه كمك مي كند راه هوايي باريك باز شود تا تاثير اين دارو را برروي نتايج آزمايش مشاهده كند. اسپيرومتري همچنين جهت تعيين ميزان كارايي ريه شما در آسم طول كشيد نيز بكار مي رود. اسپيرومتري معمولاً در اطفال زير 5 سال استفاده نمي شود اگر بچه شما زير 5 سال است پزشك تصميم به امتحان كردن دارويي خواهد گرفت تا وقتيكه تاثير مثبت آن را مشاهده كند.
اگر نتايج اسپيرومتري شما نرمال باشد ولي هنوز علائم آسم را داشته باشيد. پزشك شما احتمالاً بخواهد آزمايشات ديگري جهت تعيين عواملي كه باعث علائم بيماري ميشود را انجام دهد.
اين آزمايشات شامل:
1- تست آلرژي، جهت پيدا كردن نوع آلرژي موثر بر شما
2- استفاده از دستگاه سنجش حداكثر جريان هوا به مدت 2-1 هفته براي كنترل تنفس شما، اين يك وسيله دستي است كه به شما كمك مي كند براي ثبت نمودن عملكرد دستگاه تنفسي.
3- تست واكنش راههاي هوايي نسبت به فعاليت ورزشي
4- تست جهت تعيين بيماري رفاكس گاسترواينروفاژيال
5- تست جهت تعيين بيماري سينوس
آزمايشات ديگر مثل CXRay يا EKG جهت افتراق دادن بين عوامل خارجي يا ساير بيماريهاي ريه، يا بيماريهاي قلبي كه مي توانند علائم مشابه را داشته باشند. تشخيص صحيح خيلي مهم است زيرا درمان بيماري آسم كاملاً متفاوت از بيماريهاي ديگري با علايم مشابه آسم تظاهر پيدا مي كنند.
تعيين چگونگي شدت آسم شما توسط پزشك، به معاينات باليني، تاريخچه پزشكي و آزمايشات واكنشهاي ريوي بستگي دارد. تعيين شدت آسم اهميت دارد زير چگونگي درمان آسم را تعيين مي كند. يكي از راههاي پزشك در طبقه بندي شدت آسم، زمان بروز علايم مي باشد كه آيا شما دارو مصرف مي كنيد يا آسم شما به خوبي كنترل شده است.
براساس علايم، آسم از نظر شدت علايم به چهار دسته طبقه بندي مي شود:
1- آسم نوع خفيف نيمه مداوم، اپي زودهاي علايم آسم بصورت 2 يا كمتر از 2 بار در هفته، و علايم آسم در شب آنهم دوبار در ماه يا كمتر شما را اذيت مي نمايد و بين اين اپي نرودها شما علايم بسياري را نداريد.
2- آسم خفيف مداوم: علايم آسم بيش از 2 بار در هر هفته مي باشد اما در يك روز بيشتر از يكبار علايم آسم را نداريد و بيش از دوبار در ماه، آنهم در شب باعث ناراحتي شما ميشود و ممكن است شما حملاتي از آسم داشته باشيد كه برروي فعاليت شما تاثير گذار خواهد بود.
3- آسم متوسط مداوم: شما علايم بيماري را هر روزداريد و علائم شبانه بيشتر از يكبار در هفته باعث ناراحتي شما ميشود و حمله هاي آسم ممكن است روي فعاليت شما تاثير بگذارد.
4- شديد مداوم: شما علايم بيماري را در طول روز در اغلب موارد داريد و اغلب شبها علايم باعث ناراحتي شما ميشود. در آسم شديد، فعاليت فيزيكي نيز محدود مي شود.
هر شخص مبتلا به آسم مي تواند حمله شديد داشته باشد. حتي افراديكه آسم مداوم خفيف يا متوسط را داشته باشند.
زندگي با آسم:
اگر شما آسم داشته باشيد.، يادگيري مراقبت از خودتان خيلي مهم مي باشد. مراقبتهاي آسم را بصورت روزانه با دكترتان كار كنيد تا با آسم زندگي موفقي داشته باشيد.
1- درباره تمام داروهاي تحت مصرف، پزشكتان را در جريان بگذاريد و همچنين در مورد آنهائيكه روي آسم شما تاثير دارد.
2- پيگيري تدابير مراقبت از آسم و مراجعات منظم به پزشك
3- روش استفاده صحيح دارو را ياد بگيريد. از پزشكتان در مورد روش صحيح استفاده از اسپري را آموزش ببينيد. زيرا اين مورد خيلي مهم است. اگر اسپري را بصورت صحيح مصرف نكنيد داروي كمتري به راه هوايي خواهد رسيد.
4- اگر موقع مصرف داروي آسم، عوارض داشته باشد. پزشك معالج را در جريان بگذاريد.
عواملي را كه روي آسم تاثير مي گذارد را بدانيد و سپس از انجام آن عوامل اجتناب يا تماس با آن عوامل را محدود نمائيد.
1- اگر حيوان مشكلي براي شما است او را دور از خانه يا اتاق يا خانه ديگر قرار دهيد.
2- سيگار نكشيد و از كشيدن سيگار داخل اتاق جلوگيري نمائيد.
3- اگر گرده گياهان براي شما ايجاد مشكل مي كند، در موارديكه ميزان گرده هوا زياد است در خانه اي كه داراي سيستم تهويه مطبوع است بمانيد.
4- جهت كنترل ذرات گرد و غبار، ملافه، پتو، بالش را بشوريد. اسباب بازي پارچه دار را يكبار در هفته در آب داغ قرار دهيد، شما مي توانيد پوششهاي مخصوص گردگيري روي پتو و وسايل داشته باشيد.
5- اگر سرما شما را اذيت ميكند در زمستان بيني و دهان خود را با شال گردن بپوشانيد.
6- اگر فعاليتهاي روزانه مثل بالا رفتن از پلكان يا ورزش، باعث بروز علايم آسم ميشود با پزشك معالج خود در مورد پيدا كردن راه حلي كه فعاليت شما بدون بوجود آمدن علائم آسم شود صحبت نمائيد زيرا فعاليت بدني مهم است.
7- اگر شما به سولفيد حساسيت داريد از خوردن غذاهاي (مثل ميوه هاي خشك شده) و نوشيدنيهاي (مثل شراب) كه حاوي سولفيد است خودداري نمائيد.
در مورد بروز نشانه هاي خطر حمله آسم آگاه باشيد.
به علائمي مثل (سرفه، ويزينگ، تنفس مشكل و ...) دقت نمائيد و داروهاي تجويز پزشك را بطور صحيح مصرف نمائيد.
دستگاه سنجش حداكثر جريان هوا را براي ثبت آسم خود استفاده نمائيد.
اگر آسم شما تحت كنترل نيست، علائمي وجود دارد كه نبايد ناديده بگيريد. عواملي را كه باعث بدتر شدن علائم آسم ميشود را پيگيري نمائيد.
1- علائم آسم را بيشتر از حد معمول داشته باشيد.
2- با توجه به مصرف دارو، علائم آسم شما بدتر ميشود.
3- علائم آسم بيشتر در شب اذيت مي كند و باعث خواب كمتر ميشود.
4- آسم باعث از دست رفتن مدرسه و كار ميشود.
5- جريان فلومتر روز به روز كمتر يا بدتر شود
6- بنظر مي رسد كه داروي بيش از اين، بهتر تاثير نمي گذارد.
7- شما مجبور هستيد كه به دفعات داروهاي برونكوديلاتور كوتاه اثر را مصرف كنيد (هر روز داروي كوتاه اثر مصرف مي كنيد يا از چند داروي برونكوديلاتو در يك ماه استفاده مي كنيد).
8- در اثر حمله آسم مجبور مي شويد به اورژانس يا پزشك مراجعه نمائيد و در صورت تشديد آسم به بيمارستان مي رويد. اگر آسم شما بنظر در حال بدتر شدن باشد به پزشك مراجعه كنيد. شما ممكن است احتياج به تغيير دارو داشته باشيد يا كارهاي ديگري كه آسم شما را كنترل نمايد.
كمك به زندگي كودك آسمي:
كودك آسمي، احتياج به كمك والدين، مراقبت كنندههاي ديگر، معلم، پرسنل بهداشتي جهت كنترل آسم دارد.
شما مي توانيد در كنترل آسم كودك كمك نمائيد. بعنوان مثال شما مي توانيد:
1- كودك خود را جهت كنترل كردن و معاينات به پزشك ببريد.
2- مطمئن شويد كه كودك، تدابير مراقبت از آسم را دارد و شما پيگيري آنرا مي دانيد.
3- به يادگيري كودك خود درباره آسم و چگونگي كنترل آن كمك نمائيد.
4- عوامل باعث شروع آسم و چگونگي اجتناب از آنرا به كودكتان آموزش دهيد.
5- بوسيله نكشيدن سيگار و يا اجازه ندادن به افراد سيگاري به كشيدن سيگار داخل اتاق از كودك خود حمايت نمائيد.
6- راه حلي جهت كاهش در معرض قرار گرفتن كودك خود در مقابل مواد آلرژيك مثل پتو، گرد و غبار، سوسك و حيوانات كه باعث شروع علايم آسم ميشود پيدا نمائيد.
7- مطمئن شويد كه كودك، طرز صحيح استفاده از داروهاي آسم را مي داند (اگر كودكتان به اندازه كافي بزرگتر است كه داروي استنشاقي را بدون كمك استفاده نمايد)
8- مطمئن شويد كه كودك، دستگاه سنجش حداكثر جريان هوا را جهت ثبت آسم خود استفاده مي نمايد..
