تبليغاتX
تازه های پرستاری بیماران داخلی
مراقبتهای نوین پرستاری در بیماران داخلی

چرخاندن محل های تزریق انسولین

 

اگر شما سه و یا چهار بار در روز انسولین تزریق می کنید یک ایده خوب این است که محلهای تزریق را بچرخانید(عوض کنید.)

تزریق به مکان قبلی به دفعات زیاد، می تواند باعث برآمدگی های سفت و یا تراکم چربی زیاد شود که پیشرفت می کند. این برآمدگی ها فقط ناصاف نیستند، همچنین می توانند روش جذب انسولین را جهت حفظ سطح هدف گلوکز خون تغییر دهند و تزریق را هم دردناک تر کنند.

دو روش برای چرخاندن مناسب محل تزریق:

 

1: هر روز همان مکان قبلی در آن ساعت خاص

 

2: چرخاندن با هر بار تزریق انسولین

 

1: همان زمان – همان مکان قبلی: انسولین با توجه به اینکه به کدام ناحیه تزریق میشود با سرعتهای متفاوت جذب میشود بنابراین بهتر است بطور پیوسته همان مکان بدن استفاده شود برای تزریق روزانه در هر بار. برای مثال: دوز وقت ناهار خود را تزریق نکنید به شکم روز دوشنبه و یا به ران روز سه شنبه. اگر شما ران را برای تزریق عصرانه انتخاب کرده اید سپس ادامه دهید به استفاده از ساق برای تزریق عصرانه

اکثر میزان انسولین وارد خون میشود

-         سریعترین راه از راه شکم

-         کمی آرام از راه بازوها

-         حتی آرام تر از راه پاها

-         آرامترین روش جذب انسولین باسن است

این یک ایده خوب است که دوز وقت ناهار و صبحانه به شکم تزریق شود مگر اینکه پزشک شما چیز دیگری بگوید

چون شما می خواهید طولانی اثر کنید تاثیر تدریجی را و تمام احتیاجات شبانه را پوشش دهید.

اگر شما دو نوع انسولین را با هم مخلوط می کنید می توانید به داخل شکم، بازو، ران و یا باتکس تزریق کنید.

2: همان یک عمل تزریق را بچرخانید و یا تعویض کنید: بمنظور جلوگیری از پدید آمدن و پیشرفت برآمدگی های سفت و تراکم چربی مهم است که به نقاط مختلف یک مکان رایج در بدن تزریق کنید. نقاط تزریقی داخل بازو را تغییر دهید. برای مثال اگر شما انسولین عصرتان را به ران تزریق می کنید سعی کنید از ران راست یک عصر استفاده کنید و از ران چپ عصر دیگر. ممکن است متوجه شوید که مفید است روی شکم خود عکس یک ساعت را بکشید که آن کمک می کند به حفظ تزریق به مکانی با حداقل پهنای یک انگشت.

اگر شما چهار بار در روز تزریق می کنید و تمام تزریق ها در شکم است به شکم تان نگاه کنید و تصویر ظهر زیر دکمه شکم (ناف) جای اولین تزریق ساعت دوازده ظهر – تزریق دوم ساعت یک ظهر – پس تزریق سوم ساعت دو بعداظهر و تزریق چهارم روی ساعت سه بعدازظهر. شما به ساعت 12 ظهر بر نخواهید گشت مگر 4 روز دیگر، طوریکه به مدت 4 روز به آن مکان استراحت داده اید. (به آن نقطه)

نکات برجسته برای چرخاندن محلهای تزریق: با دکترتان مشورت کنید و سطح گلوکز خونتان را به دقت چک کنید. بار دیگر شما و پزشکتان یاد می گیرید که محلهای تزریق به شما بهترین سطح کنترل قندخون را می دهد در تعداد دفعات مختلف در روز. نزدیک به ناف تزریق نکنید بافت آنجا سفت است پس جذب انسولین پیوسته و یکنواخت نیست. به همین دلیل نزدیک محل زخم ها و اسکارهای قبلی هم تزریق نکنید. اگر شما بازو را جهت تزریق انتخاب کرده اید تزریق را فقط در ناحیه عقبی بیرونی آن انتخاب کنید (جایی که بیشترین چربی است)

وقتی که خودتان تزریق می کنید سخت است که بازو را به طرف بالا بکشید سعی کنید بازو را رو بروی در یا دیوار فشار دهید. اگر به ران تزریق می کنید به قسمت داخلی ران تزریق نکنید زیرا حین راه رفتن رانها به یکدیگر مالیده میشود و جای تزریق زخم میشود. به ناحیه ای تزریق نکنید که موقع ورزش از آن استفاده میکنید. چون ورزش جریان خون آن ناحیه را زیاد می کند و آن می تواند مدت زمان جذب انسولین را زیاد کند. بیشتر از آن مدتی که به آن نیاز دارید خلق عادت نکنید.

ممکن است بنظر آسان بیاید که یک محل را پیدا کنید که صدمه نبیند و همیشه تزریق را به آن قسمت انجام دهید. (این کار را نکنید) چون نتیجه می تواند تورم و برآمدگی ناخوشایند باشد. شما با انتخاب یک سرسوزن بلند می تواند درد را کاهش دهید و مقایسی که برای شما درست است هر هفته یا دو هفته محل جدید تزریق را پیدا کنید. از یک ناحیه برای حداقل یک هفته استفاده کند تا از تغییرات زیاد قند خون جلوگیری کند. محلهای راست به چپ بدنتان را جایی که به محلهای تزریق، تزریق می کند بچرخانید.

انتخاب محل تزریق: مهم ترین محل تزریق شکم است. عقب و بالای بازوها – بالای باتکس یا هیپ و قسمت بیرونی ران ها.

این مکانهای بهترین محلهای تزریق هستند به دو دلیل: - آنها یک لایه از چربی دارند که فقط زیر پوست است برای جذب انسولین. اعصاب زیادی ندارد به این معنی که تزریق را راحت تر میکند نسبت به دیگر جاهای بدن

آنها باعث میشوند که تزریق به بافت زیرجلدی راحت تر شود جایی که تزریق انسولین سفارش شده است. بسته به نوع بدن شما، خواهید یافت که محلهای تزریق مشخص بهتر از دیگر مکانها کار میکند.

بعضی از مردم تزریق به شکم را ترجیح می دهند چون بهتر جذب میشود. اما تزریق هر روز به شکم درست نیست بخصوص برای بچه های جوان و یا افراد خیلی لاغر و یا افرادی که ماهیچه های خیلی سفت دارند بطوریکه حتی نمی توانند نیم اینچ چربی را فشار دهند. جهت انتخاب محل تزریق با پزشک مشورت کنید زیرا این برای شما بهتر است. پزشک شما هر دو مورد را مد نظر دارد هم جذب انسولین را و هم چرخاندن محل را.

جذب انسولین: بدن شما بسته به محل تزریق بطور متفاوت انسولین را جذب میکند. انسولین وقتی که به داخل بافت زیر جلدی شکم تزریق میشود سریع جذب میشود و گاهی با سرعت کمتر در بالای بازوها و باتکس و هیپ

شما می توانید از اختلاف در میزانهای جذب انسولین برای طرح ریزی اینکه تصمیم بگیرید انسولین را به کجا تزریق کنید استفاده کنید.

برای مثال: در نخستین وهله انسولین سریع اثر میتواند درست قبل از صرف غذا و یا درست بعد از صرف غذا جهت سودمندی میزان جذب سریع، به شکم تزریق شود.

انسولین NPH می تواند تزریق شود به جاهای مختلف مثل بازوها، ران ها یا باتکس تا سودمندی میزان جذب آرام تر حفظ شود در حالیکه شما خوابیده اید. (تمرین و تحرک می تواند در میزان جذب تاثیر بگذارد).

اگر شما می خواهید بسکتبال بازی کنید یک ناحیه ای را انتخاب کنید بالاتر از جایی که می خواهید شوت یا دریبل را انجام دهید. زیرا تزریق به آن نواحی می توان میزان جذب را افزایش دهد.

اگر شما می خواهید ورزش کنید بعد از تزریق انسولین حداقل 45 دقیقه صبر کنید سپس ورزش کنید.

مشکلات یک تزریق معمولی:

-         خونریزی در محل تزریق

-         نشت انسولین در محل تزریق

-         سفت و چسبناک شدن وسیله یا ابزار تزریق

-         صدمات پوست در محل تزریق

خونریزی در محل تزریق: وقتی که شما انسولین را تزریق می کنید پدیدار شدن میزان کمی خون در محل تزریق ایرادی ندارد و این خونریزی بخاطر سرنگی است که یک رگ خونی را سوراخ می کند که این شکل با فشار دادن انگشت در محل تزریق یا گذاشتن گلوله پنبه ای بر طرف میشود.

همچنین محل تزریق را پس از تزریق مالش ندهید. فشار انگشت برای جلوگیری از گوفتگی (فشار آرام) حفظ کنید.

اگر کوفتگی ایجاد شد (کبودی) دوباره از آن محل تزریق استفاده نکنید تا کوفتگی از بین برود.

اگر شما بطور مکرر شاهد خونریزی بعد از تزریق هستید احتمالاً تزریق را نادرست انجام می دهید یا اینکه یک مشکل پزشکی دارید. با پزشک خود در این مورد مشورت کنید تا مدام شاهد خونریزی از محل تزریق هستید.

رسیدن به یک تزریق راحت: اکثر تزریق ها صدمه ای نمی رسانند اما اگر بطور مداوم درد را تجربه می کنید سعی کنید:

1)    با پزشک خود مشورت کنید تا اطمینان حاصل کنید که تکنیک تزریق تان درست است.

2)    منتظر بمانید تا الکل بطور کامل از سطح پوست خشک شود قبل از تزریق

3)    مطمئن باشید که نیدل بعد از برداشتن کادر خم شده است. کاور پایه با اولین حرکت برداشته شود.

4)    انسولین را تزریق کنید وقتی که اتاق است. انسولین سرد صدمه می زند

5)    سطول تزریق ماهیچه ها را شل و ریلکس نگه دارید.

6)  هرگز از یک نیدل بیش از یکبار استفاده نکنید. استفاده مجدد از یک نیدل می تواند نیدل را خم کند یا اینکه کند کند سرسوزن را در حالیکه درد را هم افزایش می دهد .

7)    از پزشک خود سوال کنید که آیا می توانید میزان کمتری انسولین تزریق کنید (با تعداد دفعات بیشتر)

8)  سریع پوستتان را سوراخ کنید اگر برایتان سخت است از یک تزریق کنند اتوماتیک که نیدل را در پوست وارد می کند استفاده کنید. مثل BD

9)    حین تزریق عضله را بالا نکشید و تزریق را به داخل پوست خم شده انجام ندهید.

10)                      با پزشکتان مشورت کنید در مورد استفاده از یک نیدل متفاوت و در مورد تزریق به قسمتهای مختلف آن

11)          اگر شما از یک خودکار و یا انسولین استفاده می کنید بعد از اینکه آن را از محل تزریق برداشتید تمام دوز انسولین مورد نیاز را دریافت نکرده اید برای اطمینان از اینکه دوز کامل را دریافت کرده اید حداقل 5 ثانیه بعد از تزریق منتظر بمانید قبل از اینکه نیدل را بردارید برای دوزهای 25 واحد و یا بیشتر 10 ثانیه منتظر بمانید یا وقتی که نیدل های شماره 30 و یا 31 را استفاده کنید همین کار را بکنید.

نشت یا لیک انسولین در محل تزریق:

اگر بعد از تزریق انسولین، شاهد نشت انسولین از محل تزریق هستید با پزشک مشورت کنید در مورد استفاده از یک نیدل بلندتر یا استفاده از محل تزریق متفاوت. شاید شما پوست تان را بطور مناسب بالا نکشیده اید. قبل از برداشتن نیدل از پوست اطمینان حاصل کنید که پوست را ول کرده اید (دیگر به آن فشار نیاورید)

چسبندگی وسیله تزریق:

اگر وسیله تزریق شما چسبیده شده است یا اینکه سفت است که به پیستون بی دریچه فشار آورید می تواند مربوط باشد به مقادیر کمی از انسولین که تزریق های قبلی مانده است. راه حل: هرگز از نیدل های تزریقی مجدد استفاده نکنید.

دشواری در تزریق انسولین راه حل: اگر شما از انسولین نیمه شکاف استفاده می کنید مطمئن باشید که بطور کامل تکان داده اید.

راه حل: انسولین را نزدیک به زمان تزریق بکشید.

صدمات پوست در محلهای تزریق: گاهی اوقات در محل های تزریق بخاطر تغییرات چربی زیر پوست بی نظمی در پوست رخ می دهد.

این تغییرات سه نوع هستند. 1- هیپترتروفی چربی      2- آتروفی چربی        3- اسکار چربی

هیپروتروفی چربی: نام دیگرش لیپوهیرتروفی است یا هیپرتروفی انسولینی. ظاهر نرم اغلب برآمدگی هایی شبیه به انگور در محل های تزریق. این شرایط غیرمعمول می تواند ایجاد شود در بعضی افراد بخاطر تغییرات طبیعی انسولین (یکی از آنها رشد چربی است) یا بخاطر استفاده مجدد از نیدل مصرفی.

بمنظور جلوگیری از پیشرفته هیپرتروفی، محل های تزریق را عوض کنید و از نیدل مصرف شده قبلی دیگر استفاده نکنید.

آتروفی چربی: نام دیگرش لیپوآتروفی، کاهش چربی زیر پوست است. این شرایط نادر اتفاق می افتد، بصورت یک فرورفتگی در پوست و یک ترکیب سفت و محکم دارد.

اسکار چربی: لیپوهیتروفی ایجاد میشود وقتی که به تعداد دفعات زیاد در یک محل تزریق می کنید یا وقتی که از نیدل قبلی استفاده می کنید. بمنظور جلوگیری از لیپواستیروفی:

 1- محل های ازریق را عوض کنید.

2- جاهای تزریق به داخل یک مکان را عوض کنید.

3- جاها را عوض کنید. (چپ ساعت) از بدنتان را جایی که تزریق می کنید به محل های تزریق هستید در دوبار تزریق از یک سرنگ جدید استفاده کنید. بعضی از مردم می فهمند که درد کمتری را تجربه می کنند وقتی که توصیف را به داخل برآمدگی ها یا فرورفتگی ها انجام می دهند. (که اغلب بر می گردد به لیپوس یا چربی) نسبت به زمانی که به بافت سالم تزریق می کنند. شما هرگز نباید به داخل چربی تزریق کنید چون انسولین بخوبی جذب نمی شود یا در واقع ممکن است احتیاج داشته باشید که دو برابر تزریق کنید به داخل چربی تا از یک بار تزریق به بافت سالم را داشته باشد. چربی ها اغلب آسانتر احساس می شوند (لمس می شوند) تا اینکه دیده شوند. بنابراین محل های تزریق را مرتب با دست لمس کنید. اگر به چیزی مثل برآمدگی، فرورفتگی یا حالت اندازه ای شده برخوردید به پزشکتان بگویید و محل تزریق را عوض کنید.

تزریق در موارد صدمات بینایی:

اگر شما یک شکل بینایی دارید با تزریق دوز صحیح انسولین می تواند تضاد داشته باشد. پیشنهادات زیر می تواند کمک کمتری باشد برای اطمینان از اینکه دوز مناسب تزریق شده است. اگر صدمه بینایی خفیف است، استفاده از یک خودکار تزریق برای شما آسانتر از استفاده از سرنگ است زیرا دوز سنجیده میشود به داخل خودکار و مقایسی برای خواند وجود ندارد. با پزشکتان صحبت کنید که آیا خودکار برای شما مناسب است یا سرنگ.

اجازه دهید به یکی از اعضای خانواده تان تا سرنگ را برای شما بکشد مطمئن باشید که آن فرد آموزش دیده است در مورد اینکه چگونه انسولین را بکشد از پرستار آموزش دهنده دیابت حتی اگر بینایی شما هنوز به حد کافی خوب هست. باز هم آنها را تشویق کنید که این آموزش ها را ببیند. یک مراقبت گر داشته باشید که از اعضای خانواده شما باشد که دوباره سرنگهای شماره قبل از تزریق چک کند تا مطمئن شود که به اندازه کافی انسولین کشیده اید.

تزریق انسولین تان را بخاطر بیاورید:

برای مردمی که تزریق روزانه انسولین انجام می دهند غیر معمول نیست که فراموش کنند که آیا یک دوز از تزریق شان را انجام داده اند. فراموش یک دوز میتواند روی سطح گلوکز خون و روی سلامتی فرد تاثیر بگذارد. جهت کمک به یادآوری، شما می توانید تزریق های انسولین تان را در یک دفتر ثبت کنید. شما می توانید زمان تزریق ها – مکان تزریق ها و نوع انسولین تزریقی را یادداشت کنید. شما می توانید برای خودتان یک یادداشت یا یک دفترچه جیبی سایز بندی شده به میزان گلوکز خون روزانه را طراحی کنید.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 0:45  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   | 

چالش هایی در درمان و کنترل یبوست مزمن

اختلالات معدی روده ای شامل سندرم روده تحریک پذیر (IBS)، یبوست، سوء هاضمه و بیماری ریفلاکس معده، مری (GERD)، متداولترین حالاتی هستند که در مرد و زن وجود دارند. روی هم رفته علایم مشابهی میان این اختلالات (مثل التهاب پوست، ناراحتی شکمی و سوزش) وجود دارند برای مثال بیماران با سندرم روده تحریک پذیر 41% بیماری ریفلاکس معده مری د ارند. 20% دچار سوء هاضمه یبوست دارند.

یبوست مزمن در بین اکثر اختلالات معدی روده ای دیده میشود. در پیگیریهای پزشکی 27% تاثیر آن در جمعیت آمریکای شمالی بو ده است. بیشترین میزان شیوع بین 19-20 % تخمین زده شده است. تدابیر مراقبتی اولیه بیماران یبوست مزمن شامل برطرف کردن عامل یبوست یا اختلال رفع براساس عادات و الگوی طبیعی دفع بیمار و علایم حساس معدی روده ای وابسته دیگر است.

Case study

فشار کار یک کارگر مرد 37 ساله باید سالانه ارزیابی شود در جریان معاینات فیزیکی روتین، مدفوع قابل لمس در ربع تحتانی چپ و نفخ ملایم شکمی آشکار است. یک معاینه انگشتی رکتال (DRE) و خون واضح در مدفوع هموروئید داخل را آشکار می کند. در آزمایش مدفوع، خون مخفی وجود نداشته است، از بیمار در مورد داشتن مشکلات دفعی سوال میشود بمیار به سرعت عکس العمل نشان داده و می گوید نه همه چیز خوب است و موضوع را عوض می کند هر چند بعداً در معاینات او احساس ورم را اغلب ذکر می کند، بیشتر بیماران برای صحبت در مورد مشکل معدی روده ای حساس هستند بویژه نتایج مربوط به عادات روده ای، بیماران ممکن است در مورد مشکل با توصیف علایم وابسته (ورم, باد) صحبت کنند که این علائم بویژه مربوط به حرکات دوره ای روده هستند.

بعضی بیماران ممکن است این موضوع را انکار کنند زیر از علام کانسر کولون ترسیده و از مایعات اضافی که ممکن است نیاز به اقدامات لازم کولونوسکوپی باشد تنفر دارند. هدف از سوال مربوط به عادات روده ای و علایم وابسته کمک به برقراری رابطه و گفتگو است. طوری که بیمار تعاریف یبوست را متوجه میشود.

تعریف و تشخیص

در بررسی پاسخهای بیماران مشخص شد که بیماران یک یا دو بار کارکرد روده ای در هفته در حداقل به مدت یکسال داشته اند. مدفوع این بیماران سفت و توده ای بوده و با تخلیه ناقص همراه است. بیمار اغلب احساس ورم می کند و این علائم در زمان حرکات روده بدتر و طولانی تر میشود. پزشک گمان می کند که بیمار یبوست مزمن دارد اما نیاز به اطلاعات بیشتر برای تایید این نظرها دادن عادات روده ای بیمار طی یک دوره مشخص مورد بررسی قرار می گیرد. به بیمار توجه میشود پس ا ز 2 هفته مجدداً مراجعه نموده و عادات دفعی روزانه خود را ثبت نماید.

عموماً تعریف قابل قبول برای یبوست وجود دارد که بیشتر در برگیرنده کاهش دفعات مدفوع می باشد و اغلب توسط پزشکان برای تعریف یبوست استفاده میشود. بیماران فشار، ورم و گاز روده ای, مدفوع سفت و کلفت، احساس تخلیه ناقص و ناراحتی شکمی را گزارش می کنند این علائم اغلب عمومی اند. مهمترین علت قطعی یبوست ناشناخته است و بطور نمونه در سه رده طبقه بندی میشود.

1- مانع خروجی (ناهماهنگی عضلات کف لگن)

2- عبور طبیعی یبوست (بیماران در این گروه اغلب مناسب برای IBS یا یبوست

3- عبور آهسته در کولون

بیشتر از یک مکانیسم ممکن است در مشاهده یبوست در هر بیمار بطور انفرادی دخالت داشته باشد و دارای علل ثانویه باشد که شامل فاکتورهای شیوه زندگی (عادات غذای نامنظم)، بیماری ها (اسکلروز عضلات، بیمار عروق )

فاکتورهای متابولیک (دیابت، هایپوتیروئیدسیم) و دارو درمانی (لوپیوئیدها، ضدافسردگی های سه حلقه ای) باشد. الگوریتم تشخیص یبوست مزمن شامل علل ثانویه متداول یبوست و ارزیابی حضور ped flugs دال بر بیماری ارگانیک مثل تب، خونریزی رکتال، کانسرکولون، تاریخچه خانوادگی کانسر گوارش یا بیماری التهابی روده است. وجود موارد فوق نیاز به آزمایشات تخصصی و یا ارجاع به متخصص را ضروری می کند.

اگر به تاریخچه پزشکی معاینات شکم و DRE ملاک اصلی ارزیابی برای یبوست مزمن هستند معاینات شکم ممکن است تندرنس منتشر را آشکار کند در نیمه تحتانی. گاهی با لمس دیواره شکم احساس میشود در طول معاینات رکتال، یافته های ویژه انقباض رکتال، شرح بی کفایتی مربوط به پرینه) همراه علائم فشار زیاد و دستکار با دست نیز ممکن است سبب القاء اختلال در دفع گردد. هموروئید درونی در این بیماران معمول می باشد که احتمالاً بعلت فشار زیاد مرتبط با حرکات دوری روده میباشد این حالات در افزایش فیشرهای رکتال و آنال و یا زخم رکتال موثر است. ممکن است بیمار از ناراحتی و اختلال در دفع شکایت داشته باشد مراجعه بیمار به مدت 3 هفته برای پیگیری لازم است. ضمناً نتایج آزمایشات استاندارد (شمارش خون کامل، سرم، سطح هورمون تحریک کننده تیروئید سرعت رسوب ارتیرودیسک) در محدوده های طبیعی هستند بنابراین حضور یک سیستم متابولیک یا بی نظمی آندوکرین بعید است. بعلاوه بیمار داروهای  موثر در علائم روده ای را مصرف نمی کند. مشاهدات روده ای وی کمبود حرکات دوری روده (2 بار در هفته سه هفته پیش) را تایید می کند. قوام مدفوع سفت و فشار و احساس تخلیه ناقص وجود دارد. در تاریخچه خانوادگی مادرش سابقه کولون وجود دارد که یک پتانسیل ped flugs است.

اگر بیمار هیچکدام از علائم و نشانه های IBS (خونریزی رکتال، اسهال، تب را نداشته باشد و سرعت رسوب اریتردسیت ها در محدوده های نرمال باشد و نتایج D&E نیز نرمال باشد نیاز به انجام آزمایشات اضافی و یا مراجعه به متخصص لازم نمی باشد. تشخیص عمده یبوست مزمن ناشناخته است.

در اکثر نمونه های مشکوک به یبوست مزمن علائم بیمار، تاریخچه پزشکی، معاینات رکتال بررسی میشود. در این خصوص بعضی پزشکان ممکن است آزمایشات ویژه ای  را خواستار شده و اجرا نمایند.