9- كودك خود را به فعاليت بدني تشويق نمائيد و جهت كنترل آسم با هم فعاليت نمائيد. كودك شما مي تواند فعاليت داشته باشد.
10- در مورد آسم كودك خود با مراقبت كنندگان، معلم و مربي صحبت نمائيد و كپي تدابير مراقبت آسم كودك خود را به آنها بدهيد.
آسم چيست؟
آسم بيماري مزمني است كه روي راه هوايي تاثير مي گذارد. را هوايي لوله اي است كه هوا را از داخل و خارج ريه حمل مي كند. اگر مبتلا به آسم باشيد ديواره هاي راه هوايي شما ملتهب مي شوند. اين التهاب راه هوايي را خيلي حساس مي نمايد و منجر به عكس العملهاي قوي نسبت به چيزهائيكه حساسيت داريد يا باعث آزار ميشود وقتي راه هوايي عكس العمل نشان مي دهد آنها باريك مي شوند و هواي كمتري به بافتهاي ريه مي رسد. اين عوامل باعث علائمي مثل ويزينگ (صداي موقع تنفس)، سرفه و تنفس مشكل خصوصاً در شب و صبح زود مي شود.
آسم كاملاً بهبود مي يابد اما بيشتر مردم آسم را كنترل مي كنند تا جائيكه علائم معمولي يا كمتر داشته باشد و با آسم، زندگي روزمره را دارند.
وقتي كه علائم آسم بدتر از حد معمول باشد. به آن حمله آسم ناميده مي شود. در ضمن حمله آسم، ماهيچه هاي اطراف راه هوايي منقبض مي شوند و راه هوايي باريكتر مي نمايند و اين تغييرات نفس كشيدن را سخت تر مي كند.
حمله هاي آسم همه يكنواخت نيستند برخي از آنها از ديگري بدتر مي باشند. در حمله هاي شديد آسم، راه هوايي، مي تواند بسته شود. تا جائيكه اكسيژن كافي به ارگانهاي حياتي نرسد اين وضعيت يك اورژانس پزشكي است حمله هاي شديد آسم مي تواند باعث مرگ شوند.
اگر مبتلا به آسم هستيد مراجعات منظم به پزشك داشته باشيد. شما احتياج به يادگيري عواملي كه باعث آسم شما و چگونگي اجتناب از آن داريد. پزشك شما، داروهايي را جهت كنترل آسم تجويز مي كند.
مراقبت از آسم قسمت مهمي از زندگي شما مي باشد. جهت كنترل آسم، آنچه را كه بايد انجام دهيد از پزشك ياد بگيريد و از انجام دادن كارهايي كه باعث آزار راه هوايي ميشود. اجتناب نمائيد و داروهاي تجويز شده را مصرف نمائيد و آسم خود را ثبت نمائيد تا شما بتوانيد پاسخهاي صحيح علايم حمله آسم را ياد بگيريد. بوسيله كنترل روزانه آسم، از بروز علائم شديد جلوگيري نمائيد. و زندگي روزمره را داشته باشيد. اگر آسم تحت كنترل نباشد. مي تواند باعث از دست دادن كار و مدرسه شود. و همچنين ممانعت از انجام كارهاي مورد علاقه شما شود. آسم يكي از بيماريهاي است كه باعث از دست رفتن مدرسه كودك شما ميشود.
افراد در معرض خطر آسم:
در ايالات متحده آمريكا از 20 ميليون مردم مبتلا به آسم حدود 9 ميليون آنها كودك مي باشد. آسم دقيقاً با آلرژي در ارتباط است بيشتر مبتلايان به آسم، آلرژي نيز دارند. كودكان با سابقه فاميلي به آلرژي و آسم، احتمالاً بيشتر مبتلا به آسم مي شوند..
اگر آسم هر سني را مبتلا مي كند ولي اغلب در سن كودكي شروع ميشود. پسرها بيشتر از دخترها مبتلا به آسم ميشوند اما در بالغين زنان بيشتر از مردان مبتلا ميشوند. ابتلا به آسم در همه مردم نواحي ديده ميشود. اما افريقائيهاي آمريكائي تبار بيشتر از سفيد پوستان بخاطر حمله آسم در بيمارستان بستري شدند و بخاطر بيماري آسم فوت نمودند.
مترجمين: مينا حنفي – عبداله صيادي
تشخيص و درمان ديابت حاملگي
يكي از عوارض عمومي حاملگي، ديابت حاملگي مي باشد كه در 70% كل زنان حامله در ايالت متحده اتفاق مي افتد و مطابق آمار انجمن ديابت آمريكا (ADA) سالانه بيش از 200 هزار مورد مي باشد. شيوع آن دربرخي جمعيتها ممكن است كمتر از 1% و برخي ديگر بيش از 14% باشد. در 90% موارد، ديابت قبل از حاملگي وجود ندارد و در 10% موارد ديابت نوع 1 يا 2 قبل از حاملگي وجود داشته است. به گفته مركز كنترل بيماريهاي ايالت متحده (CDC) تقريباً 85/1 ميليون زن امريكايي سنين 44-18 ساله ديابت دارند و حدود نيم ميليون مورد تشخيص داده نشده وجود دارد. طبق گفته CDC در زمينه ديابت طي مراحل مختلف زندگي زنان داراي ديابت حاملگي بيش از 45% احتمال عود ديابت حاملگي با حاملگي بعدي و بيش از 63% خطر تبديل به ديابت نوع 2 را در ادامه زندگي دارند.
هر چند بعضي ريسك فاكتورها مثل بيحركتي و رژيم غذايي نادرست تاثير منفي بريزان قندخون داشته شروع ديابت بيلتوس را تشريع نمايد ولي نمي تواند عامل ديابت حاملگي در زمان باشد. هورمونهاي جفتي كه جهت حمايت از حاملگي در زمان توليد مي شوند شاغل لاكتوژن جفتي انسان، پروژسترون، استروژن، باعث افزايش نوسانات گلوكز، كاهش حساسيت به انسولين ايجاد مقاومت نسبت به انسولين و بموجب آن افزايش نياز به انسولين مي گردند. اين شرايط به توسعه ديابت حاملگي كمك نموده، بعنوان درجه اي از تحمل غيرعادي گلوكز كه شروع و يا تشخيص اوليه آن در زمان حاملگي است تعريف ميشود. اين تعريف شامل مواردي كه تزريق با انسولين شروع شده يا شرايط بعد از حاملگي پايدار شده است ميشود در اكثر موارد پس از تولد نوزاد، مشكل برطرف مي گردد.
مطالعات مختلف ارتباط ميان هايپرگليسمي مادر مربوط به ديابت حاملگي و تاثير نامطلوب آن بررسي مادر و جنين را ثابت نموده اند ولي با پيشرفت تكنولوژي اين تاثيرات بهبود يافته است. آنكه كوهستان و آنگرشار معتقد هستند مراقبت در زمان حاملگي به همراه مراقبتهاي دقيق جنين، نتايج نزديك با جمعيتهاي غيرديابتي دارد.
عوارض مادري و جنيني ديابت حاملگي:
عوارض مادري: - فشار خون حاملگي - پره اكلامپسي - پلي هيدروآفيوس - سزارين - افزايش خطر ديابت حاملگي در حاملگي هاي بعدي - افزايش خطر ايجاد ديابت نوع 2 در ادامه زندگي
عوارض جنيني ديابت حاملگي:
- ماكروزومي - ديستوشي شانه - تروماهاي حاملگي ناشي از عدم تناسب سر و لگن - هايپوگليسمي - هايپوكلسمي - پلي سايتمي - هايپر بيلي روبنيني
جنيني كه در سه ماهه اول در معرض هايپرگليسمي باشد در خطر سقط خودبخودي و آنوماليهاي مادرزادي و وقوع بيشتر مشكلات قلبي عروقي، سيستم عصبي مركزي و اسكلتي مي باشد.
هايپرگليسمي در سه ماهه سوم با سندرم ديسترس تنفسي، مرده زايي بعلاوه خطر چاقي، احتمال در تحمل گلوكز و ديابت كودكان همراه است. آموزش هميشه نقش مهمي در كمك به زنان داراي ديابت حاملگي در كنترل قند خون دارد. هر چند بعضي از بيماران كه تشخيص ديابت حاملگي داده ميشوند از آن بعنوان فرصتي براي يادگيري و سازگاري بعضي تغييرات در تغذيه و فعاليت و عادات استفاده مي نمايند ولي اين نمي تواند اولين عكس العمل بيماران باشد.
اين مساله با مصاحبه پرستار با بيمار در مورد احساس او در مورد تشخيص و اعتقادش در مورد بيماري، منفي خواهد شد.
برنامه مراقبت روزانه ديابت شامل كنترل گلوكز توسط خود بيمار – فعاليت جسمي – كنترل ميزان كربوهيدرات تزريق انسولين اكثراً ولي نه در همه موارد. تعليم و آگاهي دادن در مورد تغذيه، فعاليت فيزيكي كنترل استرس مي تواند از عوارض جنيني و مادري پيشگيري نموده باعث پيشگيري و تاخير در شروع ديابت نوع 2 شود.
عوامل خطر:
هر چند ديابت حاملگي مي تواند در هر مادري ايجاد شود ولي علايم باليني مشخصي وجود دارد كه شانس ابتلاي آن افزايش مي دهد:
دانشكده زنان و مامايي آمريكا توصيه هايي را براساس مطالعات سال 2001 انتشار داده است كه طبق آن همه زنان بايد جهت ديابت حاملگي غربالگري شوند كه بوسيله تاريخچه بيمار، ريسك فاكتورهاي باليني يا يك تست آزمايشگاهي براي تشخيص ميزان فشار خون، انجام ميشود. بنابراين در اولين ويزيت حاملگي خطر مادر براي عدم تحمل گلوكز بررسي مي گردد.