آزمون تشخیصی اختصاص به بیمارانی دارد که علائم هشدار دهنده ای مثل پاسخ ندادن به درمان تجربی و یا اختصاصی خاص را از خود نشان می دهند. برای اینکه توان بالقوه یک آزمون تشخیصی تائید شود و یا تشخیص یا درمان متسقیم را از یکدیگر متمایزز گیرند، که براساس آن چه آزمایشی ارائه و تجویز شود باید تعیین گردد.

درمان

هنگامی که از بیمار درباره کوشش های اولیه برای کم کردن نشانه های بیماریش سوال شد، او پاسخ داد که سعی در افزایش جذب نیبر داشت ولی علایم وی بهبود نیافته اثر بیمار همچنین از شیر منیزیم نیز استفاده کرده که باعث ایجاد کرامپ های شکمی در وی شده است.

او به بیمار تجویز کرد که درمان با فیبر مجدداً با مراحل افزایش آغاز نماید (دریافت سطح پیشنهادی فیبر روزانه در مدت تقریبی سه هفته) و همچنین بیمار را تشویق کرد تا جذب هایش را (به روزانه هشت لیوان) افزایش دهد.

هدف از درمان بیماران دارای یبوست نه تنها برای تسکین فوری یبوست که برای جلوگیری از تکرار مجدد آن است تا با این کمک بتوان بیماران را با عادتها و رفتارهای دفع ادرار سالمتری سازگار کرد. تجویزهای سنتی افزایش جذب مایعات ورزش و فیبر را شامل میشود که اغلب با ملین های محرک و اسمزی همراه هستند (تمامی این موارد فقط برای مدت کوتاهی استفاده میشوند)

رژیم های کم با قیمانده, کمتر و شیوه زندگی کم تحرک عوامل بالقوه یبوست هستند بنابراین ترکیب سه گانه مایعات، ورزش و فیبر تجویزی خوب جهت بهبود شیوه زندگی سالم است.

تجربه نشان می دهد که افرادیکه در فعالیت های تفریحی و فیزیکی شرکت می کنند از سلامتی و تندرستی مطلوبی برخوردارند که حداقل توسط یکی از مطالعات مربوط به یبوست حمایت میشود.

هر چند که شواهد متقاعد کننده ای مبنی بر اینکه این مقیاس ها بطور موثری عادتهای ادراری را تغییر می دهند، بخصوص در مورد افرادی که دارای استرس حاد هستند، ارائه و نشان داده نشده است. در مطالعه 17 فرد بزرگسال مبتلا به یبوست با افزایش آب معدنی مصرفی (2 لیتر در روز) که همراه با جذب 25 گرم فیبرهای رژیمی بود، میزان حرکات روده ای بیشتری نسبت به مقیاس های پیشنهادی و همچنین از فیبر اضافی به تنهای استفاده کرده اند مشاهده شد. اگر چه اطلاعات اولیه بر اساس پرسش از بیمار است تا مقیاس های مطالعات مذکور و بطور کلی تعداد مطالعاتی که حاکی از این شواهد برای حمایت از مفهوم عادتهای دفع در بیماران مبتلا به یبوست که بطور قابل ملاحظه ای افزایش مصرف مایعات را داشته اند، بجز در مورد بیمارانی که آب بدنشان را از دست داده اند، بسیار اندک است. سرانجام این پرسش که تا چه درجه اطلاعات مبنی بر شواهد می توانند در تمرین کلینیکی بکاربرده شوند مطرح شد و اینکه این امر تا حد بسیار زیادی وابسته به تجربه و قضاوت کلینیکی است.

افزایش جذب روزانه می تواند از طریق رژیم غذایی (میوه ها، سبزیجات و نان) و یا استفاده از مکمل ها (متیل سلولز) صورت پذیرد. فیب که حجم دفع را افزایش و زمان انتقال آن را کاهش می دهد معمولاً اولین درمان پیشنهادی برای یبوست است هر چند که حداقل یک متمایل در این مورد نشان داده شده است که بیماران با یبوست مزمن میزان دفع پائین تر و زبان انتقال دفع آهسته تری را نسبت به بیماران غیرمبتلا به یبوست، بدون توجه به میزان مکمل های فیبری دارا می باشند. بعلاوه افزایش در تعداد دفعات با فیبر بسیار کم است (1 تا 4 را تکرر ادرار در هفته) زیرا فیبر اضافی در ابتدا علائم را تشدید می کند (دفع و ورم معده) و فیبرهای قابل هضم سبب نفخ معده میشوند بنابراین جذب فیبر باید بتدریج افزایش یابد.

این اثرات عکس همگام با نیاز برای خوردن مقادیر بیشتر منجر به قبول کمتر استفاده از فیبر در میان بیماران میشود گرچه به مرور زمان شدت علائم در بیشتر بیماران کاهش می یابد. پرستاران می توانند نیاز به جذب مایعات و اهمیت ورود تدریجی مکمل های فیبر را برای پیشگیری از تاثیرات نامطلوب معکوس تفاوتی همراه است. ملین های نمکدار باعث اختلال الکترولیتی می شوند و باید با احتیاط در بیماران دارای کم کاری و یا نارسایی قلب استفاده شوند.

قندهای غیرقابل جذب سبب گرفتگی عضلات شکم، نفخ معده و اسهال میشوند. از پلی استیلن گلیکول (PEG) بدلیل طعم تلخ آن و تمایل برای ایجاد اسهال بطور محدود استفاده میشود.

از آنجائیکه PEG از نظر متابولیسم راکد است (در برابر کلون باکترها مقاوم است) و کمتر از لاکتوزد که توسط کلونیباکتری ها تخمیر میشود) سبب نفخ و ورم معده میشود.

ملین های محرک (دی فنیل متان و مشتقات آنتراکوئی نون) انقباضات منظم ماهیچه روده را تحریک کرده و بنابراین حرکات روده ای را افزایش می دهند. معمولاً این عوامل بعد از چند ساعت استفاده موثر واقع میشوند، اما می توانند سبب نفخ های شدید شکمی شوند که با هیپوناترمی، هیپوکالمیا و دهیدراتاسیون همراه است. یافته های یک مجله علمی که اخیراً توسط کالج آمریکائی که روی بیماری های معده و روده و عمل و کار یبوست مزمن مطالعه کرده است. به چاپ رسیده با این مشاهدات سازگار است.

عمل و کار روش های پزشکی مبنی بر شواهد و تجویزهایی را که بر عوامل درمانی براساس شواهد کلینیکی استوار است برای دفاع از کاربرد آن بکار می گیرند. درجه A تجویز که دارای بالاترین امکانی است با شواهد کلینیکی در سطح بالا همراه است که بطور راندوم انجام میشود با احتمال کمتر از 5%)، درجه های C,B با شواهد کلینیکی متوسط تا ضعیف همراه هستند (گزارشات اولیه تجربه کلینیکی پزشک خصوصی) جنبه منفی این روش پزشکی مبنی بر شواهد این است که طبق پارامترهای عمل و کار AcG، لاکتوز و PEG تنها عوامل سنتی جهت دریافت تجویز درجه A بدلیل کارایی در دفع و سازگاری دفع با وضعیت بیمار هستند. اگر چه یافته هایی مبنی بر اثرات معکوس این عوامل بطور صحیحی گزارش نشده است و تمام فرمول های پلی استلین گلیکول PEG (محلول الکترولیت PEG و وزن مولکولی بالای PEG) را نه تنها سازمان غذا و دارو (IDA) فرمول (3350- PEG) تائید کرده اند بلکه شامل این تجزیه و تحلیل نیز میشوند. استفاده از لاکتولوز با دردهای شکمی همراه است و دوز بالای PEG به اسهال، حالت تهوع، نفخ معده و گرفتگی عضلات منجر میشود.

مایعات، ورزش، فیبر و ملین های محرک و اسمزی اغلب تجویزهای درمانی اولیه را تشکیل می دهند و در کل تشکیلی برای حالت های ملایمتری از یبوست فراهم می آورد. هر چند این عوامل در موارد متوسط به شدید همراه با تعدادی اثرات معکوس است. تحقیقات نشان داده که بسیاری از بیماران با یبوست مزمن علائم تسکین مطلوبی را از این درمان ها بدست نیاورده اند. بنابراین منطقی به نظر می رسد که بیماران را برای رسیدن به یبوست ملایم تا سبک ترغیب کنیم تا این مقادیر را طبق نظر پزشک دریافت کنند. در غیر اینصورت منجر به تشدید علائم بیماری میشوند.

انتخابهای دیگر

بعد از چهارهفته بیمار نشان داد که افزایش فیبر هم کمکی به یبوست او نکرده و منجر به بیشتر شدن نفخ و ورم معده او گردیده است. او نگران این بود که علائم بیماریش بهبود نیافته و درخواست کرد تا دیگر پزشکان به وضعیت او رسیدگی کنند در حالیکه متخصص بالینی درمان های دیگری را به بیمار پیشنهاد داد.

پیشرفت هایی در درک عملکردهای عصبی معدی روده ای، اهمیت نقش سروتوفین نوروترانسمیتر (فرستند نورون) را آشکار ساخته است. (5 هیدروکسی تریپامین {5-HI}) بیشتر (95%) در مسیر معدی روده ای یافت میشود.

سروتوفین به سیگنال گذاری در سیستم روده ای کمک می کند و عامل مهمی در روابط داخلی سیستم عضلات روده ای می باشد که در روابط بین سیستم روده ای و سیستم عصبی مرکزی نقش حیاتی دارد. در واقع سروتوفین با توجه به حرکات دودی شکل آزاد میشود و حفظ می گردد بر سروتوفین معدی اثر می گذارد و نحوه تغییرات مسیر GI را تعدیل می کند.

بیش از 14 نوع گیرنده های فرعی سروتوئین شناسایی شده است که برخی از آنها در عملکرد مسیر GI موثر می باشند. مثل اتصال سروتونین به گیرنده 5-HT1P که برای به حرکت درآوردن ارتجاعی حرکات روده ای نقش حیاتی دارد. همچنین سروتوئین به گیرنده ها 5-HT1P واقع در نورونی های داخلی می چسبد، آزادسازی فرستنده های ثانویه را تقویت می کند (استیل کولین وژن کلسی تونین مربوط به پیتیدها) و در نتیجه تحریک نورونهای محرک را افزایش می دهد. اتصال سروتونین به گیرندههای 5-HT1P در نورونهای آوران عرضی اولیه که سیگنال رسانی به سیستم عصبی مرکزی را در بر می گیرد بر نحوه درک غریزی اثر می گذارد. گیرنده های سروتونین یعنی آگونسیت و آنتاگونیست با توجه به این تاثیرات ارائه شده اند. مثلاً عواملی که باعث کاهش (جذب آنتاگونیست های گیرنده) یا افزایش (آنتاگونیست گیرنده 5-HT1P) حرکات خودبخودی می شوند برای کاهش عوارض چند جانبه TBS (هنگام اسهال) و TBS (بهنگام یبوست) موثر می باشد و به همین نحو در درمان زنان مبتلا به این گونه بیماری ها نقش دارد. حرکات خودبخودی معده نیز در درمان مردان و زنان جوان (کمتر از 65 سال) که به بیماری مزمن یبوست اندوپاتیک مبتلا شده اند مفید می باشد (در دوزهای تجویزی 6mg بصورت 2 بار در روز قبل از غذا با توجه به مطالعات به حرکات دودی شکل بطور چشمگیری باعث افزایش تعداد تخلیه دفع میشود (تعداد دفعات حرکات متوالی روده در هر هفته جزء علائم اولیه یبوست محسوب شده است) بهبود علائم فرد هنگام حرکات معدی روده ای، بلع معدی و تثبیت فشار و حرکات با توجه به داروهای جایگزین شده است. در بررسی نظام مندانه ارائه شده از طریق گروه ویژه AcG حرکات دودی شکل به حد مورد مورد نظر می رسد بطور کلی حرکات دودی شکل را می توان به خوبی کنترل کرد. در آزمایشهای بیماران مبتلا به یبوست مزمن غیر از اسهال (که از طریق 6/6 % بیماران دارای حرکات دودی شکل در مقیاس با 3% بیماران که از داروهای پلاسبو استفاده کرده اند) هیچ تفاوت قابل ملاحظه ای در گزارشات مربوط به تاثیرات بین دو گروه وجود ندارد. اغلب عوارض اسهال جزئی هستند مدت کوتاهی قبل از درمان اولیه بوقوع می پیوندد و پس از تنظیم دوز دارو از بین می روند بروز تاثیرات منفی در 1% یا مقدار بیشتری از این بیماران دارای حرکات دودی شکل (بیش از حد یا کمتر از حد نرمال) بوقوع می پیوندد و اغلب نسبت به مصرف داروهای جایگزین شیوع بیشتری دارند و عبارتند از: حالت تهوع، گیجی و سردرد.

در آزمایشهای بالینی مربوط به حرکات دودی شکل هیچ عارضه التهاب کولون راسیکمی وجود ندارد در حالیکه تعدادی از شواهد مربوط به التهاب کولون واسیکمی پس از جراحی وجود داشته است، اما به همراه پیامدهای طولانی مدت نبوده است.

نسبت آنها با توجه به جمعیت کلی و مورد نظر هماهنگ بوده است ودر مقایسه با بیماران IBS کمتر بوده است. اگر چه هیچ مکانیسم قلبی عروقی در ایسکمی مزمن مربوط به حرکات دودی شکل معدی روده ای وجود نداشته است اما جهت اطمینان از نظر بیماریهای التهاب کولون و ایسکمی مورد بررسی قرار می گیرد.

(Amitiza) Lubiprostone نوعی محرک کانال کلرید است که با توجه به افزایش سروتئین مایع معدی روده ای عمل می کند و جدیدترین عامل دریافت کننده PDA جهت درمان بیماران بزرگسال مبتلا به یبوست ایدیوپارتیک می باشد این موارد با توجه به نتایج نیمه مشخص به کنترل داروی جایگزین به مرحله سوم آزمایش و همچنین سه تحقیق مربوط به ایمنی بالینی ارائه شده است.

متخصصان با توجه به حرکات معدی روده ای موارد ویژه ای را تجویز می کنند 4 هفته پس از شروع درمان بیماران تجربیات خود را بصورت حرکات مناسب معدی در هر هفته گزارش خواهند کرد. روده ها نرم تر میشود به همراه فشار نمی باشد و نحوه حرکات بهبود یافته است. روده کوچک با توجه به معاینه دستی در ناحیه شکم بررسی میشود به بیمار آموزش داده میشود تا این امر برنامه را به مدت 4 هفته ادامه دهد و مایعات روزانه و دریافت مواد غذایی و ورزش را افزایش دهد. همچنین ممکن است این ارزیابی ها به کاهش وقوع شدت بروز علائم بعدی یبوست کمک نماید.

یبوست حاد و بلند مدت (در نتیجه درمان نامناسب یا ناکافی) را می توان بصورت اختلال سطحی در نظر گرفت اینکه آیا ارزیابی های تجربی و درمان مانع از درمان مناسب عوارض بیماران (یا وجود علائم قرمز رنگ در بیماریهای ارگاتیک) می گردد یا نه، از طریق مراجع به متخصص داخلی یا سایر افراد ارائه کننده خدمات درمانی) مشخص می گردد.

بررسی مستقیم واکنشهای معدی در بیماران با استفاده از پرسش نامه ها و آمار به منظور کمک به جامعه ضروری است. هر چه بیمار به طور بهتری شرایط بیماری و اصول آنرا درک کند احتمال کمتری وجود دارد که احساس ناتوانی به او دست دهد. این امر در صورتی بوقوع می پیوندد که درمان بیشتر از طریق مشاوره با پزشک صورت گیرد.

تا امروز هیچگونه دستورالعمل رسمی در جهت تنظیم بیماری ها وجود نداشته است که با توجه به آن گزینه های درمانی برای بیماران مبتلا به یبوست را بتوان اجرا کرد. اینگونه تصمیم گیری بطور زیادی براساس نظر بیمار، شدت علائم فرد مبتلا در زندگی روزمره، درمان بالینی و ورزش می باشد.

علیرغم مطالعات مربوط به شواهد پزشکی شکافهای زیادی بوجود آمده است. مطالعات مربوط به مراکز متفاوت بر علائم چندگانه یبوست متمرکز میباشد. تاثیرات درمانی را برروی بیماران مورد بررسی قرار می دهد که به عوارض بلند مدت مبتلا شده اند و تلاشهای تحقیقاتی آتی را به خوبی تنظیم می کند، NPS جزء موفقیتهای مطلوب برای دستیابی به انواع مطالعات میباشد.

آزمون تشخیصی اختصاص به بیمارانی دارد که علائم هشدار دهنده ای مانند پاسخ ندادن به درمان تجربی و یا اختصاصی خاص را از خود نشان می دهند. برای اینکه توان بلقوه یک آزمون تشخیصی تایید شود و یا تشخیص با درمان مستقیم را از یکدیگر متمایز نماید عاملی تصمیم گیرنده که براساس آن چه آزمایشی ارائه و تجویز شود باید تعیین گردد.

درمان:

هنگامی که از بیمار درباره کوشش های اولیه برای کم کردن نشانه های بیماریش سئوال شده او پاسخ داد که سعی در افزایش جذب فیبر داشت ولی علایم وی بهبود نیافتاند بیمار همچنین از منیزیم نیز استفاده کرده که باعث کرامپهای شکمی شده است که تلاشهای اولیه بیمار در جذب مقادیر فیبر، کمتر از مقدار پیشنهادی روزانه (25 تا 30 گرم در روز) بوده است. او به بیمار تجویز کرد که درمان با فیبر مجدداً با مراحل افزایش آغاز نماید. (دریافت سطح پیشنهادی فیبر روزانه در مدت تقریبی سه هفته) و همچنین بیمار را تشویق کرد تا جذب مایعات را به روزانه هشت لیوان افزایش دهد. هدف از اداره بیماران دارای یبوست نه تنها برای تسکین فوری یبوست که برای جلوگیری از تکرار مجدد آن است تا با این کمک بیماران با عادتها و رفتارهای دفع ادرار سالمتری سازگار شدند. تجویزهای سنتی افزایش جذب مایعات، ورزش و فیبر را شامل میشود که اغلب با اولین های محرک و اسموزی همراه هستند. تمامی این موارد فقط برای مدت کوتاهی استفاده می شدند.

رژیم های کم باقیمانده کمتر و شیوه زندگی متحرک عوامل بالقوه یبوست هستند. بنابراین ترکیب سه گنه مایعات، ورزش و فیبر تجویزی خوب جهت بهبود شیوه زندگی سالم است. تجربه نشان می دهد که افرادی که در فعالیت های تفریحی و فیزیکی شرکت می کنند از سلامتی و تندرستی مطلوبی برخوردارند که حداقل توسط یکی از مطالعات مربوط به یبوست حمایت میشود.

16- هر چند که شو اهد متقاعد کننده ای مبنی بر اینکه این مقیاس ها بطور موثری عادتهای ادراری را تغییر می دهند، به خصوص در مورد افرادی که دارای استرس حاد هستند، ارائه و نشان داده نشده است. در مطالعه 17 فرد بزرگسال مبتلا به یبوست با افزایش مصرف آب معدنی (2 لیتر در روز) که همراه با جذب 25 گرم فیبرهای رژیمی بود، میزان حرکات روده ای بیشتری نسبت با مقیاس های پیشین و همچنین از فیبر اضافی به تنهایی استفاده می کرده اند مشاهده شد.

17- اگر چه اطلاعات اولیه براساس پرسش از بیمار است تا مقیاس های مطالعات مذکور و بطور کلی تعداد مطالعاتی که حاکی از این شواهد برای حمایت از مفهوم عادهای وضع در بیماران مبتلا به یبوست که بطور قابل ملاحظه افزایش مصرف مایعات را داشته اند، به جز در مورد بیمارانی که آب بدنشان را از دست داده اند، بسیار اندک است.

18- سرانجام این پرسش که تا چه درجه اطلاعات مبنی بر شواهد می توانند در تمرین کلینیکی بکار برده شوند مطرح شد و اینکه این امر تا حد بسیار زیادی وابسته به تجربه و قضاوت کلینیکی است.

افزایش جذب روزانه می تواند از طریق رژیم غذایی و میوه ها، سبزیجات، نان و یا استفاده از مکملها متیل سلولز، صورت پذیرد. فیبر که حجم دفع را افزایش و زمان انتقال آن را کاهش می دهد معمولاً اولین درمان پیشنهادی برای یبوست است. هر چند که حداقل یک تمایل در این مورد نشان داده است که بیماران با یبوست مزمن میزان دفع پائین تر و زمان انتقال دفع آهسته تری را نسبت به بیماران غیر مبتلا به یبوست، بدون توجه به میزان مکمل های فیبری دارا می باشند.

19- بعلاوه افزایش در تعداد دفعات دفع با فیبر بسیار کم است. ( 1 تا 4/1 تکرر ادرار در هفته).

20- زیرا فیبر اضافی در ابتدا علائم را تشدید می کند (دفع و ورم معده) و فیبرهای قابل هضم سبب نفخ معده میشوند بنابراین جذب فیبر باید بتدریج افزایش یابد.

12- این اثرات عکس همگام با نیاز برای خوردن مقادیر بیشتر و منجر به قبلو کمتر استفاده از فیبر در میان بیماران میشود. 11 و 10 گر چه که با مرور زمان شدت علائم در بیشتر بیماران کاهش می یابد. پرستاران (NPS) می توانند نیاز به جذب مایعات و اهمیت ورود تدریجی مکمل های فیبر را برای پیشگیری از تاثیرات نامطلوب معکوس دهند. مواد اسوتیک (ملین های نمکی ، نمک های سدیم و منیزیم) قندهای غیرقابل جذب و یا جذب کم پلی استیلن گلیکول (PEG) و عوامل اسمزی غیرقابل متابولیسم و غیرقابل جذب، آب محفوظ در مدفوع سبب تحریک ترشح آب بوده با بوجود آوردن یک محرک اسمزی میشوند و اغلب هم بعد از درمان موثر توسط فیبر و یا به جای آن مورد استفاده قرار می گیرند. گرچه که استفاده از آن با تاثیرات معکوس متفاوتی همراه است. ملین های نمکدار باعث اختلال الکترولیتی میشوند و باید با احتیاط در بیماران دارای کم کاری کلیه و یا نارسایی قلبی استفاده شوند.

11- قندهای غیرقابل جذب سبب گرفتگی عضلات شکم، نفخ معده و اسهال میشوند.

21- از پلی اتیلن گلیکول (PEG) بدلیل طعم تلخ آن و تمایل برای ایجاد اسهال بطور محدود استفاده میشود.

22- از آنجایی که PEG از نظر متابولیسم راکد است در برابر کلونی باکتری ها مقاوم است و کمتر از لاکتولوز که توسط کلونی باکتری ها تخمیر میشوند سبب نفخ ورم معده میشود.

23 و 15- ملین ها محرک و می فنیل متان و مشقات آنتراکوئی نون انقباضات منظم ماهیچه روده را تحریک کرده و بنابراین حرکت روده ای را افزایش مید هند معمولاً این عوامل بعد از چند ساعت استفاده موثر واقع می شدند، اما می توانند سبب نفخ های شکمی شدید شوند. 21 که با هیپوناتومی، هیپوکالیا و هیدراتاسیون همراه است یافته های یک مجله علمی که اخیراً توسط کالج آمریکایی مطالعه بیماری های معده و روده و عمل و کار یبوست مزمن به چاپ رسیده با این مشاهدات سازگار است. عمل و کار روشهای پزشکی مبنی بر شواهد و تجویزهایی را که بر عوامل درمانی براساس شواهد کلینیکی استوار است برای دفاع از کاربرد آن به کار می گیرند. درجه A تجویز که دارای بالاترین امکان است با شواهد کلینکی در سطح بالا همراه است که به طور راندوم انجام می شوند با احتمال کمتر از 5%، درجه های C,B با شواهد کلینکی متوسط تا ضعیف همراه است گزارشات اولیه تجربیه کلینیکی پزشک خصوصی. جنبه منفی این روش پزشکی مبنی بر شواهد این است که طبق پارامترهای عمل و کار ACG، لاکتوز و PEG تنها عوامل نسبی جهت دریافت تجویز درجه A به دلیل کارایی در کار دفع و سازگاری دفع با وضعیت بیمار هستند. اگر چه یافته هایی مبنی بر اثرات معکوس این عوامل بطور صحیحی گزارش نشده است و تمام فرمول های پلی اتیلن گلیکول PEG در محلول الکترولیت PEG و وزن مولکولی بالای PEG را نه شما سازمان غذا و دارو FDA فرمول 3350- PEG تائید کرده اند بلکه شامل این تجزیه و تحلیل نیز میشوند. استفاده از لاکتوز با دردهای شکمی همراه است و در بالای PEG به اسهال، حالت تهوع، نفخ معده و گرفتگی عضلات منجر میشود.