جدول شماره 1: تشخيص در زمان غربالگري
چاقي:
بيش از نيمي از بالغين در ايالات متحده، مخصوصاً زنان داراي اضافه وزن و يا چاقي مي باشند. اضافه وزن در بالغين بوسيله BMI بالاي 25 مشخص مي گردد و چاقي به BMI بالاي 30 و چاقي مفرط نيز به BMI، 40 و بالاتر اطلاق مي گردد. اين تعويض است كه بوسيله موسسه هاي قلب و ريه خون و بهداشت جهاني ارائه تسلط است. (BMI با تقسيم كردن وزن برحسب پوند بر مجذور قد برحسب اينچ ضربدر عدد 703 بدست مي آيد).
بعنوان مثال BMI كسي كه وزن او 150 پوند و قد 62 اينچ داراي BMI 5/27 مي باشد. براي موارد بيشتر بهمين ترتيب. چاقي يك عامل خطر مهم براي ديابت حاملگي و ديابت نوع 2 مي باشد. همچنين اخيراً ارتباط بسيار نزديكي بين ديابت حاملگي، چاقي و سندرم تخمدان پاي كنيك بطور واضح مشخص شده است. سندرم پاي كتيك (Pcos) يك اختلال اندوكرين شايع در زنان مي باشد. كه در سنين 30-15 شروع ميشود و علت آن نامشخص ميباشد. علايم آن شامل اختلالات قاعدگي (سيكل بيش از 35 روز يا كمتر از 8 سيكل در سال) و افزايش تغييرات ناشي از اندروژنها مانند، آكنهع هيرموتيسم، آلوپسي.
تا اين اواخر اين سندرم بعنوان يك اختلال توليد مثلي كه اكثراً منجر به نازايي ميشود مورد توجه بود. تحقيقات كنوني يك تغيير متابوليك مهم بهمراه مقاومت نسبت به انسولين را نشان ميدهد. دو محقق بنامهاي ناك هاور و كوليگو، طي تحقيقات خود دريافته اند كه شيوع تخمدان پلي كتيك در زنان سنين باروي 6/4% مي باشد. ولي براساس تخمين برخي منتقدين اين ميزان بين 2/11- 5/3 درصد تخمين زده مي شود. زني كه داراي تخمدان پلي كتيك مي باشد در خطر بيشتري براي ديابت حاملگي و ديابت نوع 2 در ادامه زندگي مي باشند.
غربالگري:
ملاك تشخيص براي ديابت حاملگي همان ملاكهاي عمومي جامد نمي باشد. ولي بعنوان ملاكهاي مهم و قابل توجه براي تشخيص ديابت حاملگي داراي اهميت مي باشند. 2 روش براي تشخيص ديابت حاملگي وجود دارد كه روشي كه منحصراً در ايالت متحده استفاده ميشود داراي 2 مرحله مي باشد.
مرحله اول:
يك كنترل فشار خون، اندازه گيري ميزان قندخون پلاسما يك ساعت پس از خوردن 50 گرم قند خوراكي انجام ميشود. تحميل گلوكز بدون توجه به غذاي اخير و يا ساعت شبانه روز انجام ميشود.
ارزيابي نتايج اين تست (140 آستانه تشخيص تقريباً در 80% كه ديابت حاملگي دارند)
با آستانه قرار دادن قند 140، تقريبا 80% مواردي كه ديابت حاملگي دارند تشخيص داده ميشود و با استفاده از آستانه 130 تقريباً 90% موارد ديابت حاملگي تشخيص داده شده است. گرچه اكثر بيماران بايد مرحله دوم فرآيند تشخيصي را طي نمايند. سه ساعت پس از 100 گلوكز كه در صورت داشتن قندخون در حد پايين آستانه مورد استفاده قرار مي گيرد و ارزش آن در افزايش موارد تشخيص داده شده مي باشد. البته موسسات مختلف نيز داراي، استانداردهاي متفاوت مي باشد.
اگر ميزان قند خون در تست تجملي 50 گرم گلوگز 139 و يا پائينتر باشد منفي تلقي شده نياز به آزمايشات بعدي نمي باشد اگر نتيجه بين 184-140 باشد. تست سه ساعت تحمل 100 گرم گلوكز كه در صورت داشتن قندخون درحد پايين آستانه مورد استفاده قرار مي گيرد و ارزش آن در افزايش موارد تشخيص داده شده مي باشد. البته موسسات مختلف نيز داراي، استانداردهاي متفاوت مي باشد.
اگر ميزان قندخون در تست تحملي 50 گرم گلوكز 139 و يا پاينتر باشد منفي تلقي شده نياز به آزمايشات بعدي نمي باشد اگر نتيجه بين 184-140 باشد. تست سه ساعت تحمل 100 گرم گلوكز بايد انجام شود. طبق نظر كارپنيتر و كوستان وقتي كه ميزان آستانه گلوكز فراتر از 185 در تحمل 50 گرم گلوكز باشد تشخيص ديابت حاملگي داده مي شود و نياز به انجام تستهاي بعدي نمي باشد.
جدول شماره 2: معيارهاي تشخيص پس از تحمل 50 گرم گلوكز
139 ميلي گرم يا كمتر : نياز به آزمايشات بعدي نيست
184-140: مثبت تلقي شده نياز به آزمايش 3 ساعت پس از تحمل 100 گرم گلوكز خوراكي است
185 يا بيشتر:
بعنوان ديابت حاملگي تشخيص داده شده نياز به آزمايشات بعدي
مرحله دوم، 3 ساعت پس از تحمل 100 گرم گلوكز خوراكي، در مواقعي كه 2 مورد يا بيشتر از مقادير بالاي قندخون وجود داشته باشد (قند ناشتا، يكساعت، در ساعت، سه ساعت پس از تغذيه) در مواجهه با هريك از موارد زير و يا بالا بودن ميران آستانه از اين قسمت استفاده مي گردد.
جدول شماره 3: تشخيص ديابت حاملگي 3 ساعت از تجلي 100 گرم گلوكز
درمان: غذا، استرس و هورمونها، ميزان قندخون را بالا برده، انسولين و ورزش باعث پائين آمدن ميزان قندخون ميشوند. آموزش و آگاهي دادن مادران باردار در مورد مداخلات دارويي و غيردارويي در مورد نگهداري قندخون در حد طبيعي در سرتاسر طول حاملگي داراي اهميت بالايي ميباشد.
كنترل فشار خون توسط خود بيمار در مورد ديابت حاملگي ضروري بوده باعث بازخورد فوري كه به بيمار و مراقبين در اتحاد استراتژيهاي كنترل بيماري شامل، تغييرات تغذيه اي، كنترل استرس، فعاليت جسماني و انسولين درماني مي باشد. بعنوان مثال اگر بيمار يك روز پس از خوردن شام بمدت 15 دقيقه پياده روي نمايد متوجه خواهد شد كه قند خون او كمتر از روزي كه اين فعاليت را انجام نداده است مي باشد اين اطلاعات باعث تكميل آموزش بيمار شده وي را به سمت كنترل وضعيت خود سوق مي دهد. توصيه شده است كه زنان داراي ديابت حاملگي ميزان قندخون خود را چهار بار در روز يعني اولين بار، ميزان قندخون ناشتا و بدنبال سه وعده غذا (يكساعت پس از شروع خوردن هر غذا)
مشكلات مربوط به تعريف:
اختلافاتي بين متخصصان امر و سازمانهاي حرفه اي كه استانداردهاي مربوطه را مشخص مي نمايند بر سر مباحث مربوط به كنترل ديابت وجود دارد.
بعلاوه واقعيت امر اين است كه يك توافق جهاني براي ميزان قندخون هدف وجود ندارد. همچنين اين موضوع كه ميزان قند پس از يك يا دو ساعت پس از انجام تغذيه كداميك داراي بيشترين تاثير روي رشد جنين دارد مورد تائيد مي باشد.
بعضي از متخصصين كنترل قند خون يكساعت پس از شروع تغذيه و بعضي يكساعت پس از پايان تغذيه را توصيه مي نمايند. اين مساله فيزيكي از عوامل سردرگمي بيمار و مراقبين ميباشد.
بعضي چارتهاي نشان دهنده قندخون، حتي زماني را كه گلوكز بايد بررسي شود را نيزمشخص نمي نمايند. و سطح هايپرگليسمي را كه تاثير منفي برروي مادر و جنين مي گذارد مورد بحث است.
2 نوع روش براي اندازه گيري ميزان قندخون وجود دارد (معيارهاي خون كامل و پلاسما)، اندازه گيري توسط خون كامل روش قديمتر بوده كه اندازه گيري توسط پلاسما بطور گسترده اي جايگزين آن شده است. در صورت انتشار مقادير هدف جهت گلوكز نبايد تمايزي بين دو نوع اندازه گيري قايل شد. منابع قديمي مقادير بدست آمده توسط اندازه گيري خوني را بدون بيان نوع روش مشخص مي نمايد.
زيرا آنها قبل از گسترش تكنولوژي جديد انتشار يافته اند. اصولاً مقادير اندازه گيري شده توسط خون 15-10% پائينتر از مقادير پلاسمايي ميباشد. از زمان انتشار روش پلاسمايي ADA پيشنهاد نمود كه مقادير هدف قند خون در انواع اندازه گيري بطور مجزا مشخص گردد. متخصصان باليني بايد توجه نمايند كه در مواضع آينده ADA ممكن است مقادير مشخص براي 2 نوع اندازه گيري مشخص نگردد. طبق گفتگو يكي از متخصصين بنام ايوانويج ميزان قند خون يكساعت پس از شروع غذا، بهترين پيش بيني را در مورد ايجاد ماكروزومي جنين در مرحله بعد مي باشد. طبق توصيه آنگر قندخون ناشتا كمتر از 90 و يا يكساعت پس از تغذيه كمتر از 140 بعنوان ميزان مطلوب تلقي مي گردد. (منابع ديگر 1hpp و نرمال را 120 مشخص كرده اند).
جهت داشتن يك هماهنگي بين همه بيماران، از روش پلاسمايي براي اندازه گيري استفاده مي گردد. بايد توجه نمود كه به دليل پيشرفت در تكنولوژي خود كنترلي در سالهاي اخير اين روش چندان بعنوان يك وسيله تشخيص مورد استفاده قرار نمي گيرد.
استفاده از تغذيه درماني ابعث تشويق و ايجاد قندخون نرمال در سراسر حاملگي و فراهم نمودن نيازهاي كالريك بمقدار كافي براي رشد جنين و پيشگيري از كتوز مادر مي گردد. استفاده از كربوهيدرات بيشترين تاثير را برميزان قندخون پس از تغذيه مي گذارد و مادران بايد منابع كربوهيدراتي را در رژيم غذايي خود شناسايي نمايند. شير و فرآورده هاي شيري از قبيل ماست، ميوه، سبزيجات نشاسته دار (سيب زميني، نخود، ذرت) حبوبات و شيريني جات داراي مقادير زيادي كربوهيدرات مي باشند. سبزيجات غيرنشاسته اي از قبيل كاهو، كرفس، جعفري حاوي آب و فيبر و ويتامين بوده تاثير زيادي برميزان قندخون پس از تغذيه ندارند. بسياري از افراد ديابتي در رژيم غذايي خود مقادير كمي كربوهيدرات، در برنامه روزانه خود استفاده مي نمايند (بعضي افراد از تكه هاي غذايي جهت تعيين تاثير آن بر ميزان قندخون استفاده مي نمايند). اين روش براي انعطاف بيشتر در رژيم غذايي استفاده ميشود.
نموده ساده: براي تغذيه مادران داراي ديابت حاملگي:
صبحانه:
يك يا دو تخم مرغ پخته شده بصورت خاگينه
يك يا دو تكه نان سوخاري (30-15 گرم كربوهيدارت) با چاي بدون كافئين يا قهوه
ميان وعده صبح:
يك سيب كوچك (15 گرم كربوهيدرات)
يك اونس پنير
آب ميوه بدون افزودن شكر (طبيعي)
ناهار:
3 اونس گوشت بوقلمون با گوجه فرنگي و سس (سبزيجات غيرنشاسته اي حساب نمي شوند)
سالاد مخلوط شده با روغن يا آبليمو
8 اونس شير (13 گرم كربوهيدرات)
عصرانه:
ماست با كربوهيدرات كمتر از 25 گرم در هر وعده بهمراه با چند تكه بادام
شام:
5 اونس ماهي كباب شده با آب ليمو
سيب زميني پخته شده در اندازه متوسط (30 گرم كربوهيدرات)
يك گلابي كوچك (15 گرم كربوهيدرات)
وعده غذايي قبل از خواب:
2 قاشق روغن بادام زميني با بلغور گندم (22 گرم كربوهيدرات)
ليمونات با آب معدني گازدار بدون افزودن شكر
ميزان ايده آل دريافت كربوهيدرات مشخص نبوده ولي بيشتر منابع پيشنهاد مي نمايند كه اين ميزان 45-40% درصد كالري روزانه را شامل شود مصرف كربوهيدرات در طول روز و سه وعده اصلي غذا و 2 تا 4 ميان وعده (با مقادير كمتر كربوهيدرات) مصرف شود. بدليل مصرف مداوم گلوكز توسط جنين توصيه ميشود مادران حامله بطور منظم مصرف غذا و ميان وعده را جهت اجتناب از هايپوگليسيراتتر باشند.
مقادير بالاي هورمون كورتيزول و هورمون رشد طي حاملگي تحمل در صبحها را كمتر مي نمايد. در وعده هاي غذايي بعدي كربوهيدراتها بهتر تحمل مي شوند. در آزمايش انجام شده بيماران اغلب 30 گرم يا كمتر از آن را در صبحانه تحمل مي نمايند ولي مي توانند مقادير بيشتري را در ناهار و شام تحمل نمايند.
كنترل كتون ادرار در صبحها مي تواند به تشخيص ميزان افزايش نياز كالريك كمك نمايد. وجود كتون در ادرار مي تواند نشان دهنده دريافت ناكافي كالري يا كربوهيدرات و در نتيجه افزايش شكستن چربي مي باشد. مواجهه طولاني جنين با كتون مي تواند برروي تكامل عصبي جنين تاثير گذار باشد. اگر بيمار دفع كتون در ادرار صبحگاهي خود داشته باشد بايد مقدار ميان وعده قبل از خواب بيمار افزايش داده شده و يا وعده شبانگاهي ديرتر داده شود تا تاثير آن زمان بيشتري داشته باشد. اهميت انتخاب يك رژيم سالم و دريافت مقادير متوسطي از چربي غيراشباع و پروتئين بيشتر در طول حاملگي بعنوان قسمتي از اولين جلسه از مصاحبه توضيح داده ميشود. ساكاري به مقدار چربي مصرفي و وزن قسمت پروتئين مصرفي در رژيم غذايي (دريافت پروتئين عموماً ميزان گلوكز بدنبال مصرف غذا را بالا نمي برد).
كنترل قندخون توسط خود بيمار، نتايج تست كتون ادرار، وزن گيري، بررسي اشتها راهنماي خوبي براي ادامه برنامه تغذيه درماني مي باشد. تنظيم ميزان كربوهيدرات در رژيم غذايي و نتايج قندخون مورد بررسي قرار مي گيرد. نيازهاي پروتئين و چربي و جزئيات آن بسته به نياز بيمار پيگيري ميشود. اگر درمان با انسولين شروع شده است به بيمار گفته ميشود كه مصرف مقدار مشخصي از كربوهيدرات در غذاي اصلي و ميان وعده جهت تنظيم انسولين داشته باشد.
فعاليت فيزيكي با خنثي كردن همه هورمونهاي همراه حاملگي باعث افزايش پاسخ به انسولين ميشود.
زماني كه كنترانديكاسيون از نظر عوارض پزشكي يا مامايي براي بيمار وجود ندارد بايد به داشتن برنامه و منظم ورزشي در زمان حاملگي تشويق ميشوند. انجام 20 – 15 دقيقه ورزش نشسته روزانه مي تواند به كاهش هايپرگليسمي كمك نمايد. بدون اينكه باعث افزايش خطر القاء انقباضات رحمي گردد. بعضي از تمرينات ورزشي را مي توان در حالت نشسته و حين فعاليتهاي عادي از قبيل تماشاي تلويزيون و مطالعه انجام داد.
كنترل استرس:
اگر چه استرس مي تواند قندخون را بمقدار زيادي بالا ببرد ولي بعنوان عاملي كه كمترين تاثير را دارد شناخته شده است. مواجهه و كنترل ديابت حاملگي مي تواند وقت گير باشد. توجه به احساسات زنان نسبت به تشخيص بيماري و سيستم حمايتي ايشان بسيار مهم ميباشد. پرستار همچنين به بيماران در مورد نحوه انجام تنفسهاي عميق، آموزش داده و آنها را به استفاده از مجلات و مشاركت در برنامه هايي برايشان لذتبخش است تشويق نمايد.
درمان دارويي: اگر در فاصله ده روز پس از انجام درمان تغذيه اي و تمرين ورزشي ميزان قندخون به حد طبيعي نرسد. درمان با انسولين قدم بعدي است. يك زن حامله نياز به انسولين چهار برابر يك فرد غيرحامله دارد. در بعضي از افراد پانكراس توانايي توليد انسولين كافي براي پاسخ به نياز جفت را ندارد. انسولين يك درمان دارويي مي باشد كه در صورتي كه به همراه تغذيه درماني استفاده شود كاهش عوارض جنيني به همراه آن مشاهده شده است. تقريباً 60% زناني كه جهت نياز انسولين تراپي مورد مشاوره قرار گرفتند نياز به تزريق يك دوز انسولين ان پي اچ قبل از خواب داشتند. در مورد اين بيماران حتماً بايد انسولين با آنتي ژن انساني و با دستور پزشك و كنترل قندخون جهت تعيين دوز و ساعت رژيم انسوليني استفاده شود. اگر چه استفاده از انسولين آنالوگ در حاملگي اخيراً توسط FDA توصيه نشده است مطالعات گسترده اخير نداشتن آن را برروي زنان حامله اثبات نموده اند. ما استفاده از فرآورده هاي سريع الاثر از قبيل انسولين آسپارات (نوولوگ) يا انسولين ليسپرو (هومولوگ) براي بدست آوردن حداكثر كنترل موفق قندخون جايگزين نموده ايم. بدليل سريع بودن تاثير اين نوع انسولين و مطابقت نزديك زمان حداكثر تاثير آن بازمان جذب غذا اين جايگزيني انجام شده است.