24- مایعات، ورزش، فیبر و ملین های محرک و اسمزی اغلب تجویزهای درمانی اولیه را تشکیل می دهند و درکل تسکینی برای حالت های ملایمتری از یبوست فراهم می آورد. هر چند این عوامل در موارد متوسط به شدید همراه با تعدادی اثرات معکوس است. تحقیقات نشان داده که بسیاری از بیماران با یبوست مزمن علائم تسکین مطلوبی را از این درمان ها به دست نیاورده اند. بنابراین منطقی بنظر میرسد که بیماران را برای رسیدن به یبوست ملایم تا سبک ترغیب کنیم تا این مقادیر را طبق نظر تجربه پزشک دریافت کنند، در غیراینصورت منجر به تشدید علائم بیماری میشود.

انتخاب دیگر:

بعد از چهارهفته بیمار نشان داد که افزایش فیبر هم کمکی به یبوست او نکرده و منجر به بیشتر شدن نفخ و ورم معده او گردیده است. او نگران این بود که علائم بیماریش بهبود نیافته و درخواست کرد تا دیگر پزشکان به وضعیت او رسیدگی کنند. در حالیکه متخصص بالینی درمان های دیگر را به بیمار پیشنهاد داد.

 

 

 

 

یبوست مزمن

پیشرفتهایی در درک عملکردهای عصبی معدی روده ای اهمیت نقش سروتنین نوروترانسمیتر (فرستنده نورون) را آشکار ساخته است (5 هیدروکسی تریمپتامین) که بیشتر 95% در مسیر معدی روده ای یافت میشود سرتونین به سیگنال گذاری در سیستم روده ای کمک می کند و عامل مهمی در روابط داخلی سیستم عضلات روده ای میباشد که در روابط بین سیستم روده ای و سیستم عصبی مرکزی نقش حیاتی دارد. در واقع سرتونین با توجه به حرکات دودی شکل آژاد میشود و حفظ می گردد بر سرتونین معدی اثر می گذارد و نحوه تغییرات مسیر GI را تعدیل می کند.

بیش از 14 نوع فرعی گیرنده های سرتونین شناسایی شده است که برخی از آنها در عملکرد مسیر GI موثر می باشند مثل اتصال سرتونین به گیرنده HF1P که برای به حرکت آوردن ارتجاعی حرکات روده ای نقش حیاتی دارد همچنین سرتونین به گیرنده های 5-HT4 واقه در نورون های داخلی می چسبد، آزادسازی فرستنده های ثانویه را تقویت می کند (استیل کولین وژن کلسی تونین مربوط به پپتیدها) و در نتیجه تحریک نورونهای محرک را افزایش میدهد . اتصال سرتونین به گیرنده های 5HT3 در نورنهای آوران عرضی اولیه که سیگنال رسانی به سیستم عصبی را در بر می گیرد بر نحوه درک غریزی اثر می گذارد.

گیرنده های سرتونین یعنی آگونیست و آنتاگونیست با توجه به این تاثیرات ارائه شده اند.

مثلاً عواملی که باعث کاهش (جذب آنتاگونیست های گیرنده) یا افزایش (آنتاگونیست گیرنده 5-HT3) حرکات خوبخودی میشوند برای کاهش عوارض چند جانبه IBS (هنگام اسهال) و IBS (هنگام یبوست) موثر میباشد و به همین نحوه در دمان زنان مبتلا به این گونه بیماریها نقش دارد.

حرکات خودبخودی معده نیز در درمان مردان و زنان جوان تر از 65 سال که به بیماری مزمن یبوست اندوپاتیک مبتلا شده اند مفید میباشد (در روزهای تجویزی 6mg به صورت 2 بار در روز قبل از میل کردن غذا) با توجه به مطالعات، حرکات دودی شکل به طور چشمگیری باعث افزایش مقدار تخلیه مدفوع می گردد. تعداد دفعات حرکات متوالی روده در هر هفته جزء علائم اولیه محسوب شده است بهبود علائم فرد هنگام حرکات معدی روده ای ، بلع معدی و تثبیت فشار و حرکات با توجه به دوره های جایگزین شده است. در بررسی نظام مندانه ارائه شده از طریق گروه ویژه ACG حرکات دودی شکل به حد مورد نظر می رسد به طور کلی حرکات دودی شکل را می توان به خوبی کنترل کرد. در آزمایشهای مربوط به بیماران مبتلا به یبوست مزمن غیر از اسهال که از طریق 6/6% بیماران دارای حرکات ددی شکل در مقایسه با 3% داروهای  جایگزین به دست آمده است.

هیچ تفاوت قابل ملاحظه ای در گزارشهای مربوط به تاثیرات بین دو گروه وجود ندارد. اغلب عوارض اسهال جزئی هستند. مدت کوتاهی قبل از درمان اولیه به وقوع می پیوندد و پس از تنظیم دوز دارو از بین می روند بروز تاثیرات منفی در 1% یا مقدار بیشتری از بیماران دارای حرکات دودی شکل (بیش از حد یا کمتر از حد نرمال) به وقوع می پیوندد و اغلب نسبت به مصرف داروهای جایگزین شیوع بیشتری دارند و عبارتند از: حالت تهوع، گیجی و سردرد

در آزمایشهای بالینی مربوط به حرکات دودی شکل هیچ عارضه التهاب کولون و ایسکمی وجود ندارد در حالی که مقداری از شواهد مربوط به التهاب کولون و ایسکمی پس از جراحی وجود داشته است اما به همراه پیامدهای طولانی مدت نبوده است، نسبت آنها با توجه به جمعیت کلی و مورد نظر هماهنگ بوده است ودر مقایسه با بیماران IBS کمتر بوده است.

اگر چه هیچ مکانیسم قلبی عروقی در ایسکمی مزمن مربوط حرکات دودی شکل معدی روده ای وجود نداشته است اما جهت اطمینان از نظر بیماریهای التهابی کولون و ایسکمی مورد بررسی قرار می گیرد. لوبی پرستون در واقع نوعی محرک کانال کلرید است که با توجه به افزایش سرتونین مایع معدی روده ای عمل می کند و جدیدترین عامل دریافت کننده FDA جهت درمان بیماران بزرگسال مبتلا به یبوست ایدیوپاتیک میباشد. این موارد با توجه به نتایج نیمه مشخص، کنترل داروی جایگزین، مرحله سوم آزمایش و همچنین سه تحقیق مربوط به ایمنی بالینی ارائه شده است.

پس از جراحی / درمان:

متخصصان با توجه به حرکات معدی روده ای موارد ویژه ای را تجویز می کنند.

4 هفته پس از شروع درمان بیماران تجربیات خود را به صورت حرکات مناسب معدی در هر هفته گزارش خواهند کرد. روده ها نرم تر میشود به همراه فشار نمی باشد و نحوه حرکات بهبود یافته است. ورده کوچک با توجه به معاینه دستی در ناحیه شکم بررسی می گردد.

به بیمار آموزش داده میشود تا این دستورالعمل را به مدت 4 هفته ادامه دهد و مایعات روزانه و دریافت مواد غذایی و ورزش را افزایش دهد. همچنین ممکن است این ارزیابی ها به کاهش وقوع شدت بروز علائم بعدی یبوست کمک نماید.

یبوست حاد و بلند مدت در نتیجه درمان نامناسب یاناکافی را می توان به صورت اختلال سطحی در نظر گرفت. این که آیا ارزیابی های تجربی و درمان مانع از درمان مناسب عوارض بیماران یا وجود علائم قرمز رنگ در بیماریهای ارگانیک می گردد یا نه، از طریق مراجعه به متخصص داخلی یا سایر افراد ارائه کننده خدمات درمانی مشخص می گردد.

بررسی مستقیم واکنشهای معدی در بسیاری از بیماران استفاده از پرسشنامه ها و آمار را به منظور کمک به جامعه ضروری است. هر چه بیمار به طور بهتری شرایط بیماری و اصول مربوط به آن را درک کند احتمال کمتری  وجود دارد که احساس ناتوانی به او دست دهد. این امر در صورتی به وضوع می پیوندد که درمان بیشتر از طریق مشاوره با پزشک صورت گیرد.

تا امروز هیچگونه دستورالعمل رسمی جهت تنظیم بیماریها وجود نداشته است که با توجه به آن گزینه های درمانی برای بیماران مبتلا به یبوست را بتوان اجرا کرد. این گونه تصمیم گیری به طور زیادی بر اساس نظر بیمار شدت علائم فرد مبتلا در زندگی روزمره، درمان بالینی و ورزش می باشد.

علیرغم مطالعات مربوط به شواهد پزشکی شکافهای زیادی به وجود آمده است. مطالعات مربوط به مراکز متفاوت بر علائم چندگانه یبوست متمرکز می باشد و تاثیرات درمانی را روی بیمارانی مورد بررسی قرار می دهد که به عوارض بلند مدت مبتلا شد ه اند و تلاشهای تحقیقاتی آتی را به خونی تنظیم می کنند.

NPS جزء موقعیتهای مطلوب برای دستیابی به انواع این مطالعات میباشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 9:36  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   | 

راهنماي جامع روشهای درمانی بیماری کرون بصورت بیمار محور

در بيماري كرون واكنش التهابي قوي بوسيله بيش فعالي Tcell ها ىر سيستم گوارشی بوجود می آید. نتیجه این التهاب ظاهر شدن علایم بیماری کرون می باشد. در این مقاله با پاتوفیزیولوژی بیماری کرون, بهمراه مداخلات فارماکولوژیک و غیر فارماکولوژیک که به بیماران جهت پیشگیری از تشدید بیماری و ایجاد بهبودی طولانی تر کمک می نماید مورد بحث قرار می گیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 12:14  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   | 

http://jannesar.persiangig.com/banner.swf
+ نوشته شده در  شنبه 18 فروردین1386ساعت 13:28  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   | 

C.V.A: حوادث عروق مغزي

CVA پيشرونده يا حمله مغزي كه در ارزيابي ترمبوز بعنوان عامل آن مشخص شده است با اختلال نورولوژيك خفيف شروع مي شود در طي يك يا دو روز بدتر مي شود

CVA كاملك

يك نقص كامل نورولوژيك كه با يك شروع ناگهاني توسط بيمار تجربه مي شود.

شايعترين علت CVA ترمبوز است. ساير عوامل شامل آمبولي و خونريزي مي باشند. عوامل خطر كه احتمال CVA را افزايش مي دهند عبارتند از: آترواسكروزيز، فشار خون بالا، ريس ريتمهاي قلبي بيماريهاي رماتيسمي قلب، ديابت سليتوس، نقرس، افت فشار وضعيتي و هايپرتروفي قلب ساير عوامل خطر شامل بالا بودن سطح سرمي تري گليسريد و روش زندگي بي تحرك (روش زندگي غيرفعال) استفاده از داروهاي ضدبارداري، سيگار كشيدن و سابقه فاميلي حوادث عروق مغزي (CVA).

علائم كلينيكي اختصاصي CVA با توجه به شريان درگير تغيير است و نتيجتاً، فقط به قسمتي از مغز خون عرضه ميشود) در صدمات خيلي شديد و وسيع عروق جانبي (كومترال) براي كمك به جبران كاهش عرضه خون به مغز وسعت پيدا مي كنند (انشعاب مي يابند)

اگر CVA در نيمكره چپ اتفاق بيفتد، علائمي كه ايجاد ميشود در سمت راز بروز مي كند. اگر در نيمكره راست CVA اتفاق بيفتد علائم در سمت چپ نمايان مي شوند.