بايد توجه نمود كه براساس اطلاعات بدست آمده بدنبال استفاده از انسولين گلارژين (لانتوس) كه معمولاً با دوز يكبار در روز مورد استفاده قرار مي گيرد در زنان حامله توصيه نمي گردد.
استفاده از داروهاي خوراكي پايين آورنده قندخون طي حاملگي توصيه نمي گردد ولي طبق دستورالعمل ADA اين نكته در مورد ديابت حاملگي ميباشد. در يك مقايسه كه بصورت تصادفي انجام شده، استفاده از انسولين و گليبوريد، در زنان دچار ديابت حاملگي كه قادر به دستيابي به ميزان طبيعي قندخون پس از رعايت رژيم نبودند مورد بررسي قرار گرفت مشاهده شد كه استفاده از هر دو مورد داراي نتايج مشابه ميباشد. همه بيماران در آغاز برنامه درمان در سه ماهه اول حاملگي بودند. گليبوريد مورد تائيد FDA براي ديابت حاملگي نبوده و نياز به مطالعات بيشتر در جمعيتهاي گسترده تر جهت معرفي آن بعنوان يك روش ايمن براي استفاده در حاملگي مي باشد.
پيگيريهاي پس از زايمان:
طبق توصيه ADA وضعيت ديابت حاملگي در پايان هفته ششم پس از زايمان با آزمايش پس از تحمل 75 گرم گلوكز انجام شود. بررسي بعدي در زناني كه داراي قند خون نرمال بودند سه سال بعد انجام مي شود و در زناني كه قندخون بالا بصورت ناشتا و يا بدنبال تحمل انسولين داشته اند بايد كنترل قندخون بصورت سالانه انجام گيرد. بدليل خطر بالاي توسعه ديابت، دريافت مراقبت دقيق درماني و تغذيه اي و برنامه منظم ورزشي توصيه مي گردد.
كه باعث تاخير يا پيشگيري ديابت نوع 2 مي شد آموزش ببيند.
طبق گفته Hick آنها بايد در مورد برنامه ريزي خانوادگي جهت اطمينان حداكثر تنظيم قندخون براي حاملگي بعدي دارند.
زماني كه براي زني ديابت حاملگي تشخيص داده ميشود اين تشخيص، پنجره اي است رو به آينده او تا در اين فرصت در مورد رژيم غذايي و كاهش قندخون و يا هر چيزي
مقدمه اي بر مديريت و كنترل درد
مطابق با بعضي از علل و عوامل شناخته شده كنترل درد مي تواند ساده يا پيچيده باشد. بعنوان مثال يك نمونه ساده از ناراحتي كه عموماً موجب رنجش و آزار در ريشه اعصاب از قسمت ديسك هرني Herniated disk مي باشد كه همراه با درد تشعشعي به سمت پائين پاها خواهد بود. در بعضي اوقات اين درد را مي توان با تزريق استروئيد اپيدورال و درمان فيزيكي كاهش داد، بهرحال گاهي اوقات درد برطرف نمي شود. براي درمان اين نوع بيماري فنون و تكنيكهاي وسيع و گسترده داراست كه شامل: روشها و تدابير مداخله اي – كنترل و اداره مديريت پزشكي – درمان فيزيكي يا بدني چيروپراكتيك: نوعي مداوا كه از طريق دستكاري و جابجائي ستون مهره ها انجام مي گيرد. مشاوره روانپزشكي و حمايت درماني و ديگر روشهاي درمان دوره اي – ارجاع به ساير متخصصان پزشكي
تمام اين خدمات و مهارتهاي پزشكي لازم و ضروري هستند، زير اينگونه دردها مي تواند باعث بروز اختلال در ساير جوانب زندگي شخصي يكنفر باشد.
درمان اين درد و بيماري چگونه هدايت ميشود؟
به منظور بررسي ساختماني علت درد بايستي يك مركز عصبي براي آسيب رسيدن آماده و مستعد باشد و همچنين تحريك بافت آسيب ديده بايستي نوعي درد را متوجه شخص سازد. مفهوم اين نكته اينست كه با انجام بيشترين روشهاي مداخله اي جهت درمان يك بيماري، بدن انسان داراي ساختار ويژه اي با اعصاب خنثي مي باشد كه به محض آسيب يك ناحيه فوراً به ساير نقاط بدن رسوخ مي كند. مديريت و كنترل اين بيماري نقش مهمي را در شناسايي منبع دقيق اين معضل دارد و روش درمان «Optimal» را بيان مي كند.
فلوروسكوپي يكي از روشهايي است كه در آن مي توانيم با مشاهده اشعه ايكس هدايت شده اين نوع بيماري را درمان كنيم اين روش اغلب براي كمك به پزشك در پيدا كردن محل دقيق تزريق به كار برده ميشود، تا آنجا كه مراقبتهاي پزشكي و داروئي به يك نقطه و تنها به يك نتيجه دقيق برسد.
مقدمه اي بر مديريت و كنترل درد
مطابق با بعضي از علل و عوامل شناخته شده كنترل درد مي تواند ساده يا پيچيده باشد. بعنوان مثال يك نمونه ساده از ناراحتي كه عموماً موجب رنجش و آزار در ريشه اعصاب از قسمت ديسك هرني Herniated disk مي باشد كه همراه با درد تشعشعي به سمت پائين پاها خواهد بود. در بعضي اوقات اين درد را مي توان با تزريق استروئيد اپيدورال و درمان فيزيكي كاهش داد، بهرحال گاهي اوقات درد برطرف نمي شود. براي درمان اين نوع بيماري فنون و تكنيكهاي وسيع و گسترده داراست كه شامل: روشها و تدابير مداخله اي – كنترل و اداره مديريت پزشكي – درمان فيزيكي يا بدني چيروپراكتيك: نوعي مداوا كه از طريق دستكاري و جابجائي ستون مهره ها انجام مي گيرد. مشاوره روانپزشكي و حمايت درماني و ديگر روشهاي درمان دوره اي – ارجاع به ساير متخصصان پزشكي
تمام اين خدمات و مهارتهاي پزشكي لازم و ضروري هستند، زير اينگونه دردها مي تواند باعث بروز اختلال در ساير جوانب زندگي شخصي يكنفر باشد.
درمان اين درد و بيماري چگونه هدايت ميشود؟
به منظور بررسي ساختماني علت درد بايستي يك مركز عصبي براي آسيب رسيدن آماده و مستعد باشد و همچنين تحريك بافت آسيب ديده بايستي نوعي درد را متوجه شخص سازد. مفهوم اين نكته اينست كه با انجام بيشترين روشهاي مداخله اي جهت درمان يك بيماري، بدن انسان داراي ساختار ويژه اي با اعصاب خنثي مي باشد كه به محض آسيب يك ناحيه فوراً به ساير نقاط بدن رسوخ مي كند. مديريت و كنترل اين بيماري نقش مهمي را در شناسايي منبع دقيق اين معضل دارد و روش درمان «Optimal» را بيان مي كند.
فلوروسكوپي يكي از روشهايي است كه در آن مي توانيم با مشاهده اشعه ايكس هدايت شده اين نوع بيماري را درمان كنيم اين روش اغلب براي كمك به پزشك در پيدا كردن محل دقيق تزريق به كار برده ميشود، تا آنجا كه مراقبتهاي پزشكي و داروئي به يك نقطه و تنها به يك نتيجه دقيق برسد.
انواع دردهاي نوروپاتيك كدامند؟
دردهاي نوروپاتيك عبارتند از:
سندروم درد منطقه اي پيچيده (erps) كه به نقص سمپاتيك رفلكس هم مشهور است و از نظر سمپاتيك دردي دفاعي و پايدار است.
فيبروهيالژيا:
التهاب مثانه بينابيني (انترستي سل) و
سندروم روده تحريك پذير:
درمان درد نوروپاتيك
درمان دردهاي مختلف نوروپاتيك مي تواند مشكل باشد. با اين همه، با تشخيص دقيق و اغلب تركيبي از روشهاي درماني شانس بالايي براي بهبود درد و بازيابي كارآيي وجود دارد.
يكي از بهترين ابزار درمان درد نوروپاتيك، محرك طناب نخاعي است كه مقادير جزيي انرژي الكتريكي را مستقيماً به نخاع مي برد. اثر اين تحريك طناب نخاعي آنست كه به طناب نخاعي امكان مي دهد حتي با وجود درد كاركرد نرمال خود را حفظ كند و نحوه عمل آن از طريق ايجاد تداخل در فرستادن اطلاعات درد نادرست به مغز ميباشد.
دلايل ديگر اين گونه دردها كدامند؟
ديگر دلايل اين نوع دردها عبارتنداز: سردرد و درد صورت، درد عصبي محيطي، درد استخوان دنبالچه، شكستگيهاي متراكم، درد سوزش پايدار به دنبال حمله هرپس زودتر، التهاب عضله و فاشياي آن، كورتيكولي، سندروم نخودي، التهاب كف پا و التهاب اپيكوندلي جانبي و دردهاي سرطاني است.
سردردها و درد صورت، ازجمله درد سوزشي پايدارتري ژمينه و درد غيرمعمول سردردها دليل اصلي ناراحتي و كاهش بهره وري در محل كار ميباشند. درمانهاي موثر زيادي براي سردردهاي پايدار وجود دارد كه از آن جمله اند: دارو درماني، بازخورد زيستي، تزريقات و ايمپلنت ها كه هر يك وابسته به نوع خاص سردرد به كار مي روند. بوتوكس (Botax) هم ابزاري مناسب و مفيد براي درمان موثر و مطمئن سردردها ميباشد.
درد صورت غير معمول مي تواند تضعيف كننده باشد، در بيشتر موارد مي تواند آن را از طريق تزريقات به افت عصبي موضعي درمان نمود.
درد سوزش پايدار تري ژمينه، كه تيك دولوركس ناميده ميشود، وضعيتي است كه معمولاً باعث تيركشيدن متناوب پايدار در ناحيه صورت ميشود.
درد عصبي محيطي
درد عصبي محيطي يا نوروپاتي، ممكن است تضعيف كننده شود. و بخوبي مي تواند به درمانهاي ساده اي مثل تزريقات نقطه اي با داروهاي آنستيزي وبرداشت بافت (روش موضعي كه شامل ايجاد اعصاب مي باشد) پاسخ مناسب دهد. نمونه هاي درد عصبي محيطي عبارتند از درد سوزش بين دو دنده، درد سوزش ايلئوم و كشاله ران، درد سوزش عانه اي (هيپوگاستر)، فشار عصبي پوستي راني (فمورال) جانبي زوايد انگشتي شكل و فشارهاي عصبي مرتبط ديگر.
درد استخوان دنبالچه
درد استخوان دنبالچه صرفاً درد در ناحيه استخوان دم يا دنبالچه مي باشد. مي تواند ناشي از شوك عصبي باشد يا بدون دليل مشخصي ظاهر شود. درمان اوليه احتياط به همراه استفاده از داروهاي مسكن درد خوراكي است. اغلباً درد از بخشي از سيستم عصبي آغاز ميشود كه ما هيچ كنترلي برآن نداريم (سيستم عصبي غيرارادي يا مستقل) و مي تواند به تزريق آنستيزي موضعي سر عصب به نام گانلگيون دنبالچه پاسخ دهد كه نزديك دنبالچه قراردارد و يا با تخريب دارويي گانلگيون دنبالچه معمولاً با استفاده از «راديوفركانس» به آن پاسخ داد.
انواع اصلي دردها كدامند؟ What are the basictypes of pain
غشاهاي درد بسياري وجود دارند. يك شيوه تقسيم اين غشاهاي درد همانا تقسيم آنها به دو گروه دردنورپاتيك و درد ناشي از ضربه به بافتهاي بدن ميباشد.
درد ناشي از ضربه فيزيكي يا شيميايي بافتهاي بدن
سيستم عصبي بدن به درستي در حال كاركردن است. نوعي درد شكل مي گيرد، مثلاً بريدگي، شكستگي، استخوان يا شكلي در نخاع، سيستم اطلاع رساني مغز بدن انسان در مورد وجود آسيب شروع به فعاليت ميكند. اين اطلاعات به مغز فرستاده ميشود و فرد آگاه ميشود كه درد دارد.
درد نوروپاتي:
سيستم عصبي بدن به درستي كار نمي كند. هيچ منشاً مشخصي براي درد وجود ندارد. ولي با اين وجود بدن به مغز مي گويد كه آسيبي وجود دارد.
انواع ديگر دردهاي ناشي از ضربه كدامند؟
بيشتر دردهاي كمر، پا و بازو از اين نوعند. اين درد به دو گونه ريشه اي و جسمي (سوماتيك) تقسيم ميشود.
درد ريشه اي: دردي است كه از تحريك ريشه هاي عصب، مثلاً از بيرون زدگي غيرطبيعي ديسك (صفحه)، نشات ميگيرد. با توزيع عصب كه از ريشه در طناب نخاعي خارج ميشود به سوي «پا» پايين مي رود. بيماري ريشه هاي عصب همراه درد ريشه ايست كه همانا ضعف آنتربي (بي حسي)، سوزش يا فقدان رفلكس به توزيع عصب ميباشد.
درد جسمي (سوماتيك): دردي محدود به كمر يا ران است. مشكلي كه پزشكان و بيماران هنگام درد كمر با آن مواجه ميشوند آنست كه پس از مراجعه بيمار به پزشك و بيان دقيق تاريخچه بيماري، انجام آزمون بدني و مطالعه تصويري مناسب (مثل اشعه X، اسكن هاي CT و MRI) دكتر بايد در زماني بسيار ناچيز تشخيصي دقيق و كامل داشته باشد. تحقيقات نشان ميدهند بيشتر دردهاي كمري كه پس از درمانهاي احتياطي از بين نمي روند عموماً از يكي از سه ساختار كمر مي آيد: مفاصل رويه، ديسكها، يا مفصل استخوان ساكروم و ايلئوم. مفاصل رويه مفاصلي كوچك در پشت نخاع هستند كه استواري و ميزان خم شدن را مشخص ميكنند. ديسك ها جذب كننده هاي شوك (ضربه اي) هستند كه بين هر كدام از تكه هاي ساختار استخواني نخاع (مهره داران) قرار دارند. مفصل استخوان ساكروم و ايلئوم مفصلي در ناحيه كفل است كه در راه رفتن نرمال نقش دارد و به انتقال وزن از قسمت بالاي بدن به پاها كمك مي كند.
تزريقاتي كه در آن از اشعه X به صورت فلوئوروسكوپي استفاده ميشود، مي توانند در تعيين مكان درد به ما كمك كنند. بلافاصله كه درد به درستي تشخيص داده شد ميتوان آنرا به بهترين شكل درمان نمود.
شكستگي ساختارهاي استخواني، در افراد مسن در نتيجه استئوپروزي يا كمبود كلسيم در استخوانها شايع است. در اثر كمبود اكسيژن استخوان ضعيف شده و مي شكند.
مانند هر شكستگي اين شكستگي نيز همراه درد است. هر شكستگي ديگر توسط تثبيت درمان مي شود اما در اين مورد با تزريق سيمان به استخوان در روش كه به نام Vertebroplaty شناخته شده است درمان مي شود.
(PHN) Postherpetic Neuralgia
(PHN) شرايط دردناكي است كه پس از زونا اتفاق مي افتد. وقتي جوان هستيم همگي تقريباً در معرض آبله هستيم كه توسط ويروس Herpezzoster ايجاد مي شود سيستم ايمني را ويروس را كنترل مي كند و به صورت نهفته نخاع زندگي ميكند. وقتي پيرتر مي شويم يا بيمار مضطرب مي شويم ويروس دوباره فعال مي شود و به سلولهاي عصبي عفوني و پوست مجاور محله مي كند. اگر چه در حمله ثانويه بدن معمولاً ويروس را شناسايي مي كند، بدن در مناطق موضعي احساس درد مي كند. بيمار معمولاً تبخال مي زند كه به زودي خوب مي شود. بعضي وقتها اين ويروس آسيب مي بيند و باعث درد مي شود.
بهترين راه درمان اين بيماري درمان آن قبل از بروز آن است. داروهايي مانند acyclovir استروئيدها و تزريق مي تواند به پيشگيري بيماري كمك كند.
بيماري پس از نشان دادن خود توسط تزريق، بيهوشي موضعي، داروهايي مانند dvlovetin (Cymbalta) (Elvail – Endep) awytriytil – و يا برچسبهاي موضعي قابل پيشگيري است.
Myofascitisand tortilis
اگر درد ادامه پيدا كند تزريق موثر است. اگر تزريق تسكين موقتي داشته باشد گاهي اوقات تزريق بوتاكسن مي تواند موثر باشد.
بوتاكس – بوتاليوم تاكسين ماهيچه ها را تا شش ماه يا بيشتر آسوده ميكند و تسكين بلند مدتي براي درد است. اين روش درمان موثر و ايمني براي اين بيماري كه مي تواند شكل طولاني مدت و سختي باشد به شمار مي رود.
Torticolis اسپاسم عضلات گردن است و باعث ميشود فرد بيمار گردنش را به يك سمت نگه دارد. بوتاكس درمان ثابت شده اي براي اين بيماري است. براي اطلاعات بيشتر به مقاله بوتاكس مراجعه كنيد.
سندرم Piriformis
عضله Piriformis از باسن شروع شده و تا انتهاي ستون فقرات ادامه دارد و از آن جهت كه عصب سياتيك از آن مي گذرد از اهميت ويژه اي برخوردار است.
وقتي عضلات دچار گرفتگي ميشود بر عصب سياتيك فشار وارد مي كند و باعث درد تا پائين پا ميشود.
Piriformis معمولاً با درمانهاي فيزيكي از بين مي رود اگر درد همچنان ادامه داشته باشد بي حسي موضعي يا تزريق استروئيد مي تواند كمك كند و باز در صورت ادامه درد تزريق بوتاكسن يا ميوبيوك كه هر دو بوتولينوم توكسين هستند مي تواند درمان موثر و ايمني باشد.
Planftar fascilitis and lateral epicoldylitis
Plantar Fascilitis (بيماري پاشنه پا) و Picondylitis جانبي (بازوي تنيس) دو بيماري دردناك شايع هستند. درمان اوليه با گزينه هاي محافظه كارانه نظير استراحت داروهاي ضدتورم غيراستروئيدي، تزريق استروئيدي، داروهاي مسكن، فيزيوتراپي و استفاده از كفشهاي طبي مناسبند.
اگر در بيش از شش ماه طول بكشد درمان امواج شوكي فوق جسماني Extracorporal shochwave موثر تائيد شده FDA است. اين درمان براي زنان باردار و بچه ها و هر كسي كه پيس ميكر و بيماريهاي انعقاد خون دارند توصيه نمي شود.