بهرحال CVA كه باعث آسيب اعصاب كرانيال (مغزي) ميشود علائمي از اختلال در عملكرد اعصاب مغزي مشابه يك خونريزي ايجاد ميكند (عوارض ناشي از خونريزي)

معمولاً علائم ايجاد شده را براساس شريان درگير دسته بندي مي كنند. همچنين ميتواند بعنوان مخاطره آمير عمومي و مركزي دسته بندي شود.

شريان مغزي مياني:

اين نوع CVA ممكن باعث آفازي (عدم تكلم) شود. (كاهش قدرت تكلم، نوشتن، يا علائمي از كاهش درك گفتاري يا زبان نوشتاري را نشان مي دهد).

اختلال در تكلم (اختلال در سخن گفتن)، كاهش ميدان بينايي و فلج نيمه بدن درست مبتلا (شدت آن در صورت و دست نسبت به پا بيشتر است). از علائم درگيري شريان مياني مغز است.

شريان كادرتيد: بيمار ممكنست خستگي و ضعف ، گرفتگي، اختلال حواس، اختلالات بينايي و تغيير سطح هوشياري صداهاي اضافي كه روي عروق شنيده ميشود. سردرد، آفازي و پتوز (افتادگي پلك) را در سمت مبتلا تجربه كند.

شريان معده اي:

بيمار ممكن است ضعف، ناتواني در سمت مبتلا، بي حسي اطراف دست و دهان، كاهش ميدان بينايي، دوبيني، (2 تصوير از يك مورد ساده) تطابق ضعيف، ريس فاژي، ناهماهنگي كلام، سرگيجه، فراموشي و نارسايي تطابق ماهيچه اي (عدم تعادل) را تجربه كند.

شريان قدامي مغزي:

اين نوع از حمله مغزي مي تواند باعث كاهش سطح هوشياري، ضعف و ناتواني و گرفتگي و سستي در سمت مبتلا (خصوصاً در پا) بي اختياري ادراري و كاهش تطابق شود. همچنين مي تواند اختلال عملكرد حركتي و حسي و اختلالات شخصيتي را ايجاد كند.

شريان خلفي مغزي: فلجي معمولاً رخ نمي دهد. بيمار ممكنست كاهش ميدان ديد، اختلال حواس، كوما و كوري كورتيكال (ناشي از قشر مغز) را تجربه كند.

تستهاي تشخيصي: سي تي اسكن نشان مي دهد كه حمله مغزي ناشي از ترمبوز، خونريزي، تومور يا هيدروسفالي است. سي تي اسكن مغز نواحي ايسكميك را نشان مي دهد اما اگر 2 هفته از CVA گذشته باشد ممكنست موثر نباشد. ساير تستها شامل: Lp، افتالموسكوپي، آنژيوگرافي، ECG و مطالعات آزمايشگاهي است.

درمان:

اقدامات درماني موثر در CVA شامل: داروهاي ضدتشنج براي درمان حملات، داروهاي شل كننده مدفوع جهت جلوگيري از سفت شدن مدفوع كه اينها باعث افزايش ICP ميشوند. كورتيكوستروئيدها جهت به حداقل رساندن ادم مغزي، داروهاي ضد درد جهت كنترل سردرد كه ممكن است بدنبال CVA هموراژيك ايجاد شود. معمولاً استفاده از آسپرين در CVA هموراژيك منع مصرف دارد بخاطر اينكه مصرف آن تمايل خونريزي مغزي را افزايش ميدهد. اما ممكنست در جلوگيري از ايجاد TIA (حملات زودگذر مغزي) موثرباشد.

درمان جراحي جهت بهبود جريان خون مغزي براي بيماري كه دچار CVA ترمبوتيك يا آمبولي شده است شامل. برداشتن انتهاي شريان (برداشتن پلاكهاي آترواسكروز از داخلي ترين ديواره شريان) يا پيوند عروق كوچك (عروق خارج مغزي به روش جراحي به عروق داخل مغزي آناستموز (پيوند) داده ميشوند.

سيد رضايي

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 17:51  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   | 

جريان تشكيل مدفوع

در جريان هضم غذا مواد مفيد و قابل استفاده در روده كوچك جذب ميشود و بخش ناچيزي بصورت غير قابل جذب وارد روده بزرگ ميشود. اين بخش غيرقابل جذب عمدتا مواد فيبري (پلي ساكاريدهاي موجود در غشاء سلولهاي گياهي) و منشاء آنها دانه غلات و حبوبات است. در روده بزرگ عمدتاً آب و املاح جذب مي شود و آنچه نهايتاً دفع ميشود در يك فرد سالم معادل 400-200 گرم مدفوع در 24 ساعت است. حدود 75 درصد وزن مدفوع آب است و 25 درصد ديگر مواد جامد است محتويات مواد جامد مدفوع عمدتا از لاشه ميكروبها و مواد فيبرب تشكيل شده است. بنابراين وزن و قوام مدفوع در هر فرد بستگي به ميزان آب موجود در آن و حجم مواد فيبري دارد. درصد مواد فيبري در مدفوع بستگي كامل بميزان مصرف اين مواد در رژيم غذايي دارد و حجم آب مدفوع بستگي به حركات

دودي روده بزرگ (طول مدت ماندگاري مواد دفعي در روده بزرگ و فعاليت روده بزرگ در جذب آب مدفوع) دارد. در افرادي كه مقدار زيادي فيبرمصرف ميكنند (نان گندم و جو سبوس دار، حبوبات و ...) و حركات دودي روده بزرگ طبيعي نيز دارند، حجم مدفووع در 24 ساعت ممكن است به 400 گرم برسد.

تعريف يبوست:

نزديك به نيمي از افراد كه با شكايت يبوست به پزشك مراجعه ميكنند طبق تعريف يبوست ندارند. اغلب اين افراد از ميزان و يا نحوه دفع مدفوع شكايت دارند. تعداد دفعات اجابت مزاج در افراد مختلف جامعه است و از 3 بار در روز تا 3 بار در هفته محدوده طبيعي تلقي ميشود. به همين دليل بوجود آمدن تغيير در تعداد دفعات اجابت مزاج در هر فرد نسبت به وضعيت معمولي او (كاهش تعداد دفعات اجابت مزاج) بايد يبوست تلقي شود ولي اگر كسي هميشه يكبار در هر روز اجابت مزاج دارد اين فرد يبوست ندارد. حجم و شكل مدفوع نيز بستگي كامل به نوع رژيم غذايي فرد دارد و كاهش قابل توجه مواد فيبري در غذا ميتواند منجر به مدفوع كم حجم و خشك شود كه با تغيير رژيم غذايي اصلاح ميشود.

علائم

علائم زير ممكن است همراه با يبوست وجود داشته باشد:

Ø            احساس پري در مقعد

Ø            احساس نفخ و گاز

Ø            احساس نياز به دفع فوري مدفوع اما عدم توانايي در دفع كامل

Ø            درد شكم و گرفتگي عضلات شكم

Ø            تهوع

Ø            علل يبوست

يكي از علل مهم يبوست مصرف غذاي كم فيبر و كم آب است. در مسافرت كه معمولاً كه رژيم غذايي عادي شما عوض مي شود، مي تواند يبوست ايجاد گردد. خانمهاي حامله اغلب يبوست پيدا ميكنند. علل ديگر يبوست عبارتنداز كم تحركي، استفاده نادرست از مسهل ها، مصرف داروهاي خاص (از قبيل داروهاي ضددرد، مدرها و آنتي هيستامين ها) يا عدم اختصاص وقت كافي براي عمل دفع مدفوع مي باشد. بيماريهاي از قبيل مرض قند و كم كاري تيروئيد نيز ممكن است باعث يبوست شوند.

بررسي هاي لازم

بيشتر اوقات علت يبوست يك مسئله جدي نيست اما در موارد نادر، يبوست مزمن ممكن است علامت انسداد يا ناهنجاري در روده بزرگ باشد. پزشك شما ميتواند براي بررسي علت يبوست شما را تحت آزمايش قرار دهد تا علت زمينه اي را پيدا كند.

سابقه پزشكي شما:

پزشك شما ممكن است مطالبي از اين قبيل بپرسد:

اخيراً چه داروهايي مصرف نموده ايد؟ (مسكن، ضد افسردگي)

چه مدت است كه اين علائم را داريد؟

چه نوع غذاهايي ميل مي كنيد؟

فعاليت معمول شما چقدر است؟

آيا مشكلات پزشكي ديگري داريد؟

آيا شما معمولاً از مسهل يا تنقيه استفاده ميكنيد؟

آيا همزمان با دفع مدفوع درد و يا خونريزي داريد؟

آزمايشها

براي كنار گذاشتن علل جدي يبوست معايناتي انجام ميشود. انجام سيگموئيدسكوپي ممكن است لازم باشد. طي اين آزمون، پزشك درون روده بزرگتان را به وسيله يك دستگاه بخصوص مشاهده ميكنند. ممكن است يك عكس برداري ويژه با اشعه ايكس كه تنقيه با ابريم ناميده ميشود، نيز انجام شود. براي اين آزمون روده بزرگ توسط محلول باريم دار پرميشود، سپس عكس هايي با اشعه ايكس از كل روده بزرگتان گرفته ميشود.

درمان يبوست:

بعد از بررسي شما يك طرح درماني مناسب توسط پزشكتان توصيه ميشود. اين درمان ميتواند خوردن فيبر بيشتر، انجام ورزش بيشتر و پرهيز از مصرف زياد از حد مسهل ها و يا قطع داروهاي غيرضروري باشد.

فيبر بيشتري بخوريد

يكي از بهترين راههاي درمان شما مصرف غذاهاي با فيبر زياد است. بهترين منبع فيبر، غلات (جو، گندم) و سپس حبوبات است. سبزيجات نيز داراي فيبر قابل توجهي هستند. مواد فيبردار حجم مدفوع را زياد و دفع آن را از روده بزرگ تسريع مي نمايد. نوشيدن مايعات كافي هم توصيه ميشود.

مرتب ورزش كنيد

ورزش منظم به بهبود كار روده بزرگ و رفع يبوست كمك ميكند درباره شروع برنامه ورزشي از پزشكتان سئوال كنيد.

از مصرف مزمن و طولاني مدت مسهل پرهيز كنيد

مسهل ها روده بزرگ را تحريك ميكنند تا سريعتر كار كند. مصرف مداوم مسهل ها مي تواند سبب كش آمدن وضعيت شدن روده بزرگ گردند. و نهايتاً ممكن است روده بزرگ بدون آنها اصلاً كار نكنند. پزشكتان مي تواند به شما در قطع وابستگي به مسهل كمك نمايد. در هر صورت، هرگز قبل از مشورت با پزشك آنها را مصرف نكنيد.

 

 

 

 

 

 

 

مديريت درمان استان گلستان

بيمارستان خاتم الانبياء (ص) گنبد

 

دارنده گواهينامه ISO 9001:2000

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واحد آموزش-بخش داخلی

 

مواد پرفيبر

مصرف مواد غذايي زير حاوي فيبرهستند و در پيشگيري درمان يبوست ميتوانند موثرباشند.

سبزيجات (مانند گل كلم، هويج و نخود سبز)

ميوه هاي تازه بخصوص سيب، گلابي و ميوه هاي خشك مانند كشمش و برگه زردآلو

گردو فندق، بادام و غلات (بخصوص حبوباتي از قبيل عدس و لوبيا قرمز)

استفاده روزانه از سالاد و كاهو همراه با يك قاشق غذاخوري سبوس گندم بعلاوه روغن زيتون و آب ليمو كمك كننده است.

توصيه ميشود مصرف برنج را محدود نماييد و بجاي آن نان جو يا سنگك استفاده نماييد.

بررسي و معالجه يبوست شديد و مقاوم

اكثر قريب به اتفاق افرادي كه يبوست دارند، با درمانهاي معمولي خوب ميشوند. وقتي يبوست شديد باشد و بيمار با درمانهاي معمول بهبودي پيدا نكند لازم است بررسي دقيقتري از جمله اندازه گيري مدت زمان عبور مواد از روده بزرگ را با عكس برداري مخصوص انجام گردد. در اين بررسي معمولا بيمار تعداد 60 عدد از قرصهاي كوچكي را مي خورد و پس از چند روز با عكسبرداري ساده شكم طول مدت عبور مواد از روده بزرگ تعيين مي گردد. براساس نتيجه اين كار در مورد درمان طبي و يا جراحي روده بزرگ تصميم گيري ميشود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 17:49  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   | 

درمانهاي CHF كدامند؟

تعديل سبك زندگي

درمان CHF بايد بلافاصله پس از تشخيص شروع شود. شايد مهمترين قسمت و جنبه درمان كه بيشتر مورد غفلت واقع مي شود همان تعديل شيوه هاي زندگي باشد. سديم باعث افزايش ميزان مايعات بدن و تجمع آن در بافتها مي شود. بدليل اينكه بدن بوسيله مايعات تجمع يافته اضافي محتمن مي شود. بيماران به شدت نسبت به افزايش ميزان دريافت مايعات نمكها هستند. علت محدوديت مصرف مايعات و نمك، تمايل آن براي تجمع در ريه ها و اطراف بافتها مي ب اشد. يك رژيم بدون نمك هنوز هم مي تواند 6-4 گرم سديم بصورت روزانه داشته باشد. در بيماران CHF عموماً دريافت سديم بميزان كمتر از 2 گرم در روز توصيه ميشود. مطالعه بر چسب مواد غذايي و توجه خاص به ميزان كل سديم دريافتي بسيار مهم مي باشد. همچنين مصرف مايعات نيز بايد تنظيم شود. گرچه بسياري از بيماران دچار CHF از ديورتيكها جهت دفع مايعات اضافي استفاده ميشود ولي تاثير اين دارو با استفاده از آب و مايعات بمقدار زياد، تاثير اين دارو به سختي ايجاد ميشود. توصيه معمول كه نوشيدن آن بميزان 8 ليوان در روز باعث سلامتي مي باشد در اين بيماران صدق نمي كند. در واقع براي بيماراني كه به درجه پيشرفته تري از CHF دچارند توصيه ميشود كه ميزان دريافت مايعات روزانه خود را با استفاده از تمامي منابع به نصف كاهش دهند. راهنمايي هاي فوق براي محدوديت مصرف نمك و مايع، بطور گسترده اي وابسته به شدت CHF كه بيمار با آن درگير است مي باشد. يك ابزار مهم در بررسي تعادل مايعات اندازه گيري مكرر وزن مي باشد. علامت زودرس تجمع مايع در بدن افزايش وزن است. اين مساله ممكن است حتي زودتر، كوتاه شدن تنفس، تورم پاها و ساير نقاط بدن (ادم) مشخص شود. افزايش وزن بميزان 3-2 پوند در طول 3-2 روز بايد به پزشك اطلاع داده شود و پزشك ممكن است دستور افزايش ديورتيك يا ساير روشها جهت توقف مرحله اول تجمع مايع قبل از تشديد آن شود.

ورزشهاي هوازي كه بيشتر براي بيماران CHF توصيه نمي شد نشان داده شده كه در حفظ ظرفيت عملكردي، كيفيت زندگي و شايد حتي بقاء بيمار مفيد مي باشد. بدن هر فرد توانايي منحصر بفردي در جهت جبران نارسايي قلبي دارد. با داشتن يك درجه از ضعف عضلات قلبي بيماران ممكن است درجات مختلفي از محدوديت عملكرد را نشان دهند. برنامه منظم ورزش در زماني كه با بررسي ميزان تحمل بيمار دنبال شود باعث اثرات مثبت مهمي خواهد شد.

مشخص نمودن عوامل بالقوه برگشت پذير:

بسته به عوامل ايجاد كننده CHF، عوامل بالقوه برگشت پذير بايد مشخص شوند. بعنوان مثال در بيمار خاص كه CHF وي بدليل جريان خون ناكافي عضلات قلبي باشد جريان خون مجدد شريانهاي كرونر از طريق جراحي يا روشهاي كاترارسيون (آنژيوپلاستي يا اسنت (داخلي عروق كرونر) باعث درمان شد اگر CHF در اثر بيماري شديد دريچه اي ايجاد شده باشد مي توان علايم را با جراحي دريچه دفع نمود و يا در زماني كه CHF بوسيله فشار خون كنترل شده (هايپرتانسيون) ايجاد شده باشد مي توان بوسيله درمان تهاجمي فشار خون، شرايط را بهبود بخشيد. همينطور ضعف عضلات قلبي كه مربوط به تداوم الكسيم شديد بوده مي تواند با پرهيز  از الكل به شكل قابل ملاحظه اي بهبود يابد. CHF كه بدليل ساير بيماريهاي ايجاد شده باشد نيز مي تواند بهمين شكل بطور نسبي يا كامل با اقدامات اختصاصي آنها قابل برگشت باشد.

دارو درماني: تا همين اواخر انتخاب درمانهايي كه براي CHF در دسترس بود بطور مايوس كننده اي محدود و فقط متمركز بر كنترل علايم بود. ولي اخيراً توسعه پيدا كرده و باعث بهبود علايم و مهمتر از آن باعث افزايش طول عمر بيماران شده است.

مهار كننده هاي آنزيم تبديل كننده آنژيوتانسين (ACE):

مهار كننده هاي ACE براي درمان هايپرتانسيون در افراد بالاي 20 سال مورد استفاده قرار مي گرفت.

اين طبقه دارويي بطور وسيعي در درمان CHF مورد مطالعه قرار گرفت. اين داروها تشكيل آنژيوتانسين II را هورموني با آثار بالقوه زيان آور براي قلب و جريان خون مي باشد را مهار مي كند. در مطالعات متعدد برروي صدها بيمار استفاده اين داروها بهبود قابل توجهي را در علايم بيماران اثبات نموده باعث پيشگيري از تشديد علايم و طولاني شدن طول عمر بيماران شده است. بعلاوه اخيراً نشان داده شده كه اين داروها مانع از توسعه نارسايي قلبي و حملات قلبي ميشود، بدليل كثرت مداركي كه استفاده از اين داروها را در نارسايي قلبي تاييد و حمايت مي كند مهار كننده هاي ACE با كمترين ملاحظه در همه بيماران داراي نارسايي قلبي مخصوصاً افرادي كه ضعف عضلات قلب دارند استفاده ميشود.

عوارض جانبي احتمالي اين د اروها شامل بيقراري، بندرت واكنشهاي آلرژيك، سرفه هاي خشك، افت فشار خون، اختلال عملكرد كليه و احتمالات الكتروليتي، در زمان استفاده از دارو بيمار بايد بدقت از نظر عوارض بررسي گردد و گرچه اكثر اين بيماران داروها را بدون مشكل مهمي تحمل مي نمايند. چند مورد از مهار كننده هاي ACE شامل: كاتروپريل (كاتپدين) انالاپريل (وازرتك) لينوپريل (زستريل، پري نويلي)، بنزاپريل (لونتين) و رامي پريل (آلتاك)

براي بيماراني كه قادر به تحرك تحمل مهاركننده هاي ACE نيستند گروه متفاوتي از داروها استفاده ميشود كه بعنوان بلوك كننده هاي گيرنده هاي آنژيوتانسيون ناميده ميشوند (ARBS) استفاده ميشود. اين داروها برروي همان مسير هورموني مهاركننده هاي ACE عمل مي كنند اما بجاي بلوك عمل آنتويوتامين II مستقيماً برروي رپتور آنها تاثير مي گذارند در يك مطالعه كوچك كوتاه مدت يكي از اين داروها بعنوان بقاء بيشتر و درمان CHF قديمي در مقايسه با بيماري كه مهار كننده هاي ACE دريافت كرده است ملاحظه شد. گرچه مطالعات بيشتر نتوانست برتري ARBS را بر مهاركننده هاي ACE ثبات نمايد. مطالعات آينده در جهت استفاده از اين داروها هر كدام به تنهايي و در تركيب با ACE مي باشد هرچند عوارض جانبي اين داروها ممكن است شبيه مهاركننده هاي ACE باشد ولي سرفه خشك بدنبال مصرف اين داروها كمتر معمول است. اين طبقه دارويي شامل: لوزارتان (كوزلار) كاندستارتان (آتاكند) تليارتان (ميكارديس) والزارتان (ديووان)، ايبزارتان (آوارپرو)

بتابلوكرها:

هورمونهاي خاصي از قبيل اپي نفرين (آدرنالين) نوراپي نفرين وساير هورمونهاي مشابه براي گيرنده هاي بتا در نواحي مختلف بدن عمل كرده و باعث تاثيرات تحريكي ميشوند. تاثير اين هورمونها برروي گيرنده هاي بتاي قلبي، قدرت انقباضي بيشتر عضلات قلب است. بتابلوكرها موادي هستند كه عمل اين هورمونهاي محرك برروي گيرنده هاي بتا را برروي بافتهاي بدن بلوك مي كنند.

بعد از زماني كه اين داروها شروع به بلوك گيرنده هاي بتا مي كنند عمل قلب دچار سستي و احتلال ميشود بطور سنتي بتابلوكرها نبايد در بيماران دچار CHF استفاده شوند. هر چند اثرات تحريكي اين هورمونها ممكن است در ابتدا براي نگهداري عملكرد قلب مفيد باشند. تا اينكه تاثيرات منفي برروي عضله قلبي در طول زمان مشخص ميشود مطالعات اخير تاثير مثبت باليني بتابلوكرها در بهبود عملكرد قلب و ميزان بقاء بيمار CHF كه بطور همزمان از ACE استفاده مي كند را نشان داده است.

اين مساله نشان مي دهد كه كليد موفقيت در استفاده از بتابلوكرها در CHF شروع با دوز پايين و افزايش دوز به آهستگي مي باشد ممكن است بيمار احساس كند كه وضعيت وي بدتر شده است و ممكن است نياز به ساير درمان ها براي سازگاري باشد. عوارض جانبي احتمالي شامل: احتباس مايعات، فشار خون پايين، افت نبض و خستگي عمومي مي باشد. همچنين بتابلوكرها را عموماً نيم توان در مورد بيماريهاي جدي راه هوايي از قبيل آسم داراي نبض بسيار پايين در زمان اثر افت استفاده كرد. در حال حاضر كاروديلول (كورگ) دارويي است كه بيشتر براي استفاده از CHF مورد مطالعه قرار گرفته (تنها بتابلوكري براي در CHF توسط FDA تائيد شده ) مطالعه برروي اسير بتابلوكرها نيز اميدواركننده بوده است. تحقيق در مورد مقايسه كاروديلول با ساير بتابلوكرها در جهت درمان CHF در حال انجام مي باشد.

ديگوكسين:

ريگوكسين (لانوكسين) صدها سال است كه در درمان CHF مورد استفاده بوده است اين دارو بطور طبيعي توسط گياه «گل پنجه علي» توليد مي شود ديگوكسين باعث تحريك عضله قلب براي انقباض قويتر ميشود اثر ديگوكسين كه بدرستي شناخته شده نيست باعث بهبود علايم CHF و پيشگيري از پيشرفت نارسايي قلب مي شود. هر چند در مطالعه اي كه اخيراً بصورت تصادفي و در يك مقايسه گسترده براي مشخص كردن تاثير ديگوكسين برروي مرگ و مير انجام شد ديگوكسين براي بسياري از بيماراني كه علايم شديد CHF داشته اند مفيد بوده ولو اينكه ميزان بقاء بيمار افزايش پيدا نكند. عوارض جانبي احتمالي: تهوع، استفراغ، ديس ريتمي هاي قلبي، اختلال عملكرد كليه و اختلالات الكتروليتي مي باشند. گرچه اين عوارض عموماً ناشي از مقادير سمي ديگوكسين در خون بوده مي توان بوسيله آزمايشات خوني ميزان آن را بررسي نمود. همچنين دوز ديگوكسين در بيماران دچار آسيب هاي مهم كليوي نياز به تنظيم دارد.

ديورتيكها:

ديورتيكها يك جزء مهم از درمان CHF در جهت پيشگيري و يا رفع علايم تجمع مايع مي باشند. اين داروها از طريق افزايش جريان مايع از طريق كليه، از تجمع مايع در ريه ها و بافتها محافظت نموده در رفع علايمي از قبيل تنگي نفس و تورم پاها موثر مي باشند ولي تاثير آن برروي افزايش بقاء بيمار ثابت نشده است. با وجود اين ديورتيكها بعنوان يك داروي كليدي جهت پيشگيري از بدتر شدن وضعيت بيمار كه بموجب آن نياز به بستري نمودن بيمار در بيمارستان است بشمار مي آيد.