C.V.A: حوادث عروق مغزي
CVA پيشرونده يا حمله مغزي كه در ارزيابي ترمبوز بعنوان عامل آن مشخص شده است با اختلال نورولوژيك خفيف شروع مي شود در طي يك يا دو روز بدتر مي شود
CVA كاملك
يك نقص كامل نورولوژيك كه با يك شروع ناگهاني توسط بيمار تجربه مي شود.
شايعترين علت CVA ترمبوز است. ساير عوامل شامل آمبولي و خونريزي مي باشند. عوامل خطر كه احتمال CVA را افزايش مي دهند عبارتند از: آترواسكروزيز، فشار خون بالا، ريس ريتمهاي قلبي بيماريهاي رماتيسمي قلب، ديابت سليتوس، نقرس، افت فشار وضعيتي و هايپرتروفي قلب ساير عوامل خطر شامل بالا بودن سطح سرمي تري گليسريد و روش زندگي بي تحرك (روش زندگي غيرفعال) استفاده از داروهاي ضدبارداري، سيگار كشيدن و سابقه فاميلي حوادث عروق مغزي (CVA).
علائم كلينيكي اختصاصي CVA با توجه به شريان درگير تغيير است و نتيجتاً، فقط به قسمتي از مغز خون عرضه ميشود) در صدمات خيلي شديد و وسيع عروق جانبي (كومترال) براي كمك به جبران كاهش عرضه خون به مغز وسعت پيدا مي كنند (انشعاب مي يابند)
اگر CVA در نيمكره چپ اتفاق بيفتد، علائمي كه ايجاد ميشود در سمت راز بروز مي كند. اگر در نيمكره راست CVA اتفاق بيفتد علائم در سمت چپ نمايان مي شوند.
بهرحال CVA كه باعث آسيب اعصاب كرانيال (مغزي) ميشود علائمي از اختلال در عملكرد اعصاب مغزي مشابه يك خونريزي ايجاد ميكند (عوارض ناشي از خونريزي)
معمولاً علائم ايجاد شده را براساس شريان درگير دسته بندي مي كنند. همچنين ميتواند بعنوان مخاطره آمير عمومي و مركزي دسته بندي شود.
شريان مغزي مياني:
اين نوع CVA ممكن باعث آ<ازي (عدم تكلم) شود. (كاهش قدرت تكلم، نوشتن، يا علائمي از كاهش درك گفتاري يا زبان نوشتاري را نشان مي دهد).
اختلال در تكلم (اختلال در سخن گفتن)، كاهش ميدان بينايي و فلج نيمه بدن درست مبتلا (شدت آن در صورت و دست نسبت به پا بيشتر است). از علائم درگيري شريان مياني مغز است.
شريان كادرتيد: بيمار ممكنست خستگي و ضعف ، گرفتگي، اختلال حواس، اختلالات بينايي و تغيير سطح هوشياري صداهاي اضافي كه روي عروق شنيده ميشود. سردرد، آفازي و پتوز (افتادگي پلك) را در سمت مبتلا تجربه كند.
شريان معده اي:
بيمار ممكن است ضعف، ناتواني در سمت مبتلا، بي حسي اطراف دست و دهان، كاهش ميدان بينايي، دوبيني، (2 تصوير از يك مورد ساده) تطابق ضعيف، ريس فاژي، ناهماهنگي كلام، سرگيجه، فراموشي و نارسايي تطابق ماهيچه اي (عدم تعادل) را تجربه كند.
شريان قدامي مغزي:
اين نوع از حمله مغزي مي تواند باعث كاهش سطح هوشياري، ضعف و ناتواني و گرفتگي و سستي در سمت مبتلا (خصوصاً در پا) بي اختياري ادراري و كاهش تطابق شود. همچنين مي تواند اختلال عملكرد حركتي و حسي و اختلالات شخصيتي را ايجاد كند.
شريان خلفي مغزي: فلجي معمولاً رخ نمي دهد. بيمار ممكنست كاهش ميدان ديد، اختلال حواس، كوما و كوري كورتيكال (ناشي از قشر مغز) را تجربه كند.
تستهاي تشخيصي: سي تي اسكن نشان مي دهد كه حمله مغزي ناشي از ترمبوز، خونريزي، تومور يا هيدروسفالي است. سي تي اسكن مغز نواحي ايسكميك را نشان مي دهد اما اگر 2 هفته از CVA گذشته باشد ممكنست موثر نباشد. ساير تستها شامل: Lp، افتالموسكوپي، آنژيوگرافي، ECG و مطالعات آزمايشگاهي است.
درمان:
اقدامات درماني موثر در CVA شامل: داروهاي ضدتشنج براي درمان حملات، داروهاي شل كننده مدفوع جهت جلوگيري از سفت شدن مدفوع كه اينها باعث افزايش ICP ميشوند. كورتيكوستروئيدها جهت به حداقل رساندن ادم مغزي، داروهاي ضد درد جهت كنترل سردرد كه ممكن است بدنبال CVA هموراژيك ايجاد شود. معمولاً استفاده از آسپرين در CVA هموراژيك منع مصرف دارد بخاطر اينكه مصرف آن تمايل خونريزي مغزي را افزايش ميدهد. اما ممكنست در جلوگيري از ايجاد TIA (حملات زودگذر مغزي) موثرباشد.
درمان جراحي جهت بهبود جريان خون مغزي براي بيماري كه دچار CVA ترمبوتيك يا آمبولي شده است شامل. برداشتن انتهاي شريان (برداشتن پلاكهاي آترواسكروز از داخلي ترين ديواره شريان) يا پيوند عروق كوچك (عروق خارج مغزي به روش جراحي به عروق داخل مغزي آناستموز (پيوند) داده ميشوند.
سيد رضايي
-بيمامربوط به هايپرتانسيونري كليوي
- بيماري كليوي چه علائمي دارند؟
- بيماري كليوي چگونه تشخيص داده ميشود؟
- چه كسي در معرض خطر هايپرتانسيون كليوي قراردارد؟
- چگونه مي توان از بيماري كليوي پيشگيري نمود؟
- بيماري كليوي چگونه درمان ميشود؟
هايپرتانسيون يك عامل عمده بيماري كليوي و نارسايي كليه (بيماري كليوي پيشرفته) است و مي تواند باعث آسيب عروق خوني و فيلترهاي كليوي و اشكال در رفع مواد زائد بدن شود.
علائم بيماري كليوي چيست؟
هايپرتانسيون
كاهش ميزان ادرار يا اشكال در دفع ادرار
ادم (تجمع مايع) خصوصاً در انتهاي پاها
نياز به دفع ادرار در دفعات بيشتر مخصوصاً شبها
بيماري كليوي چگونه تشخيص داده مي شود؟
صرف داشتن هايپرتانسيون، ممكن است بيماري كليوي مشخص نگردد.
بوسيله آزمايشهاي مخصوص مي توان نشان داد كه آيا كليه قادر به دفع مناسب فرآورده هاي زائد از بدن مي باشد يا نه؟ اين آزمايشات شامل كراتينن سرم و اوره نيتروژن خون (BVN) مي باشد. چندين آزمايش ديگر نيز مي توانند آسيبهاي كليوي را مشخص نمايند، پروتئينوري، افزايش پروتئين در ادرار است كه مي تواند يكي از علايم بيماري كليوي باشد.
چه كسي در معرض خطر بيماري كليوي مربوط به هايپرتانسيون است؟
بيماري كليوي ناشي از هايپرتانسيون ممكن است هر گروه از افراد و هر نژادي را درگير نمايد گرچه بعضي گروهها در معرض خطر بيشتري مي باشند شامل:
- سياهپوستان آمريكا - بوميان آمريكا
- نژاد هندي آمريكايي - افراد ديابتي
افراد داراي سابقه خانوادگي فشار خون و بيماري كليوي
چگونه مي توان از بيماري كليوي پيشگيري نمود؟
جهت پيشگيري از آسيب كليوي ناشي از هايپرتانسيون:
- تلاش براي حفظ فشارخون در محدوده كمتر از 130/80
- اطمينان براي بدست آوردن يك پايه منظم بعنوان فشارخون جهت كنترل آن
- داشتن رژيم غذايي مناسب
- استفاده از داروها طبق تجويز پزشك
بيماري كليوي چگونه درمان مي شود؟
استفاده از داروهاي مهار كننده ACE و بلوك كننده رپتور آنژيوتانسيون II باعث پايين آمدن فشارخون و جلوگيري از آسيب كليوي در آينده ميشود.
پس از نارسا شدن كليه چه اتفاقي روي مي دهد؟
كليه سالم خون را بوسيله خارج نمودن آب اضافي و مواد زائد، پاك مي نمايد. كليه ها همچنين هورمونهايي جهت تقويت و سلامت استخوانها ترشح مي نمايند. وقتي هر دو كليه دچار نارسايي ميشود، مايعات در بدن تجمع پيدا مي كند. فشارخون افزايش مي يابد. ميزان مواد زائد در بدن زياد ميشود. بدن گلبول قرمز كافي توليد نمي كند. بيمار دچار خستگي، تهوع، كاهش اشتها ميشود. در اين زمان نياز به يك جايگزين براي عمل كليه ميباشد.
درمان نارسايي كليه چيست؟
سه روش جهت درمان نارسايي كليه وجود دارد كه در ادامه راجع به آنها بحث خواهد شد.
1- همودياليز 2- دياليز صفاتي 3- پيوند كليه
همودياليز:
همودياليز چيست؟
همودياليز فرآيندي است كه طي آن خون پاك و تصفيه مي گردد. همودياليز بدن را از مواد زائد نمك و مايعات اضافي رها مي نمايد و همچنين باعث كنترل فشارخون و حفظ تعادل شيميايي از قبل پتاسيم سديم و كلر مي شود.