در زماني كه نياز به بستري شدن بيمار در بيمارستان باشد ديورتيكها اغلب بصورت وريدي اجرا مي گردد زيرا كه ممكن است توانايي جذب خوراكي ديورتيكها دچار اشكال شده باشد.

عوارض جانبي بالقوه ديورتيكها شامل: هيدراتاسيون، اختلالات الكتروليتي مخصوصاً هايپوكالمي، اختلالات شنوايي و افت فشار خون مي باشند. پيشگيري از هايپوكالمي بوسيله دريافت مكملها در زمان استفاده از اين داروها مهم مي باشد. بعضي اختلالات الكتروليتي ممكن است بيماران را مستعد آريتمي هاي خطرناك قلبي كند. نمونه هايي از گروههاي مختلف ديورتيكها شامل فورزمايد (لازيكس) هيدروكلروتيازيد ، بومتانيد (بومكس) تورسمايد (دمادكس) مترلازون (زادوكسولين)

اخيراً تاثيرات بعلت غيرمنتظره يك ديورتيك در افزايش بقاء بيمار دچار CHF ثابت شده است. اپيرندلاكتون از چندين سال قبل بعنوان يك ديورتيكضعيف در درمان بيماريهاي مختلف استفاده ميشود. در ميان ديگر داروها اين دارو تاثير هورمون آلدوسترون را متوقف مي نمايد. آلدوسترون بصورت تئوريك داراي تاثيرات زيان آور برروي قلب و جريان خون در بيمار CHF مي باشد. آزاد سازي اين هورمون در قسمتي توسط آنژيوتانسين II ايجاد ميشود. در بيماراني كه مهار كننده هاي ACE دريافت مي كنند با اين وجود يك پديده فرار وجود دارد كه در آن مقدار آلدوسترن عليرغم مقادير پايين آنژيوتانسيون II بالا مي باشد. محققان اخيراً دريافته اند كه اپيرنولاكتون مي تواند ميزان بقاء بيماران CHF را افزايش دهد. در اين تحقيق، دوز مورد استفاده نسبتاً كم بوده و اين فرضيه را مطرح مي نمايد كه ميزان سودمندي دارد در توانايي آن در بازدارندگي و مهار تاثير آلدسترون بجاي تاثير ضعيف ديورتيك آن مي باشد.

عوارض جانبي احتمالي دارو: بالا رفتن ميزان پتاسيم و در زنان افزايش بافت پستان (ژنيكوماستي) ميباشد.

پيوند قلب:

در بعضي موارد با وجود درمانهاي معمولي كه در بالا ذكر شد، در نتيجه نارسايي پيشرونده قلبي وضعيت بيمار همچنان روبه بدتر شدن ميرود، در بيماران مورد انتخاب پيوند قلب، يك روش درماني قطعي مي باشد. كانديدهاي انجام پيوند قلب داراي شرايط عمومي پايين تر از 60 سال داشته و نبايد دچار بيماريهاي شديد يا غيرقابل برگشت در ساير اندامها باشد. بعلاوه پيوند قلب فقط در كساني انجام مي شود كه مشخص شده باشد كه پيش آگهي بيمار با وجود اقدامات درماني ضعيف شده باشد. بيمار كه پيوند قلب شده نياز به مراقبت درماني بسته بدليل دريافت داروهاي ضروري كه باعث سركوب ايمني جهت پيشگيري از پس زدن پيوند نياز دارند. آنها همچنين بايد علايم گسترش بيماري عروق كرونر در قلب پيوندي را برررسي كنند. گر چه هزارات بيمار در ليست انتظار براي پيوند قلب قرار دارند. تعداد عملهاي پيوند قلب كه در سال انجام ميشود محدود به تعداد اهدا كنندگان اعضاء مي باشد. بهمين دليل پيوند قلب در يك ديد واقع بينانه فقط براي تعداد كمي از تعداد كثير بيماران CHF ميباشد.

ساير درمانهاي مكانيكي

با توجه به محدوديتهاي موجود در پيوند قلب در حال حاضر بيشتر توجهات به سمت توسعه وسايل كمكي كه عمل پمپاژ تمام يا قسمتي از قلب را برعهده مي گيرد. چندين وسيله براي استفاده باليني در دسترس بوده و تعداد بيشتري نيز بصورت فعالانه اي در حال توسعه مي باشد. بعنوان مثال: اخيراً وسيله هاي كمكي بطن چپ كه بعنوان يك روش موقت براي حمايت جريان خود در بيماران بسيار بدحال تا زماني كه پيوند برروي آنها انجام شود وجود دارد.

مطالعات آزمايشگاهي در مورد امكان استفاده از اين وسايل كمكي براي درمان طولاني بعنوان يك جايگزين ثابت در حال انجام است. محدوديت بزرگ اين وسايل خطر عفونت مي باشد. مخصوصاً در قسمتهايي كه اين دستگاهها از طريق پوست براي تماس با منبع خارجي نيرو از بدن خارج مي شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 17:47  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   | 

14 دسامبر 2006 22/9/85

درمان زودتر HIV به پسرفت هپاتيت C كمك مي كند:

5 شنبه 14 دسامبر (خبرهاي روز سلامتي)

شروع درمان ضد رترو ويروسي HIV زودتر از زمان توصيه شده ممكن است به كنترل بهتر ويروس هپاتيت C در كساني كه به HIV هم مبتلا مي باشند منجر شود اين يكي از يافته هاي مطالعه اخير مي باشد.

محققان مركز تحقيق AIDS در بيمارستان عمومي ماساچوست، بوستون مي گويند كه عفونت همزمان هپاتيت C و HIV يك مشكل در حال رشد مي باشد.

در حاليكه بطور طبيعي سيستم هاي ايمني بيشتر افراد مبتلا به ويروس هپاتيت C(HCV) قادر به كنترل اين ويروس هستند، اين كنترل در كساني كه مبتلا به عفونت همزمان با HIV ويروس عامل بيماري ايدز مي باشند ممكن است شكست بخورد.

مطالعه دكتر آرتوركيم در يك مقاله گردآوري شده نشان مي داد كه بار مسئوليت جهاني روي درمان عفونتهاي ويروسي مزمن زياد است و HCV و HIV در بين ويروس هاي مذكور مهم هستند.

كيم مي گويد: بعلت راههاي انتقال مشترك، عفونت همزمان با هر دو ويروس شايع است. متاسفانه HCV بعنوان يك عفونت فرصت طلب در حضور HIV رفتار مي كند و در اشخاص مبتلا به HIV باعث بيماري و مرگ ميشود. در اين مطالعه 60 نفر مبتلا به عفونت همزمان HIV.HCV . 17 نفر فقط مبتلا به HCV بودند. يافته ها نشان داد كه در اشخاص مبتلا به عفونت همزمان ويروسها، شروع زودتر درمان ضد رترو ويروسي ممكن است مفيد باشد قبل از اينكه ميزان CD4+ سلول T كمكي در سيستم ايمني و همچنين حفظ كنترل HCV كاهش يابد.

يافته ها و نتايج در شماره دسامبر Plos medicine منتشر شده است.

كيم گفت: اخيراً يك مطالعه آزمايشي در سرتاسر كشور در حال انجام است كه درمان زودتر HIV نتايج درمان هپاتيت C را بهتر خواهد كرد.

بخشي از اين مطالعه تحقيق خواهدكردكه چگونه درمان زودتر ممكن است بر واكنش هاي ايمني موثر باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 17:43  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   | 

سندرم نقس ايمني اكتسابي (AIDS) (ايدز) HIV

ايدز

يك بيمار ويروسي واگيردار است كه سيستم دفاعي بدن را مختل كرده و بيمار در مقابل انواع سرطانها و عفونتها بي دفاع شده و درنهايت از پا در مي آيد.

علايم اصلي:

كاهش بيش از 10% وزن بدن

اسهال مزمن بيش از يكماه

تبهاي متناوب يا ثابت بيش از يكماه

علايم باليني:

1- تنفسي: نفس هاي كوتاه و سطحي ، تنگي نفس، سرفه، درد سينه و تب، سل وابسته به ايدز

2- گوارشي: بي اشتهايي، تهوع، استفراغ، اسهال مزمن، عفونت كانديديايي

3- عصبي: آنسفالوپاتي شامل (نقصان حافظه، سردرد و فقدان تمركز، كندي رواني حركتي و آتاكسي)، نوروپاتي محيطي وابسته به HIV كه اختلال عصبي محيطي است تب، سفتي گردن و تهوع و استفراغ

4- پوستي شامل: تب خال، زونا و انواع التهابات پوستي و زيكولهاي خطرناك

5- ساير علايم: بيماريهاي مزمن و سرطان ها و علايم در دستگاه توليد مثل زنان

ارزش يابي تشخيص:

وجود آنتي بادي هاي HIV بوسيله آزمون اليزا و آزمايش وسترن بلادت

 

 

راههاي انتقال:

تماسهاي جنسي، دريافت خون و فرآورده هاي خوني آلوده، استفاده از سرنگ و سوزن آلوده و وسايل برنده و نافذ، ابزار و لوازم آلوده حجامت، خلال دندان و تيغ صورت تراشي مشترك، انتقال آلودگي بيماران به افراد سالم را موجب مي گردد.

درمان:

ايدز واكسن و دارو ندارد و متاسفانه درمان قطعي ندارد و مهمترين اصل اين است كه ايدز قابل پيشگيري است.

راههاي پيشگيري:

پايبندي به اصول اخلاقي و اجتناب از بي بند باري جنسي و دوري از تماسهاي جنسي نامشروع

عدم استفاده مجدد از سرنگهاي يكبار مصرف به خصوص در معتادين تزريقي

استفاده از كاندوم هنگام روابط جنسي

مراقبت در هنگام استفاده از لوازمي كه ممكن است سبب خراش يا بريدگي شود.

گروههاي در معرض خطر:

دريافت كنندگان  خون و فرآورده هاي خوني مانند بيماران هموفيلي

تالاسمي و پيوند اعضاء

همسران افراد مبتلا

افراديكه شركاء جنسي متعدد دارند

مسافرين خارجي و افراديكه مسافرت به مناطق آلوده داشته اند

كليه مشاغل مرتبط پزشكي و پيراپزشكي

فرزندان مادران آلوده

 

چگونه با افراد مبتلا به ايدز رفتار كنيم؟

آنان را طرد نكنيد

آنان را از خدماتي كه به بقيه ارائه ميشود محروم نكنيد

آنان را به ورزش، فعاليت و تغذيه مناسب ترغيب كنيد.

آنان را تشويق كنيد تا به مراكز مربوط مراجعه نمايند.

 

بهترين درمان ايدز

 پيشگيري از آن ميباشد.

 

 

 

 

 

 

مديريت درمان استان گلستان

بيمارستان خاتم الانبياء (ص) گنبد

 

دارنده گواهينامه ISO 9001:2000

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واحد آموزش

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 17:41  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   | 

درد سرطان

درد سرطان مي تواند عوامل مختصلي شامل شود. از جمله خون سرطان تحت فشار قرار گرفتن يك عصب يا قسمتهاي ديگر بدن شكستگيها يا درد ناشي از درمان سرطان وجود دارد. تكنيكهاي متفاوتي براي كمك به معالجه (كم كردن) دردهاي جدي ناشي از سرطان شامل دردهاي ناشي از درمان دارويي و تزريقات به ويژه آسيب بافت عصبي ناشي از درمان دارويي (توانايي درمان) و استفاده از پمپها با جراحي و قرار دادن آن در درون بدن براي تسكين درد ناشي از درمان دارد. باب ويژه در يك نقطه از ساب آركنوئيد مي توان استفاده. در پمپهاي تزريق كننده دارو كه باعث ايجاد درد ناشي از تحريك رسپتورهاي روي طناب نخاعي مي گردد كنترل دردهاي مزمن در بيمار سرطاني سودمند است. با كاهش تاثيرات جانبي براي درك بيشتر لطفا مبحث سرطان را بخوانيد.

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 21:50  توسط غلامرضا باوقار وپرسنل داخلی   |