چگونگي انجام همودياليز:
در همودياليز، از دياليزور يا فيلتر مخصوص، براي پاك كردن خون استفاده ميشود. دياليزور به دستگاه وصل مي باشد. در زمان دياليز خون از طريق لوله هايي به دياليزور مي رسد. دياليزور آب و مواد زائد را تصفيه و خارج مي نمايد و خون تازه تميز شده از طريق ست ديگر دستگاه وارد بدن مي گردد.
آمادگي جهت انجام همودياليز:
قبل از اولين همودياليز، بايد راهي جهت دسترسي به جريان خون ايجاد شود. اين راه مسيري را براي انتقال خون به دستگاه و برگشت آن به بدن فراهم مي نمايد. راه ايجاد شده مي تواند داخلي (داخل بدن غالباً زير پوست) و يا خارجي (خارج از بدن) باشد.
چه كسي همودياليز را انجام مي دهد؟
همودياليز مي تواند در منزل و يا مركز درماني انجام شود. در مركز اين كار توسط پرستار و يا تكنسين انجام ميگيرد، در منزل بيمار با كمك يكي از افراد خانواده يا يكي از دوستان كه آموزش كافي را ديده اند انجام مي شود.
طول مدت انجام همودياليز چقدر است؟
همودياليز معمولاً سه بار در هفته انجام ميشود، هر بار درمان 2 تا 4 ساعت طول مي كشد. حين انجام همودياليز بيمار مي تواند مطالعه كند، بنويسد، بخوابد و يا تلويزيون تماشا كند.
چه عوارضي ممكن است با همودياليز اتفاق بيفتد:
عوارض جانبي همودياليز مي تواند بدليل تغييرات سريع در تعادل مايعات و الكتروليت در زمان دياليز ايجاد شود. گرفتگي عضلاني، افت فشار خون، 2 عارضه عمده فشارخون هستند. هايپرتانسيون يك افت ناگهاغني فشار خون است كه باعث احساس ضعف، بيحالي و ناراحتي شكمي شود.
معمولا سازگاري با همودياليز چندماه طول مي كشد. با رعايت رژيم غذايي و برنامه درماني توصيه شده مي توان از عوارض جانبي آن اجتناب نمود. بيمار بايد عوارض جانبي را فوراًً به پزشك خود گزارش نمايد. اين عوارض به آساني و به سرعت قابل درمان مي باشد.
چه غذاهايي براي بيمار دياليزي مفيد است؟
انجام همودياليز و داشتن رژيم غذايي مناسب به كاهش ميزان مواد زائد كه مقادير آن در خون بيمار دياليزي زياد است، كمك مي نمايد. مشاوره با يك متخصص تغذيه مي تواند به بيمار در رعايت رژيم توصيه شده توسط پزشك كمك نمايد. بيمار بايد در زمان انتخاب غذاها موارد زير را بخاطر داشته باشد:
خوردن غذاهايي با مقادير متعادل از غذاهايي كه حاوي پروتئين بالا هستند از قبيل گوشت و مرغ پروتئينهاي حيواني بهتر از پروتئينهايي كه در گياهان و دانه ها يافت ميشوند. مورد استفاده بدن قرار مي گيرند.
بيمار بايد ميزان پتاسيم مصرفي خود را كنترل نمايد. پتاسيم بيشتر در فرآورده هاي نمكي، بعضي ميوه ها، سبزيجات، شير، شكلات و گردو و فندق يافت مي شود. مقادير بالاي پتاسيم براي جلب مضر مي باشد.
بيمار بايد ميزان مايعات مصرفي خود را محدود نمايد. در زماني كه كه كليه قادر به انجام عمل خود نمي باشد مايعات به سرعت در بدن تجمع مي يابد كه اين مايع باعث تورم بافتها شده و همچنين افزايش فشار خون و اختلالات قلبي گردد. بيمار بايد از نمك اجتناب نمايد. غذاهاي پر نمك باعث ايجاد تشنگي و تجمع مايع در بدن ميشود. مصرف غذاهايي از قبيل شير، پنير، هسته ها، آجيل و نوشيدنيهاي غليظ بايد محدود شوند. اين غذاها حاوي مقادير بالاي فسفر باشند. مقادير بالاي فسفر باعث كنده شدن كلسيم از خون ميشود. كلسيم به قوي و سالم ماندن استخوانها كمك مي نمايد. جهت پيشگيري از مشكلات استخواني پزشك داروهايي را تجويز مي نمايد كه بصورت روزانه مصرف ميشوند.
معايب و مزاياي انجام همودياليز در مركز درماني:
مواجهه با موقعيتهاي يكسان افراد واكنشهاي متفاوتي دارند و يك عامل مثبت براي يكي مي تواند.
براي فرد ديگر بعنوان عامل منفي تلقي شود. در هر صورت موارد زير بطور عموم بعنوان معايب و مزاياي هر كدام از 2 نوع ميباشد.
مزايا: در تمام وقت يك فرد كه بصورت حرفه اي آموزش ديده است با بيمار مي باشد. بيمار مي تواند از وضعيت ساير بيماران آگاهي پيدا كند.
معايب: درمان بوسيله مركز برنامه ريزي مي گردد. بيمار بايد خود را تا مركز برساند.
معايب و مزاياي دياليز در منزل
مزايا: بيمار مي تواند انجام دياليز خود را انتخاب نمايد (اما غالباً بايد طبق دستور پزشك اين كار را انجام دهد)
بيمار مجبور به رفتن تا مركز جهت انجام دياليز نيست.
بيمار احساس استقلال و كنترل بر درمان خود را پيدا مي كند.
معايب: كمك در برنامه درمان ممكن است براي خانواده استرس زا باشد.
بيمار نياز به آموزش دارد.
بيمار نياز به فضا براي دستگاه و امكانات در منزل دارد.
سئوالاتي كه بيمار از مراقبين سلامتي خود ممكن است داشته باشد؟
- آيا همودياليز بهترين درماني انتخابي براي من است؟ چرا؟
- اگر من در يك مركز درماني دياليز شوم مي توانم مركز درماني را خود انتخاب كنم.
- همودياليز چه احساسي در من ايجاد ميكند.
- دياليز توسط خود بيمار چيست؟
- يادگيري نحوه انجام دياليز در منزل چقدر طول مي كشد؟
- آموزش من و همراهانم براي انجام همودياليز چگونه انجام مي شود؟
- كدام نوع از دسترسي به جريان خون براي من مناسب است؟
- آيا بيمار دياليزي قادر به انجام كاري مي باشد؟
- آيا در صورت شاغل بودن مي توانم دياليز خود را بصورت شبانه انجام دهم.
- چقدر بايد ورزش كنم؟
- افراد تيم مراقبتي من چه كساني هستند؟ آنها چگونه به من كمك مي كنند؟
- من با چه كسي مي توانم در مورد مسائل جنسي، مشكلات خانوادگي و مسائل مالي صحبت كنم.
- من كجا و چگونه مي توانم با بيماراني كه در چنين موقعيتي قرار گرفته اند صحبت كنم.
14 دسامبر 2006 – 22/9/85
درمان زودتر HIV به پسرفت هپاتيت C كمك مي كند:
5 شنبه 14 دسامبر (خبرهاي روز سلامتي)
شروع درمان ضد رترو ويروسي HIV زودتر از زمان توصيه شده ممكن است به كنترل بهتر ويروس هپاتيت C در كساني كه به HIV هم مبتلا مي باشند منجر شود اين يكي از يافته هاي مطالعه اخير مي باشد.
محققان مركز تحقيق AIDS در بيمارستان عمومي ماساچوست، بوستون مي گويند كه عفونت همزمان هپاتيت C و HIV يك مشكل در حال رشد مي باشد.
در حاليكه بطور طبيعي سيستم هاي ايمني بيشتر افراد مبتلا به ويروس هپاتيت C(HCV) قادر به كنترل اين ويروس هستند، اين كنترل در كساني كه مبتلا به عفونت همزمان با HIV – ويروس عامل بيماري ايدز – مي باشند ممكن است شكست بخورد.
مطالعه دكتر آرتوركيم در يك مقاله گردآوري شده نشان مي داد كه بار مسئوليت جهاني روي درمان عفونتهاي ويروسي مزمن زياد است و HCV و HIV در بين ويروس هاي مذكور مهم هستند.
كيم مي گويد: بعلت راههاي انتقال مشترك، عفونت همزمان با هر دو ويروس شايع است. متاسفانه HCV بعنوان يك عفونت فرصت طلب در حضور HIV رفتار مي كند و در اشخاص مبتلا به HIV باعث بيماري و مرگ ميشود. در اين مطالعه 60 نفر مبتلا به عفونت همزمان HIV.HCV . 17 نفر فقط مبتلا به HCV بودند. يافته ها نشان داد كه در اشخاص مبتلا به عفونت همزمان ويروسها، شروع زودتر درمان ضد رترو ويروسي ممكن است مفيد باشد قبل از اينكه ميزان CD4+ سلول T كمكي در سيستم ايمني و همچنين حفظ كنترل HCV كاهش يابد.
يافته ها و نتايج در شماره دسامبر Plos medicine منتشر شده است.
كيم گفت: اخيراً يك مطالعه آزمايشي در سرتاسر كشور در حال انجام است كه درمان زودتر HIV نتايج درمان هپاتيت C را بهتر خواهد كرد.
بخشي از اين مطالعه تحقيق خواهدكردكه چگونه درمان زودتر ممكن است بر واكنش هاي ايمني موثر باشد.